روزگار سخت ساکنین روستای بهره عنای شهرستان باشت؛ اینجا آخر دنیا است!+ تصاویر

اینجا آخر دنیا است و نه خبری از ایجاد زیرساخت بهداشتی و خانه بهداشت است نه گاز و هر ساله بخش اعظمی از طبیعت خدادادی منطقه قربانی ساعتی روشنایی می‌شود.

دو کیلومتر پیاده روی دانش آموزان «سیلاب کلوار» برای رسیدن به مدرسه

هنوز چند روزی از خبر دانش آموزان بی پناه “سرگچ” دیشموک که جایی برای تحصیل نداشتند و واکنش وزیر آموزش و پرورش نمی گذرد که این بار دانش آموزان معصوم کلاس اولی در محروم ترین منطقه سردسیری بویراحمد مسافتی بیش از ۲ کیلومتر را طی می کنند تا به مدرسه بروند.

فقر به روایت اکرم یا مریم؟

اکرم فقر را در روستای امامزاده پهلوان دهدشت این گونه معنا می‌کند و من فقر را سکوت مطلق به همه تردیدها و پرسش‌های دردل‌مانده‌ام…

به شهین و پسر هشت ساله اش رسیدگی کنیم

در کهگیلویه و بویراحمد زنان بی سرپرست و بد سرپرست زیادی زندگی می کنند زنانی که عزت و عفت شان را با هیچ چیزی معاملی نمی کنند آنها این عفت را حفظ می کنند اما شب خودش و بچه هایش با شکم گرسنه سر بر بالین می گذارند.

سرزمین مهتاب در تاریکی شب ها

هیچ کس از اهالی روستا نمی‌داند چه کسی برای نخستین بار نام این نقطه از کره زمین را «دلی مهتاب» گذاشت اما همه آنان می گویند یکی از مهمترین مشکلات این آبادی، شب‌های تاریک آن است.

روزگار این مادر بویراحمدی؛ سخت زمستانی است (+تصاویر)

به هر چهار جهت خانه و اتاق‌های او که نگاه می‌کردی، مظلومیت این مادر «سخت‌کوش» را مشاهده می‌کردی. سقفش چوبی و گلی بود. نه فرش، نه وسایل، نه اجاق گاز و نه وسایل دیگر مناسب هیچ خانه‌ای نبود.

سفر دولت به بساطی که بساطی نیست

استانی که از کم ترین امکانات و ظرفیت های ملی برای خروج از بن بست سهمی نداشته است، استانی که از روزی که ندای تدبیر در سرای دولت پیچید امیدش، نا امید شده است.

جولان فقر در کهگیلویه و بویراحمد

مسئولان فقط نظاره گرند و به بسیج صوری جنگلبانان در برخی گلو گاهها و سطح شهر مبادرت می نمایند که غلط بودن شیوه برخورد و عدم نتیجه گیری مناسب نه تنها در تشدید این روند موثر بوده بلکه قهری بودن برخورد با اقشار آسیب پذیر، نارضایتی شدید آنان را علیه نظام در پی دارد.

گزارشی تکان دهنده از خانواده ۱۳ نفره ای در کهگیلویه و بویراحمد که ۱۱ نفرشان نابینا هستند! (+عکس)

در طول جلسه فکر این مادر و پسر عذابم می داد، و دردناک تر از این، صحبت‌های مدیران در جلسه بود که از توانایی و کسب رتبه حداکثر چهارمی اداره خود در سطح کشور سخن می راندند اما زیر پوست این شهر حکایت های دیگری داشت،کاش مدیران بجای دقت در برگه کوچک کاغذی خود،

۷۲ ساعت دیگه مجبورم خودکشی کنم اما …

با هزار شرم زنگ نزنم بابام بگم بابا تا بخوام بگم سلام بگه خدا بزرگه جور میشه…
واسه کارت امتحان دانشگاه دیگه نمیتونستم زنگ بزنم بابام که پول و هزینه دکتر پاهاش که درد میکنه و سالها زحمت پا درد واسش اورده بریزه به حساب من.امتحان اولی رو التماس کردم.امتحان دومی رو دیگه مجبور شدم زنگ بزنم دامادمون.زشته.زشت.دلم میخواد بعد ۳-۴ ماه برم پدر مادرم رو ببینم ولی نمیشه.یه روز رو از دست بدم باید خجالت بکشم.چیکار کنم؟خودکشی

عمق محرومیت در بام نفتی ایران!

آقای وزیر نفت، به گچساران بیایید تا عمق محرومیت را در بام نفتی ایران ببینید.