استانی که از کم ترین امکانات و ظرفیت های ملی برای خروج از بن بست سهمی نداشته است، استانی که از روزی که ندای تدبیر در سرای دولت پیچید امیدش، نا امید شده است.

سایت مردم ک و ب – رضا عباسی:

بالاخره پس از چندین سال، چشم انتظاری دولت فیروزی و فتح ظفر به سر آمد و آخرین سفرهای ریاست جمهوری سهم محروم ترین، بیکارترین و بخوانید از این “ترین ها” شد.

سفری که به قول یکی از یادداشت های این روزها آقای استاندار آن را با سفر مقام معظم رهبری و آیت الله هاشمی رفسنجانی قیاس کرده اند که خود دلیل قیاس با این دو نوع سفر از دو جنس متفاوت جای بحث دارد.

به عنوان یک شهروند در این استان جا دارد که از تیم اجرایی استان پرسید که با چه امید و شوقی از این سفر به فتح الفتوح یاد می شود.

 آیا جز این است که باید به حال خودمان تاسف بخوریم.

استانی که از کم ترین امکانات و ظرفیت های ملی برای خروج از بن بست سهمی نداشته است، استانی که از روزی که ندای تدبیر در سرای دولت پیچید امیدش، نا امید شده است.

آیا نباید پرسید که دولت سفرهایش را بر چه اساسی تنظیم کرده است !؟

انگار این سفر ها بر اساس میزان محرومیت است یعنی هرچه محروم تر آخرتر البته در دولتی که در نگاه مشاور اعظم آن توسعه بر عدالت که بر همه چیز مقدم است و جهانی شدن امری اجتناب ناپذیر است، طبیعی است که سفرها بر اساس میزان توسعه یافتگی باشد.

حالا هر جایی که عقب مانده است خودشان باید عرضه داشته باشند و از محرومیت خارج شوند تا در لیست سفرهای دولت رتبه بالاتری کسب کنند.

 البته شاید یکی دیگر از دلایل این تاخیر در سفر در میزان آرای مردم به آقای رییس جمهور باشد، که باز هم استان ما از معدود استان هایی بود که به جرم رای ندادن باید مأخذه شود.

البته هست از دلایل دیگر از جمله چماق و تعامل و لابی و هر چه که باید از نمایندگان پرسید…

 آیا ما حق داریم بپرسیم که آقای رئیس جمهور در این ۴ سال برای استان ما چه کرده اید؟

استان ما در کجای معادلات شما بود…

بیکارترین استان کشور بر اساس آخرین آمار، آمار میزان طلاق،خودکشی ،حاشیه نشینی و نزاع و قتل و خانواده هایی که به امید برجام و چرخاندن چرخ اقتصاد با جوانانشان به شما رای دارند.

از نبود زیرساخت و پروژه و ایجاد شغل و هر آنچه که لایق استانی که ۳۰ درصد منابع انرژی را دراختیار دارد که هیچ..

خلاصه اینکه به قول نیما :”بر بساطی که بساطی نیست در درون کومه تاریک ما،ذره ای با آن نشاطی نیست و جدار دنده های نی به دیوار اطاقم دارد از خشکی می ترکد….”

کاش کمی انصاف و واقع گویی و حال دل مردم را بر جوسازی سیاسی جولان حزبی و خودنمایی و خودشیرینی برای مردان دولت ترجیح دهیم.

این جمله آخر خطابش به آقایان نماینده محترم و تیم اجرایی دولت در استان است.

باشد که هر آنچه میگوییم برای رضای خدا باشد.. هر چند وجدان مردم همه ما را قضاوت خواهد کرد..