- خبرگزاری ها
- یکشنبه 13 جولای 2014 - 09:07
گلایه نویسنده برتر کشوری از عدم حمایت مسئولان / دخترم در خلق آثارم تأثیرگذار بود
نویسنده برتر کشوری از عدم حمایت مسئولان در زمینه توزیع و فروش آثار خود گلایه نمود.
به گزارش خبرگزاری فارس از گچساران، طاهره اسکندری از نویسندگان جوان با ذوق است که سالها در کارگاهها، انجمنها و جشنوارههای داستانی حضور فعال داشته و توانسته برگزیده بسیاری از این محافل شود.
رمان «هوایی این تنورخانه را خریدارم» اولین کار چاپ شده وی به صورت کتاب است که به صورت اجمالی در این جا ضمن گفتوگو به آن میپردازیم.

فارس:به عنوان نخستین سوال کمی از خودتان بگویید.
متولد گچساران هستم اما با بازگشت خانوادهام به شهر پدریام، دورود لرستان، به آنجا رفتم و ۲۱ بهار زندگیم را در دورود به همراه خانواده سپری کردم.
فارس: نخستین آغاز نویسندگی یا علاقه به این هنر از کجا بود، تعریف کنید.
یادم هست دوران راهنمایی و دبیرستان اتفاقات جالبی در این خصوص افتاد آن هم در مورد انشاء نوشتن من و تعجب مدیران و معلمانم بود که نوشتههای مرا فراتر از سن و حال و هوای آن سالهای من میدانستند.
فارس: چطور؟ بیشتر توضیح بدهید.
ببینید من در درس انشاء قلم توانمندی داشتم، به گونهای که کمتر کسی باور داشت که نوشتههایم حاصل تفکر و اندیشه خودم باشد راحتتر بگویم به نوعی تفکر معلمان من این بود که این نوشتهها را دیگری برای من مینویسد. این طرز تفکر کمی آزاردهنده بود اما با آغاز ترم امتحانات و نوشتن انشاء در جلسه امتحان معلمان و مدیران را یقین رساند که کسی در نوشتن انشاء به من کمک نمیکند؛ البته چندین بار نیز با شیطنت اقدام به نوشتن انشاء برای خواهر کوچکترم کردم که معلمان وی به نوشتههایش گیر داده بودند که نویسنده اصلی را معرفی کند و به او قول داده بودند که کاری با او نداشته باشند و فقط از کنجکاوی دنبال نویسنده اصلی میگشتند.
فارس: از داستان کوتاه بگویید و خودتان.
نخستین کار من در داستان کوتاه اثری با عنوان یک جفت ابروی سوخته بود که در سال ۷۸ در جشنواره استانی لرستان به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد، بعد از آن درسال ۸۵ به انجمن داستان لرستان وارد شدم و همان سال که دانشآموز سال آخر دبیرستان بودم کار داستاننویسی را به صورت جدی آغاز کردم و همان سال به عنوان نویسنده برتر استان معرفی شدم البته در سال ۸۰ نیز برای نخستین بار در جشنواره حرفهای الوند شرکت کردم که دراین جشنواره رتبه نخستی وجود نداشت و دو نفر موفق به کسب رتبه دوم شدند که من یکی از آن دو نفر بودم.
فارس: در خصوص داستاننویسی دورهای خاص یا آموزش حرفهای دیده بودید؟
جالب این است که تمامی داستانهای من به صورت خودجوش نوشته میشد و من اصلا با عناصر داستاننویسی آشنایی نداشتم و هنگامی که در جشنواره در خصوص عناصر داستاننویسی صحبت میشد این سخنان برای من ناآشنا و نامفهوم بود اما با این همه نمیدانستم که عناصر داستاننویسی را بدون اطلاع درست رعایت کردهام.
فارس: از ادامه فعالیت خود در گچساران بگویید.
ازدواج من در سال ۸۳ اتفاق افتاد و من آن سال در گچساران بودم. در گچساران طی سالهای ۸۶ و ۸۷ دو دوره کارگاه آموزشی داستاننویسی در اداره ارشاد اسلامی برگزار کردم اما متاسفانه ادبیات داستانی در گچساران متقاضی نداشت و تعداد کمی در این کلاسها شرکت میکردند و آن هم به ندرت.
فارس: نخستین اثری که منتشر کردید چه اثری بود و چگونه آن را چاپ کردید.
نخستین اثر منتشر شده من رمانی با عنوان هوای این تنورخانه را خریدارم بود که در سال ۹۰ برای انتشار آماده شد ناشر این اثر در بانه با آثار من آشنا شد. وی بدون دریافت هیچ هزینهای کار نشر این اثر را پذیرفت و اثر من برای چاپ در نوبت دریافت مجوز قرار گرفت و چاپ شد.
فارس: پس کتاب شما حذفیات نداشت؛ در مورد توزیع کتاب خود نیز حرف بزنید، مشکلی که نداشتید احتمالا؟
بله، کتاب من به صورت کامل به چاپ رسید اما در مورد توزیع کتاب باید بگویم با مشکل بزرگی روبرو شدم و آن هم عدم همکاری مسئولان ارشاد گچساران و استان برای توزیع بود.
فارس: بیشتر توضیح دهید.
در همان سال طی دیداری با مدیرکل ارشاد استان گلایه خود را مطرح کردم و وی نیز این موضوع را مطرح کرد که چون ناشر بیرون از استان بوده امکان خریداری کتاب و اهدای آن به ادارات استان وجود ندارد و من مجبور شدم شخصا نسبت به فروش کتابم اقدام کنم. مسئولان حمایت نکردند اگر آنها نسبت به خرید کتاب من همکاری لازم را داشتند میتوانستم کتابم را با تیراژ بالاتری به فروش برسانم و باید بگویم هنر حد و مرزی ندارد.
فارس: اثر یا کار جدیدی در دست اقدام دارید.
در حال حاضر کار ویراستاری کتاب خانم نرگس پوراحمد را انجام میدهم کتابی که موضوع آن خاطرات، درد و غم و رویدادهای مردمان محلههای قدیمی گچساران است و انتشار این کتاب با استقبال خوبی روبهرو میشود اما تا پایان سال ۹۳ نیز مجموعه داستانهای کوتاه خودم را جمعآوری کرده و منتشر میکنم.
فارس: کمی از اثر منتشر شده خود بگویید.
روی رمان «هوایی این تنورخانه را خریدارم» وسواس زیادی داشتم و بارها قصد کنار گذاشتن آن به صورت چرکنویس را داشتم که البته با نظر و تشویق دیگران مبنی بر جالب بودن اثر اقدام به انتشار آن کردم. البته همان سال نیز از قسمت بررسی کتابها ایمیلی آمده بود که کتاب شما جزو لیست کتابهای در دست نشر است و کتاب من جز آثار گزینش شده بود و برای جشنواره هفت اقلیم انتخاب شد.
فارس: از جشنواره اقلیم بگویید.
جشنواره اقلیم در دو مرحله برگزار شد که از میان ۱۲۷ اثر چاپ شده در سال ۹۱ تعداد ۱۵ رمان برگزیده انتخاب شد که رمان من نیز جزو ۱۵ رمان برتر بود و نکته جالب اینکه داوری این جشنواره با نویسندگان بزرگی از جمله ابوتراب خسروی بود .
فارس: الهام شما برای نوشتن رمان و داستان چه بود.
دخترم پانتهآ در خلق نوشتههای من بسیار تأثیرگذار بود، او با حرفزدن با عروسکهای خود و نقشبازی کردن به جای آنها به خلق رفتارهای متفاوتی از جمله قهر و آشتی، مهر و محبت، غم و شادی مرا به واکنش و اثرگذاری وادار کند و وی همچنین با جان بخشیدن به اشیاء و خیالپردازی پنجرهای رو به دنیای داستان را به روی من باز کرد.
فارس: به عنوان حرف یا گلایه یا هر چیزی که دلتان میخواهد بگویید.
از سال ۷۸ تا کنون حدود ۱۵ سال مشغول نوشتن هستم و در این وادی کسانی مرا میشناسند که خود به نوعی هنرمند یا نویسنده هستند اما در آنسوی دنیای هنر دو سال است به عنوان مربی ورزش در حال فعالیت هستم که در این رشته خیلیها مرا میشناسند این مقایسه را به دلیل جایگاه هنر و دیگر مقولهها مطرح کردم. افزون بر ۱۵ سال است که در گچساران زندگی میکنم و به ندرت پیش آمده شخصی ناشناس به صورت تلفنی یا حضوری در خصوص کتابم یا ادبیات از من دیالوگ کند. اما خیلیها برای شرکت در کلاسهای ورزشی یا مشاوره روزانه با من در ارتباط هستند.
===============
گفتوگو از پریساخمیسی
===============
انتهای پیام/۸۲۰۲۲/گ۴۰
منبع : فارس نیوز
