رضا قلی نژاد :   ای نازنین منتظرم تا رسی ز راهبرهانی ام  ز همهمه ی سوت و کور چاه یادش به خیر آن همه شاعر شدن به شبیادش به خیر، آن همه خیره شدن به ماه با تو بهار بود زمستان شهرمانبا تو ثواب داشت شبی تا سحر گناه یادی نمی کنی ز من و قلب من […]

  :

 

ای نازنین منتظرم تا رسی ز راه
برهانی ام  ز همهمه ی سوت و کور چاه
 
یادش به خیر آن همه شاعر شدن به شب
یادش به خیر، آن همه خیره شدن به ماه
 
با تو بهار بود زمستان شهرمان
با تو ثواب داشت شبی تا سحر گناه
 
یادی نمی کنی ز من و قلب من دگر
دیگر نمی دهی به “رضا” ی خودت پناه
 
نفرین به آن غروب غم آلود سرد و سرخ
لعنت به این زمانه و
 
باشد…، قبول…، مثل همیشه مقصرم
تو غرق خوبی هستی و من غرق اشتباه
 
ویرانه است بی تو کلان شهر اصفهان
من ماندم و سکوت غم انگیز خوابگاه
 
– دانشجوی کارشناسی ارشد پترولوژی دانشگاه اصفهان

 

منبع :