به همین دلیل حذف آن از زیستگاه موجب به هم خوردن تعادل اکولوژیک شده و ممکن است به صورت زنجیره وار پیامدهای نامناسبی برای جمعیت سایر گونه ها داشته باشد

– سید صادق دژکام  : بزرگترین گوشتخوار و گربه سان ایران است. فرد بالغش حدود۲۵۰ کیلوگرم وزن دارد. با این وجود دو تا سه نوزاد بسیارکوچک (۲۵۰ گرمی) و نارس به دنیا می آورد. از نظر رفتاری معمولا شب فعال است مگر در شرایط خاص اکولوژیک (شرایط خیلی خوب و امن یا خیلی بد و پرتنش). خرس شناگر ماهری است، می تواند از درخت بالا برود، روی کف پاها همانند انسان راه برود. دارای نرخ زاد ولد پایینی است و هر دو تا ۳ سال یک بار تولید مثل می کند.

 از این رو نابودی هر فرد از جمعیتش ضربه شدیدی به تجدید نسل و بقاء جمعیت گونه در زیستگاهش وارد می کند. این حیوان جذاب همه چیز خوار است. به همین دلیل از نظر تنش های غذایی کمتر در معرض تهدید است. از سوی دیگر جز معدود گونه هایی است که دشمن طبیعی ندارد. یعنی اینکه در طبیعت مورد شکار و تهاجم گونه ای دیگر واقع نمی شود مگرانسان! اگر از دست انسان جان سالم به در برد تا ۴۰ سال نیز می تواند زندگی کند.

 ممکن است ۶ الی۷ ماه در خواب زمستانی (حداقل فعالیت، بی حسی و کرختی) به سر ببرد. بر این اساس در تابستان چربی زیادی ذخیره می کند (بالغ بر ۱۰۰ کیلوگرم چربی) و در فصل سرما به عنوان منبع انرژی از آن استفاده کند. این چربی آمیخته با خرافات فرهنگی بلای جانش شده است. به ویژه در استان ما به دلیل باورهای غلط مانند خاصیت درمانی چربی و کیسه صفرای خرس برای پا درد و روماتیسم، شکار و نابودی اش شدت یافته است.

متاسفانه داستان ها و خرافاتی که در مورد خطرناک بودن آن از قدیم رواج یافته است، نگرش عموم مردم به ویژه روستانشینان و عشایر را نسبت به این حیوان زیبا منفی کرده و آن را بالقوه دشمن خود می پندراند تا جایی که به محض دیدنش حتی بدون دلیل قصد کشتنش را می کنند.

خرس حیوانی آرام و بی آزار است مگر از جانب انسان تهدیدی متوجه خود و فرزندش شود یا تحت شرایط کمبود شدید غذایی یا نا امنی زیستگاهش قرار گیرد تا در انظار عمومی نمایان شده و یا به کسی حمله ور شود. در حقیقت شرایط پر تنش و استرس زایی که به دلیل حضور ما انسان ها در حریم امن زیستگاه حیات وحش از راه های مختلف (راه سازی، تخریب زیستگاه و جنگل، شکار، آلودگی صوتی و نوری و ..) به وجود آمده است باعث شده است که این موجودات به علت نا امنی، کمبود غذا و طعمه طبیعی و برای رفع گرسنگی شان گاهی از اوقات به سکونتگاه های انسانی نزدیک شوند و در اکثر مواقع نیز برخورد نامناسب و شدید با آنها منجر به تلفات مالی برای انسان و یا نابودی حیوان نگون بخت می شود.

از نظر اکولوژیک (بوم شناختی) خرس قهوه ای از اهمیت زیادی برخوردار است. این گوشتخوار در راس هرم غذایی قرار دارد و یک گونه چتر و کلیدی برای اکوسیستم محسوب میشود. بدین مفهوم که دارای روابط متعددی تغدیه ای و صیادی و .. با سایر گونه هاست و شبکه گسترده ای از روابط را با اجزا زنده و غیر زنده محیط ایجاد کرده است.

 به همین دلیل حذف آن از زیستگاه موجب به هم خوردن تعادل اکولوژیک شده و ممکن است به صورت زنجیره وار پیامدهای نامناسبی برای جمعیت سایر گونه ها داشته باشد. همچنین به دلیل اندازه بزرگ جثه و ویژگی های رفتاری اش، دارای گستره خانگی (محدوده معمول و مناسب برای رفع نیازهای غذایی، پناه و تولید مثلی هر گونه جانوری) وسیعی می باشد.

 از این رو اگر قرار بر حفاظت این گونه باشد، طبیعتا باید محدوده وسیعی از زیستگاهش را تحت حفاظت قرار داد. این موضوع باعث می شود که همزمان با این گونه، خود به خود اکوسیتم های ارزشمند، سایر گونه های جانوری و گیاهی که در این محدوده قرار می گیرند و یا در ارتباط با آن هستند نیز حفظ شود. در واقع این گونه به مانند چتری حفاظتی برای کل اکوسیستم و سایر گونه های یک منطقه عمل خواهد کرد.

از طرف دیگر خرس قهوه ای یک گونه پرچم یا نماد محسوب می شود. سازمان های بین المللی، ملی و دولت های درگیر مساله حفاظت تنوع زیستی در دنیا، گونه هایی که از نظر عموم مردم و سیاستمداران جذاب یا زیبا هستند را به عنوان گونه پرچم یا نماد یک شهر، استان یا کشور در نظر می گیرند تا از این طریق با معطوف کردن نگاه ها و کمک های مادی و معنوی عمومی و دولتی از انقراض آنها جلوگیری کنند. این موضوع می تواند علی رغم ارتقاء آگاهی و فرهنگ حفظ محیط زیست، باعث جذب کمک های مالی و معنوی ملی و بین المللی جهت حفظ و احیاء تنوع زیستی شود.

به عنوان مثال در دنیا کانگورو نماد استرالیا، پاندا نماد چین، پلنگ جگوار نماد آرژانتین است. در ایران، در همین راستا سازمان حفاظت محیط زیست برای هریک از استان ها، نمادی را در نظر گفته است تا از این طریق در سطح هریک از استان ها بتوانند توجهات و کمک ها را معطوف به یکی از گونه های ارزشمند نمایند. به عنوان مثال گوزن زرد ایرانی نماد خوزستان، گورخر ایرانی نماد فارس و میش مرغ نماد استان آذربایجان غربی است.

از این رو اگرچه ممکن است یگ گونه در سایر مناطق نیز وجود داشته باشد، ولی معیارهایی مانند زیستگاه اصلی گونه، تعداد و تراکم افراد آن گونه، رده حفاظتی آن در هر منطقه، میزان شناخت و آگاهی از آن گونه در استان یا تعلق خاطر مردم از نظر فرهنگی و تاریخی به گونه ها، برای انتخاب گونه نماد مد نظر قرار می گیرند. ظاهرا در استان ما علی رغم غنای زیستی موجود، گونه اندمیک (endemic) وجود ندارد که به عنوان نماد منحصر به فرد استان معرفی شود. اندمیک به گونه ای گفته می شود که منشا و پراکنش گونه در گذشته و حال فقط محدود به یک منطقه خاص بوده است و در سایر مناطق موجود نباشد. به عنوان مثال ماهی کور غار اندمیک استان لرستان است.

 گونه بومی (native) متفاوت از اندمیک است و گرچه ممکن است در سایر مناطق نیز وجود داشته باشد ولی در عین حال بومی یک منطقه شناخته می شود. خرس قهوه ای گرچه در سایر مناطق کوهستانی کشور نیز وجود دارد ولی بومی استان ماست و مناطق کوهستانی جنگلی استان از جمله کوه های دنا، خامین، دیل، نیر و .. از بهترین زیستگاه های این جانور در سطح کشور می باشند. از این رو این گونه نمایان گر ویژگی های طبیعی، زیستگاهی و اقیلمی استان ما می باشد و طبیعت زیبا، کوهستانی و جنگلی استان و زاگرس را به مخاطب معرفی می کند.

گرچه امروز نام خرس قهوه ای در لیست گونه های در معرض تهدید اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) قرار ندارد ولی بیم آن می رود با ادامه روند کنونی دست یازی و تخریب زیستگاه های طبیعی این گونه و روند فزاینده شکار آن، در آینده ای نه چندان دور نامش در این لیست قرار گیرد و در سراشیبی انقراض محلی و حذف از طبیعت قرار گیرد و سرنوشت غم انگیزی چون شیر ایرانی و ببر مازندران برایش رقم بخورد. یا همانند وضعیتی که اکنون برای یوزپلنگ ایرانی به وجود آمده است و مشخص نیست که جمعیت محدود کنونی آن بتواند سرنوشت این گونه را از سرنوشت شیر و ببر متفاوت کند یا خیر.

به قول شیخ اجل ” علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد/ دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست”. با این تفاسیر باید از انتخاب گونه ای مانند خرس قهوه ای به عنوان نماد تنوع زیستی و پرچم دار حفاظت از حیات وحش استان استقبال کرد و سازمان های مسئول امر حفاظت محیط زیست و فرهنگ سازی در استان این موضوع را از فاز شعار و نماد وارد فاز عملیاتی نمایند. استفاده از انواع پتانسیل ها مانند صدا و سیما، آموزش و پروش، گردشگری، تریبون های مذهبی و .. در میان مدت خواهد توانست نیل به این هدف را مقدور سازد. انشالله..

منبع : عصردنا