- ادارات استان ، فرهنگ و ارشاد اسلامی
- سهشنبه 24 ژوئن 2014 - 02:06
گلایه های عکاس برتر کشوری از ادارات استان کهگیلویه و بویراحمد
عروس و دامادها قدرت عکس را بیشتر از مدیران فرهنگی درک میکنند.
به گزارش روابط عمومی اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان کهگیلویه وبویراحمد به نقل از سایت استان اسحاق آقایی در خانوادهای بزرگ شده که سال ۱۳۷۱ در پرداخت شهریه چهار هزار تومانی او مشکل داشتند به طوری که میخواست در دوره عکاسی و فیلم سازی انجمن سینمای جوان که به زحمت پذیرفته شده بود، شرکت نکند. اما پدرش در جریان قرار گرفته و با توجه به علاقهای که میدانستند اسحاق به عکاسی دارد، با هر زحمتی بود شهریه را آماده کرد. آقایی میگوید: سال ۱۳۷۱ اطلاعیهای تحت عنوان دوره آموزش هنرجویان فیلم سازی و عکاسی منتشر شد، در پی شرکت در این آزمون از آنجا که علاقه زیادی به هنر داشتم و هیچ منابع اطلاعاتی در اختیارم نبود، به هر دری زدم تا قبول شدم. در این مقطع حتی استفاده از رادیو به واسطه بضاعت مالی کم خانواده محدود بود و نشریات نیز به شکل امروزی جایگاهی نداشت. اگر آن اطلاعیه نبود شاید سر از جایی دیگر در میآوردم و شاید هم اطلاعیهای دیگر! در این مدت چند فیلم هم ساختم ولی حس کردم توانایی کار جمعی را ندارم و کار فیلم سازی کردن در شرایطی که در کل یاسوج فقط ۴ یا ۵ دوربین وجود داشت، کار سختی بود. به همین خاطر از سال ۱۳۷۵ اختصاصا کار عکاسی را شروع کردم. سال ۱۳۸۲ موقعیت کار و زندگی بیرون از استان برایم مهیا شد ولی به دلیل مشکلات خانوادگی، بیماری و مرگ پدرم چون فرزند ارشد خانواده و سرپرست بودم، منصرف شدم. همزمان با راهاندازی واحد فیلم و عکس حوزه هنری استان دعوت به کار شدم و در این بخش شروع به فعالیت کردم. آثار اسحاق آقایی در بیش از ۱۰ نمایشگاه بینالمللی گروهی خارج از کشور نمایش داده شد اما فقط سال ۱۳۹۱ در نمایشگاه ۱۰ نفرهای که در شهر شانگهای چین برگزار شد شرکت کردم. موضوع این نمایشگاه زندگی شهری بود و قریب به ۴۰ کشور جهان در آن شرکت کرده بودند. در حالیکه تمامی عکسهای نمایشگاها فضای شهری را به تصویر میکشید، عکسهای استان که فضای سنتی و عشایری خود را حفظ کرده بود بازدیدکنندههای خوبی داشت. در این نمایشگاه عکسهای دورههای قبلی را هم نمایش دادند و فضای بسیار بزرگی را به این موضوع اختصاص داده بودند.
سایت استان مصاحبهای اختصاصی با این عکاس هماستانی انجام داده است که در پی میآید:
در مورد اولین درآمد اختصاصی خودتان که از عکاسی بدست آوردید، بگویید؟
حقیقت امر این است که حتی بعد از چندین سال کار حرفهای عکس، درآمد چندانی از این راه ندارم و بخش مادی عکاسی فقط به چند جشنواره و جوایز آنها خلاصه میشود. گاهی برای خبرگزاری ها و سایتها کار میکنم ولی کار به صورت گزارشی است و درآمد چندانی ندارد. علیرغم میل باطنی و برای گذران زندگی مدتی است به بازار روی آوردم. واقعیت تلخی که دریافتم این است که عروس و دامادهای ما قدرت عکس را بیشتر از مدیران فرهنگی در ادارات استان درک میکنند، وقتی حساسیت آنها را می بینم میفهمم که با آگاهی آمدهاند.
چرا عکاسی را انتخاب کردید؟
به نظر من عکاسی زبان بینالمللی است و در هر گوشه از جهان مخاطب خاص خود را پیدا میکند. وی معتقد است مردم به حدی برای خواندن مطالب تنبل شدهاند که بیشتر به عکسهای بدون شرح و حتی نوشتههای چندسطری و کم حجم تر روی می آورند، به طوری که دیدن چند عکس متناسب با موضوع را به خواندن مطالب پرحجم ترجیح میدهند. اطلاعات روز دنیا همیشه اولین بار در قالب عکس روی خروجی سایتها و شبکه قرار میگیرند و این نشان دهنده اهمیت کار عکاسی است.
چه آرزویی برای آینده این هنر در استان دارید؟
من به عکاسی از دو منظر نگاه میکنم که در وهله اول، نگاه مردمنگاری به عکاسی دارم. بیان هنری در این شیوه مهم نیست، اینکه چه تکنیکی در عکس استفاده شده جایگاهی ندارد. در استانی با ساختار اجتماعی عشایری و خورده فرهنگهایی داریم که کمکم در حال نابودی و فراموشی هستند، از این رهگذر معتقدم که عکاسی میتواند بخشی از این ارزشها را ثبت و حفظ کند. یکی از چیزهایی که باعث ایجاد انگیزه در من شد فیلم “بلوط” نادر افشار نادری است که با نگاه مردمنگاری دایرهالمعارفی از فرهنگ استان را ثبت کرده است. امروز با همین دیدگاه عکاسی میکنم و مهم نیست که در حال حاضر خریداری داشته باشد یا نه، اما امیدوارم آینده شرایط تغییر کند. دیدگاه دیگر همین بحث هنری و تکنیکی است که در حال دنبال کردن آن هستم.
اوج کار شما کجاست؟
کهگیلویه و بویراحمد از لحاظ فرهنگی بسیار غنی است، چیزهای برای مردم ما در حکم ارزش بودند که الان به باد فراموشی سپرده شده است. زمانی زن در جامعه آنقدر قربت داشت که هنگام درگیریهای بزرگ هم وقتی روسریاش را وسط میگذاشت به حرمتش حتی خون میبخشیدند، و این نشان از فرهنگ پخته گذشتگان دارد که به ارزشهای اصیلی معتقد بودند اما چه شده که امروز ما را به بیفرهنگی متهم میکنند؟ چرا اینقدر از بیفرهنگی مینالیم؟ دولتی شدن فرهنگ چنین ضربهای را بر پیکره جامعه غنی ما زد. چیزی که دوست دارم روزی به آن برسم این است که به اقتدار و فرهنگ گذشته برسیم و چنین ارزشهایی را به تصویر کشیده و ثبت کنم. امروز کمتر کسی را خوشحال میبینیم. مردم همه افسرده و پردغدغه هستند و با کوچکترین تنشی به هم میریزند، کاش کمی سادهتر و انسانیتر زندگی کنیم هر چند شاید سخت و دست نیافتنی باشد اما ساده و درعین حال شدنی است.
چه هدفی در عکاسی دارید؟
بعضی وقتا دلسرد میشوم چون به دنبال هر تلاشی منتظر ثمره هستم، انتظاراتی داریم، اما کار به جایی رسیده که هیچ انگیزهای برای کار نمیماند. چون تلاشها یکطرفه شده و آثارم فقط آرشیو میشوند در صورتی که برای بهتر شدن و ادامه دادن به بازار کار نیاز دارم. معتقدم اگر مخاطب این فرصت را داشته باشد در کنار هنرمند قرار بگیرد، انگیره کار چند برابر میشود. متأسفانه فضا برای کار در استان وجود ندارد، خیلی از آثار و عکسها هیچ وقت در معرض عموم قرار نگرفته و آرشیو میشوند. انتشار آنها هم در سایتها و خبرگزاریها محدود بوده و عموم نیز دسترسی ندارند.
چگونه با رسانهها ارتباط برقرار میکنید؟
معمولا اخبار استانی را روزانه چند ساعت از سایت استان، بویرنیوز و عصر دنا دنبال میکنم، اخبار کشوری را هم کم و بیش پیگیرم. سایتهای تخصصی عکاسی که عکسها و مطالب روز در این حوزه را انتشار میدهند دنبال میکنم.
آیا با دنیای موسیقی هم ارتباطی دارید؟
ذائقه موسیقیایی مردم به صورت برههای تغییر میکند و متناسب با هرمقطع به سبک خاصی میپردازیم. من هم در این مقطع موسیقی فولکلور که اکثرا خوانندگان بختیاری هستند گوش میکنم.
بهترین کاری که می توانستید در حوزه عکاسی برای کسب درآمد راهاندازی کنید آتلیه بود؟
نه اصلا، اگر نهادهایی که متولی امر فرهنگ هستند به خوبی به رسالت خود عمل میکردند، دایر کردن نمایشگاه در حوزههای مختلف راه بهتری برای ورود به بازار بود که ما را به سمت حرفهای شدن می برد. همین چند روز پیش نمایشگاهی در هتل پارسیان برگزار شد که تنها یکی از عکسهای عباس کیارستمی ۶۰ میلیون تومان به فروش رسید در حالی که ایشان اصلا عکاس نیستند. عکس رضا کیانیان نیز ۳۵ میلیون تومان در این نمایشگاه به فروش رسید. ما تا به این حد انتظار نداریم هزینه کنند اما لااقل ادارات فرهنگی بخشی از این بودجهها که برای همین امور اختصاص داده شود را صرف بخشهای مربوطه کنند.
آیا تا کنون به دنیای بدون عکس و عکاسی فکر کردهاید؟
اگر روزی ساختار جدیدی وارد دنیای مدرن شود که دنیا از عکاسی بینیاز باشد، بیشک جایگزینی نزدیک به عکاسی پیدا میکردم هرچند که با توجه به علاقهای که به این هنر دارم شاید مجال اندیشیدن به چیزی غیر از این حرفه را نداشته باشم.
آیا تکنولوژیهای جدید به کمک دنیای عکاسی آمده است؟
تکنولوژیهای جدید به عکاسی هم کمک کرده و هم ضربه میزند. از این جهت که به راحتی میتوانیم نتیجه کار خود را پس از ثبت عکس ببینیم کمک زیادی به این رشته کرده است. در گذشته فرآیند چاپ بسیار زمانگیر و هزینهبر بود اما از این نظر که همهگیر شده، ضمن اینکه همه حق استفاده از تکنولوژی را دارند، گاهی مزاحمتهایی را ایجاد میکند.
جایگاه عکاسی در استان را چگونه ارزیابی میکنید؟
کهگیلویه و بویراحمد در بسیاری از بخشها نوپاست، در هنر هم همین طور، بخشی از آن به استان و مسئولین برمیگردد و بخشی نیز به خود هنرمندان. به عنوان مثال سال ۷۱ در دو شیفت صبح و عصر ۲۲ نفر در انجمن سینمای جوان آموزش عکاسی و فیلمسازی دیدیم اما از این میان تنها من تا به امروز ادامه دادم. ما حتی کتاب هم برای آموزش نداشتیم ولی کار را ادامه دادیم، در حالی که امروز حتی کلاسهای رایگان در حوزه هنری برگزار میشود ولی استقبال چندانی صورت نمیگیرد. معتقدم به همان اندازه که دسترسی مردم به منابع بیشتر میشود به همان اندازه هم تنبلتر و راحتطلبتر میشوند.
چه چیزی عکس را حرفهای میکند؟
بخش زیادی از این رویداد به موقعیت مکانی و زمانی عکاس برمیگردد. شاید حتی عکاس حرفهای نباشد اما با توجه به موقعیتی که در آن قرار میگیرد عکسی ماندگار ثبت میکند. بخشی دیگر مربوط به جهان بینی شخص و برخی دیگر مربوط به تاکتیکهای عکاسی است. باید این واقعیت را قبول کرد که عکاسی تنها فشار دادن دکمه شاتل نیست، اینکه چه اتفاقی می افتد تا به اندیشه درونی عکاس پی ببریم مهم بوده و باعث تمایز عکس می شود که این امر مستلزم شناخت ما از موضوع و آگاهی از تکنیکهای خاص عکاسی است.
منبع : سایت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد




