- سایت های خبری
- دوشنبه 9 ژوئن 2014 - 09:06
پایان رویکردهای بی ثمر در سیاست خارجی
دستورالعمل سیاست خارجی ما که از آن به عنوان کدهای ژئوپلیتیکی یاد می کنند، فقط زمانی که تحولات ژئوپلیتیکی گسترده و عمیق در دنیا اتفاق می افتد، مانند آغاز و پایان جنگ سرد، باید دچار تغییرات اساسی شوند نه با تغییر دولتها. در میان مدت و دراز مدت، ثبات استراتزیها و تغییر تاکتیک ها باید سرلوحه دستگاه متولی سیاست خارجی باشد و نهادینه شود؛ یعنی ریل گذاری یا ساختار سازی برای تحقق منافع ملی.

عصردنا – دکتر سید عطا تقوی اصل *: بیش از سه دهه و نیم از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد، اما هنوز دولتها، احزاب، گروهها و اشخاص ذی نفوذ، به تعریف مشترکی از منافع ملی به عنوان چراغ راهنمای مسیر حرکت دستگاه دیپلماسی کشور نرسیدند؛ و کمتر از خود پرسیده ایم که واقعاً پیگیری برخی از رویکردها که سالهاست بر سیاست خارجی ما سایه افکنده، چه دستاوردهای را برای منافع ملی ما و چه توفیقاتی را برای گروه هدف ایجاد کرده است؟
تشتت و چندگانگی در مورد تعریف منافع ملی و الزمات آن و عدم توافق بر روی یک مانیفست مشترک در مورد تعیین مصادیق منافع ملی، که خود را در تغییر مداوم رئیس دستگاه دیپلماسی کشورنشان می دهد؛ بطوریکه در یک دهه ی گذشته چهار بار وزیر خارجه ایران عوض شد؛ (بطور میانگین هر دو سال و نیم یک وزیر)، نشانه مهمی از سردرگمی دولتها در راهبرد سیاست خارجی مبتنی بر منافع ملی است که هزینه های فراوانی را بر کشور تحمیل کرده است.
یکی از دلایل آن به این موضوع برمی گردد که هنوز گفتمان سیاسی درون کشور ما از دوران جنگ سرد متاثر است و در آن فضا سیر می کند. چون در آن دوران، دولتها محور همه امور بودند و آنها تعیین کننده ی منافع ملی بودند. تجربه ی تاریخی بشر در قرن بیستم نشان می دهد دولتمردان رویایی و عوام فریب، تمایل به انتشار و تبلیغ عقاید خود به عنوان منافع ملی دارند و به خود اجازه می دهند تا علایق و آرمانهای شخصی و گروهی خود را در قالب اهداف و منافع ملی تبیین و اعلام کنند.
پیگیری این رویکرد در قرن بیستم، باعث تحمیل جنگ ها با تلفات انسانی سنگین و تحمیل الزامات دولت محور جنگ سرد به جامعه بشری شد. دلیل دیگر به مبهم بودن مفهوم منافع ملی بر می گردد که این ابهام، به گروههای که دارای منافع خاص هستند فرصت آن را می دهد تا اهداف خاص خود را به مثابه چیزی بیش از آنچه واقعاً هستند، در قالب شعارهای منافع ملی عرضه کنند.
اما در هزاره سوم، ملت ها محور همه امور خواهند بود، و دولتها باید به خواست و علایق ملت ها که شکل دهنده ی منافع ملی هستند، توجه کنند و بدانند که حکومتها و دولتها قدرت مانور اندکی در تبیین و تغییر مصادیق و اولویتهای منافع ملی دارند.
درک نادرست از منافع ملی، حیات کشورها و دولتها را با چالش های جدی مواجه کرده و خواهد کرد. موضوع زمانی مهمتر می شود که بدانیم تحولات جهانی ناشی از پایان جنگ سرد، انقلاب ارتباطات و انفجار اطلاعات و پدیده همه گیر جهانی شدن، فضای سیاسی بسیار پیچیده ای را بوجود آورده و باعث شده تا تعیین مصادیق منافع ملی از این پیچیده گی ها آسیب ببیند.
اما سوالی که این روزها ذهن تحلیلگران مسایل سیاسی را به خود مشغول کرده است آن است که چرا ما نتوانستیم ریل گذاری مشخصی برای اجرای استراتژی سیاست خارجی منطبق بر منافع ملی و شناخت دقیق از دنیا، تعبیه کنیم تا با تغییر دولتها، استراتژیها ادامه پیدا کنند و دولتهای جدید قادر نباشند سیاست خارجی را به مثابه تریبونی برای اعلام آرمانها و علایق شخصی، هیجانی و گروهی خود تبدیل کنند و هزینه ی دیدگاههای را که هیچ سنخیتی با منافع ملی ندارند، بر کل جامعه تحمیل کنند؟
شاید کمتر کشوری مانند کشور ما، بتوان در دنیا پیدا کرد که با تغییر دولتها، استراتژیهای سیاست خارجی بطور کلی متحول شود. رویه شدن این دگرگونیها، باعث شده تا ما نتوانیم سیاست خارجی با دوام، قابل پیش بینی و تعریف شده ای منطبق بر منافع ملی و واقعیت های موجود، به دنیا عرضه کنیم.
تداوم این معضل، باعث شده تا همچنان سیاست خارجی و تعریف ما از منافع ملی، سیال باشد و بطور متناوب دنیا منتظر باشد تا با تغییر دولتها در ایران، تغییر استراتژیها اتفاق بیفتد. موضوعی که تا اندازه ی زیادی این گره را پیچیده تر می کند، پراکندگی در مراکز تصمیم سازی و چندگانگی در آن است. تجمیع مکانی و ساختاری مراکز تصمیم سازی سیاست خارجی و تعریف مشترک از منافع ملی و نحوه ی مطالبه ی آن می تواند بخش زیادی از نارسایی های بیان شده را مرتفع سازد.
دستورالعمل سیاست خارجی ما که از آن به عنوان کدهای ژئوپلیتیکی یاد می کنند، فقط زمانی که تحولات ژئوپلیتیکی گسترده و عمیق در دنیا اتفاق می افتد، مانند آغاز و پایان جنگ سرد، باید دچار تغییرات اساسی شوند نه با تغییر دولتها. در میان مدت و دراز مدت، ثبات استراتزیها و تغییر تاکتیک ها باید سرلوحه دستگاه متولی سیاست خارجی باشد و نهادینه شود؛ یعنی ریل گذاری یا ساختار سازی برای تحقق منافع ملی.
رویکرد دستگاه دیپلماسی ما در این مدت کوتاه دولت یازدهم، نشان داده است که شناخت درست از دنیا، تعریف مشخص از منافع ملی و درک موقعیت حساس ژئوپلیتیکی کشور، می تواند قدرت دیپلماسی حرفه ای را به ابزاری کارآمد در فایق آمدن بر بسیاری از چالشهای منطقه ای و جهانی سیاست حارجی ما تبدیل کند. از مهمترین تولیدات ژئوپلیتیکی دیدگاه نو در دولت یازدهم در این مدت کمتر از یکسال، به این موارد می توان اشاره کرد:
توافق بر روی چارچوب مذاکرات هسته ای و پیشرفتهای قابل توجه در آن، توقف تحریم ها و کاهش تدریجی آنها، ائتلاف دو گروه عمده فلسطینی حماس و فتح بعد از سالها واگرایی، فروکش کردن آتش منازعه ی ویران کننده در سوریه، بهبود نسبی روابط سیاسی با کشورهای منطقه و همسایه، تغییر نگاه دنیا به ایران جدید که خواهان نقشی متناسب با ظرفیتها و جایگاه ژئوپلیتیکی خود در منظومه های جدید قدرت است و پذیرش ضمنی آن توسط قطبهای قدرت، تغییر صحنه ژئوپلیتیک جهان از خاورمیانه به حیات خلوت روسیه، تغییر در رویکرد ایران هراسی با حذف بزرگنمایی تحولات ایران از سرخط خبرگزاری های مهم جهان، افزایش چشمگیر و بی سابقه توریسم به کشور در شش ماهه اخیر، و …
* دانش آموخته رشته جغرافیای سیاسی
منبع : عصردنا
