بیایید رو راست باشیم، بیشتر ما حتی فکر می‌کنیم پزشکان مرد، بهتر از پزشکان زن می‌توانند بیماری ما را تشخیص بدهند یا مردها بهتر از زن‌ها رانندگی می‌کنند!

 ایمان محمدپورفتحth

چند هفته ی گذشته جهان شاهد از دست دادن یکی از اسطورها ی تمام عیارراه آزادی و آزادگی  بود.

آری، نلسون ماندلا ، مبارز راه آزادی و کسی که بعد از قرن ها توانست نژاد پرستی را کنار بزند . شاید برای نسل های آینده چندان قابل باور نباشد که در زمانی نه چندان دور ، سیاه پوستان به خاطر نژاد و رنگ پوستشان از ساده ترین حقوق اجتماعی محروم بودند…

قصد پرداختن به اسطوره ای مثل ماندلا را ندارم، چرا که نه قابل توصیف است و نیاز به تعریف و تمجید دارد…

اما چرا ماندلا؟ و چرا در این یادداشت؟ اگر کنجکاوید، چند دقیقه وقت بگذارید و این یادداشت را تا پایان بخوانید…

« ریشتَ او بُرد »، « اجاقت کورهِ» یا به زبان ترکی «سَقَلَنِه سو آپاردِه»، «اَجاقه کُردُر» و…

فرق نمی کند که ترک باشید یا لر، عرب باشید یا عجم ! این جملات و جمله های با این مضمون را حتما بارها شنیده اید.

 این جملات را اگر در جامعه سنتی و کم سواد  قبل از انقلاب یا سال های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی می شنیدیم، تقریبا عادی بود و تعجب نمی کردیم. اما آنچه زجرآور و غیر قابل توجیه به نظر می رسد، شنیدن این جملات در جامعه ی امروزی ، که طبق آمار ۹۹ درصد افراد آن باسوادند و تا حدودی مدعی عبور از جامعه سنتی به مدرنیته هستند!

این نوع نگاه تحقیر آمیزنسبت به ۵۰ درصد جمعیت استان به همین جملات ختم نمی شود و کافیست به دادگاه خانواده، بیمارستان، پزشکی قانونی و… مراجعه کنیم و پیرامون این موضوع تحقیق کنیم تا متوجه عمق فاجعه بشویم..

کسی به عنوان زن کشته می شود، میان چهار دیواری های تاریک محبوس می گردد، مورد تجاوز و خشونت قرار می گیرد، لگد  کوب می شود و هزاران نوع جرم و جنایت دیگر که با توجه به گراف بلند «تبعیض جنسیتی» تعداد این وقایع شاید خیلی بیشتر از آن باشد که گاهی تصور می کنیم. البته خوب که توجه کنیم، متوجه این موضوع می شویم که سنت و فرهنگ قبیله‏یی حاکم بر استان، به این تمایز مفرط جنسیتی اعتبار کافی می بخشد.

با این تفاسیراگر از من بپرسید که در استان بین زن و مرد تبعیض وجود دارد بی شک به شما پاسخ مثبت خواهم داد.اگر شما غیر از این می اندیشید از شما سوالی دارم و در پاسخ به آن خودتان قضاوت کنید که آیا تبعیض وجود دارد یا نه؟

موضوع تبعیض نه ربطی به دین دارد و نه ربطی به سیاست.این موضوع ریشه در فرهنگ تک تک ما دارد. حال خوب فکر کنید و به خودتان پاسخ دهید : اگر در خانواده ای پسری دوچرخه سواری کند، چرا دختر خانواده به دلیل دختر بودن نباید این کار را بکند؟ اگر پسر خانواده با دوستانش به مهمانی می رود، چرا دختر خانواده به دلیل دختر بودن از این کار منع میشود؟ چرا پسران با صدای بلند میتوانند از حقوق خود در جامعه دفاع کنند، اما دختران به دلیل حجب و حیای دختر بودن نباید این کار را بکنند؟ به گناه نگاههای آلوده مردان ، چرا باز زنان هستد که باید پوشش خود را بیشتر رعایت کنند و به خود سخت بگیرند؟ حتی در زمینه ازدواج ، چرامردان هستنند که به خواستگاری زنان میروند و حق انتخاب دارند؟ و پرسش اصلی، چرا باید ۹۹ درصد مدیران ادارات مختلف استان مرد باشند و سهم جمعیت حداقل ۵۰ درصدی استان، با انفاق یک درصد باشد؟ وهزاران پرسش دیگر…

کمی به دور و بر خود نگاه کنید. مدیران ادارات، معاون‌های ارشد، مسؤولان رده بالا و دیگر رده‌های شغلی و موقعیت‌هایی از این دست را چه کسانی اداره می‌کنند؟

بیایید رو راست باشیم، بیشتر ما حتی فکر می‌کنیم پزشکان مرد، بهتر از پزشکان زن می‌توانند بیماری ما را تشخیص بدهند یا مردها بهتر از زن‌ها رانندگی می‌کنند!

سال هاست که زنان در استان ما از عدم دستیابی به سطوح فوقانی قدرت گله دارند. شرایط کار برای دختران فارغ التحصیل هیچگاه برابر با پسران فارغ التحصیل نبوده است. دختران سخت تر مورد پذیرش کارفرمایان قرار می گیرند به طوریکه آمارها نشان می دهد میزان بیکاری در جامعه ی زنان استان چند برابر مردان می باشد. ؟ با این شرایط، آیا خانواده ها حق ندارند وقتی فرزند دخترشان به دنیا می آید نگران باشند؟ فرزندی که احتمالاً حق تحصیل در برخی رشته های خاص را ندارد…فرزندی که حق استخدام شدن را ندارد…فرزندی که برخی حقوق ساده و مسلم خود را از دست می دهد ، صرفاً به دلیل اینکه جنسیتش “زن” است… آیا این تبعیض نیست؟

همین نگاه تبعیض آمیز میگوید زنان به دلیل ظرافت و زنانگی از پس کار بیرون از خانه بر نمی آیند و باید این کارها را به مردان سپرد.حتی اگر خودمان زنی را ببینیم که کار فرمای ماست احساس میکنیم که او موجود ضعیفی است و باید از او نافرمانی کرد و باید او را به پایین بکشیم و…

تبعیض جنسیتی تلخی ها و سیاهی های زیادی در تاریخ از خود به جا گذاشته است. زنده به گور کردن دختران ، قبل از اسلام پلیدترین نمونه از نگاهی بود که تولد نوزاد دختر در خانواده را آغازگر شرمساری می دانست و خانواده ترجیح می داد آنچه را که در آینده موجب شرم ساری خواهد شد ، از همان ابتدا از بین ببرد.

اما حال بعد از گذشت قرن ها ، زنان در استان کهگیلویه و بویراحمد هنوز از تبعیض های جنسیتی رنج می برند. تبعیض هایی که گاهی ریشه در فرهنگ و سنت دارد و گاهی سر از قوانین بر می آورد. تبعیض هایی از همان جنس تبعیض نژادی که ظاهراً هنوز ماندلایی سر بر نیاورده تا بر این تبعیض ها خط بطلان بکشد. وقتی زنان به دلیل جنسیت خود ، از برخی حقوق در جامعه محروم می شوند ، این پرسش به ذهن می رسد که آیا نباید به کسانی که قرن ها پیش ، با به دنیا آمدن فرزند دختر در خانواده ، سرشکسته می شدند حق داد؟ فرزندی که صرفاً به دلیل جنیست خود از بسیاری از حقوق محروم می شد. حال بعد از گذشت ۳۵ سال از حاکمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی و با وجود قانون اساسی که ریشه در تعالیم قرآنی دارد ، آیا واقعاً نباید زن که جنیستش را خدا و فقط خدا تعیین کرده است با مرد که باز هم در تعیین جنسیتش نقشی نداشته، برابر باشد؟

اگر از نگاهی دینی بررسی کنیم، دینداران معتقدند خداوند با حکمت خود انسان ها را به رنگ های مختلف و جنس های مختلف آفریده است، برای هیچ کس عامل تبعیض و از دست دادن حقی نیست و نباید باشد.بنابراین نمی توان در جامعه به زنان و مردان حقوق نابرابر داد. چرا که زن و مرد به طور یکسان آفریده شده اند و قطعاً خداوند حقی از کسی ضایع نمی کند.

از نگاه غیردینی هم موضوع برابری انسان ها بارها در منشورها و اعلامیه های حقوق بشر مورد تأکید قرار گرفته است. به عنوان نمونه در ماده ی ششم اعلامیه ی حق توسعه که در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسیده آمده است:«همه کشورها باید برای ترویج، تشویق و تقویت احترام همگانی به و رعایت تمامی آزادی های بنیادی و حقوق بشر برای همه بدون هرگونه تبعیض و تمایز نسبت به نژاد، جنسیت، زبان یا دین همکاری کنند»

آن چه مسلم است تفاوت های جنسیتی و به دنبال آن تبعیض های جنسی زندگی نیمی از جمعیت استان یعنی زنان را به شدت تحت تاثیرات منفی خود قرار داده ، تفاوت ها یی که جامعه مرد سالاراستان ما، خود آن ها را شکل داده است و به جز حکومت فرد گرای خود چیز دیگری را قبول ندارد . هر چند متاسفانه گاه زنانی را می بینیم که با پذیرش کورکورانه ی این نقش ها بر تداوم آن می افزایند .

پس می توان گفت هرنوع نگاه تبعیض آمیز نسبت به زنان، محصول افکار کسانی است که درکی از زندگی انسان دوستانه ندارند….

اینک این جامعه نیازمند تغییر است. ذهن‏ها باید تغییر داده شوند، جهان‏بینی‏ها و جهان اندیشی‏ها جهت تازه‏ای به خود اختیار کنند. امروز قرن ۲۱ است. تنها فرهنگ، عرف و قانونی می‏تواند مشکل جامعه را حل کند که بر اساس قرائت انسانی استوار باشد، مطابق زمان در مطابقت با شرایط زمان. لباس چندین سال قبل، دیگر فرسوده شده و نمی‏تواند تن امروز این جامعه را بپوشاند.

در هر حال این وظیفه تک تک افراد جامعه به ویژه خود زنان است تا دوباره جایگاه خود در جامعه را پیدا کنند.افراد جامعه باید بدانند که دوران برتری فیزیکی که مستلزم برتری مردان که از لحاظ بدنی قوی تر هستند به پایان رسیده است امروز دوران دوران برتریه فکری است.زنان می بایست خود را بیش از همیشه باور داشته باشند.بایستی به دوران ضعف خود پایان دهند بایستی بدانند که هر کاری بخواهند می توانند انجام دهند بایستی بدانند که به هر پستی به هر مقامی و هر جایگاهی که بخواهنند می توانند برسند.

البته بسیاری از مردان روشن فکر و آزاد اندیش نیز میدانند که با تضعیف زنان که نیمی از جامعه هستنند جامعه تضعیف میشود.قطعا زنانی که ضعیف شده اند زنانی که اعتماد به نفس ندارند زنانی که از آگاهی کافی برخوردار نیستنند نمی توانند بچه های آگاه و قوی تربیت کنند.

در نتیجه رشد جامعه و رشد نسلهای آینده در گروه رشد و تقویت زنان جامعه است.به امید موج گسترده در جهت آگاهی رسانی برای احقاق حقوق زنان.

ماندلاها در حرف زیادند، آیا در عمل ماندلایی پیدا می شود؟؟؟؟؟

منبع :