متاسفانه امروزه شوراهای اسلامی شهر و روستا به عنوان یکی از سازوکارهای مدرنیته در بعد تسهیل مدیریت شهری و تحقق و نهادینه کردن حقوق شهروندی؛ تبدیل به پاشنیه ی آشیل مدیریت شهری شده و با تغییر ماهیت آن، از این ابزار مدرن بعضاً برای برای تداوم قومیت گرایی، تعمیق شکافهای اجتماعی، امتیازگیری و کاهش اقتدار و اختیارات لازم از شهردار، بهره برداری می شود

- *: ، شهری توریستی و نوپا در موقعیت جغرافیایی مناسب در دامنه های مرکزی زاگرس در ارتفاع مناسب ۱۸۰۰ متری، محل استقرار یکی از با اصالت ترین اقوام ایرانی، استانی که کمتر از یک درصد وسعت و کمتر از یک درصد جمعیت کشور را داراست.

 این شهر تا گذشته های نه چندان دور، منطقه ی ییلاقی ایل بویراحمد بوده، که با ورود نفت سفید و گاز طیبعی به چرخه ی سوخت خانگی و انتخاب به عنوان مرکزیت سیاسی استان و گسترش راههای ارتباطی، جمعیت دائمی آن به شکل قابل ملاحضه ای افزایش یافت و کم کم به مقصد اصلی مهاجرتهای درون استانی، مهاجر پذیر ترین نقطه ی استان و نتیجتاً به قطب اصلی جذب جمعیت استان تبدیل شد، بطوریکه امروزه شهر یاسوج با بیش از ۱۲۰،۰۰۰ نفر جمعیت، از نظر کالبد شهری با گذشته ی نزدیک خود هیچ گونه شباهتی ندارد.

 این رشد بسیار سریع موجب شد تا این شهر فرصت و زمان لازم برای هضم دوران گذار  و عبور از تحولات فرهنگی را پیدا نکند و امروزه فرهنگ شهرنشینی آن معجونی از عادتهای عشایری، رفتارهای روستایی و ظواهر شهرنشینی باشد. یک پا در و یک پا در ، از بریده و به مدرنیته نرسیده، باعث خلق چهره ای ناهمگون از فرهنگ شهرنشینی در شهر یاسوج شده است؛ بطوریکه رفتارهای فرهنگی غالب در شهر کاملاً سنتی است ولی مظاهر شهری مدرن است.

قومیت گرایی و مدیریت سنتی شهری از عوارض سنت؛ آپارتمان نشینی، فروشگاههای رنگارنگ، خانه های مجلل، ماشین های گرانقیمت و … از ظواهر مدرنیته در این شهر، در فقدان نهادینه شدن فرهنگ شهروند محور به عنوان یکی از مهمترین پیامدهای مدرنیته، خودنمایی می کند.

در دهه های اخیر مدیریت شهری یاسوج نتوانسته از یک برنامه راهبردی و استراتژیک برای سامان دادن به شهری که به شکل بی قواره ای توسعه پیدا کرده، بهره ببرد؛ که در این بین، پیچیده و تعیین کننده بودن مولفه های قومی در تعیین خط و مشی سیاستهای توسعه شهری از اصلی ترین عوامل به بن بست کشیدن مدیریت شهری بوده است. به عنوان نمونه: تبدیل شهرداری به موسسه ای برای بده بستانهای سیاسی و قومی وحل معضل بیکاری بخش از جامعه و تبدیل آن به نهادی غیرکارآمد و ورشکسته با بیش از ۴۰۰ نفر نیروی مازاد؛ موجب شده تا این سازمان ضمن دور شدن از رسالت قانونی و واقعی خود، نسبت به از دست دادن و تخریب مهمترین کشش های طبیعی که منجر به تنزل های زیست محیطی همچون تجاوز گسترده به حریم رود بشار، تبدیل آبشار یاسوج به پارکینگ ماشین ها و زباله دانی گردشگران، تجاوز گسترده به حریم جنگلهای بلوط و منابع طبیعی اطراف شهر و دیگر مناظر طبیعی شده، سکوت اختیار کرده و بی تفاوت باشد.

از طرف دیگر، در بعد کالبد شهری نیز در اقداماتی همچون: فروش تراکم در بخش مرکزی شهر بدون در نظر گرفتن عرض معابر و پیش بینی پارکینگ و نتیجتاً ایجاد گرههای کور ترافیکی در مرکز شهر که این روزها همه را کلافه کرده است؛ مجوز نصب دکه ها در پیاده روها، که ضمن ایجاد سد معبر و تجاوز به حقوق شهروندان، سیمای شهر را زشت کرده؛ عدم نظارت بر معماری ساخت و سازها و ایجاد یک تصویر یکنواخت و خسته کننده از ترکیب آهن و سیمان در سیمای شهر، و در دهه اخیر نیز ورود ریزگردهای عربی به شهر یاسوج و تبدیل این شهر به یکی از آلوده ترین شهرهای ایران به دلیل ارتفاعات زاگرس و شکل کاسه ای بودن شهر و تهدید جدی سلامتی شهروندان؛ مدیریت شهری یاسوج را با چالش های بسیار جدی مواجه کرده است و.نشان می دهد که ادامه سازو کارهای موجود در مدیریت شهری یاسوج با رویکردهای سنتی فعلی غیر ممکن است و نیاز به یک رنسانس در استراتژی های مدیریت شهری احساس می شود.

 متاسفانه امروزه شوراهای اسلامی شهر و روستا به عنوان یکی از سازوکارهای مدرنیته در بعد تسهیل مدیریت شهری و تحقق و نهادینه کردن حقوق شهروندی؛ تبدیل به پاشنیه ی آشیل مدیریت شهری شده و با تغییر ماهیت آن، از این ابزار مدرن بعضاً برای برای تداوم قومیت گرایی، تعمیق شکافهای اجتماعی، امتیازگیری و کاهش اقتدار و اختیارات لازم از شهردار، بهره برداری می شود.

در اینجا راه حلهای را که می تواند بخشی از معضلات مبتلا به شهر یاسوج را مرتفع سازد و آن را با نیازهای مدرن شهری هماهنگ سازد به اختصار بیان می شود:

– انتخاب شهردار یاسوج با رای مستقیم مردم؛ این امر موجب خواهد شد تا ضمن حذف موانع سنتی ذکر شده در مدیریت شهری، شهردار با استقلال شغلی و اقتدار لازم در جهت مدیریت علمی، کارآمد و آینده نگر، منافع عمومی را بر منافع قومی و سیاسی ترجیح دهد و با  برنامه ریزیهای کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت در این مسیر گام بردارد.

-شهرداری باید از از فروش تراکم بالا در محدوده های مرکزی شهر با خیابانهای کم عرض خوداری کند. فروش تراکم باید برای مناطق مختلف شهر متفاوت باشد. امروزه گرهها ی ترافیکی در محدوده ی مرکزی شهر نتیجه غفلت شهرداری به این امر بوده است.

– الزام به داشتن پارکینگ برای هر واحد ساخته شده هم مسکونی و هم تجاری و نظارت کامل بر اجرای آن و جلوگیری از استفاده از پارکینگ به عنوان مکانهای خدماتی و تجاری

– تخفیف ویژه به پروانه های ساختی که تمام استاندارد های روز دنیا در جلوگیری از هدر رفت انرژی  را بکار می برند مانند استفاده از شیشه های دو جداره و پشم شیشه در دیوارها و …

– داشتن برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت برای مکانهای توریستی طبیعی مانند آبشار  یاسوج ودره های زیبای اطراف شهر؛ به عنوان نمونه در مورد آبشار یاسوج می توان این اقدامات را انجام داد:

ورود وسایط نقلیه موتوری از امام زاده عبدالله به بعد ممنوع اعلام شود مشروط به پیش بینی پارکینگ لازم و فراهم کردن وسایط نقلیه  عمومی توسط شهرداری برای گردشگرانی که وسایل همراه دارند و یا قادر به راه رفتن نیستند. این موضوع باعث تشویق به پیاده روی می شود، فضای بیشتری برای جذب گردشگران ایجاد می شود ، ترافیک حذف می شود، انواع آلودگیها بویژه آلودگی صوتی کاهش می یابد، خطر تصادفات به صفر می رسد و دهها مزیت دیگر که بر این امر مترتب است.

– خیابانهای که عریض می شوند مانند خیابانی که از میدان امام حسین (ع) به سمت جاده آبشار ادامه می یابد، باید حداقل ۷۰ درصد از ارزش افزوده شده به ملک های که در نتیجه عریض شدن خیابان حاصل می شود از مالکین اخذ و به حساب شهرداری واریز شود.

– از میدان شهدا (فلکه  ساعت) تا میدان هفت تیر از ساعت ۶ صبح تا ۱۲ شب برای عبور و مرور هر نوع وسیله نقلیه ممنوع اعلام شود.

– پیاده روهای شهر یاسوج به غیر از خیابانهای مرکزی شهر، فاقد حداقل بستر لازم جهت استفاده عابران است که این امر موحب تصادفات منجر به مرگ و قطع عضو و مخدوش شدن چهره فرهنگی شهر شده است. حداقل شهرداری می تواند با هموار کردن و اسفالت کردن آنها در کوتاه مدت اقدام کند.

– اقدام به ناحیه گرایی اصناف؛ هر صنف در محدوده ای مشخص مستقر شود؛ جلوگیری از اتلاف وقت ، کنترل دقیق تر بر کیفیت و قیمت فروشندگان و رقایتی کردن فضای بازار از مزایای این طرح است.

– سال پیش رو به عنوان سال تحول در فضای سبز شهر بویژه درختکاری گذاشته شود و با مشارکت دادن بخشهای دولتی و منارل شخصی نسبت به کشت درخت در سطح وسیع اقدام شود تا هم از عوارض ناشی از ریزگردها کاسته شود و هم در بهبود اکسیژن موجود در جو که در ارتفاع بالا کاهش می یابد تغییرات مثبتی ایجاد شود.

*دانش آموخته دکتری جغرافیایی سیاسی

منبع : عصردنا