ترمیم رابطه لاهوتی-تاجگردون: در این رابطه بهرام تاجگردون به همراه محقق در منزل لاهوتی در سال ۸۴ یا ۸۵ حضورپیدا کردند و لاهوتی از لیدر‌هایش از هر شهر ۲ نفر را به این جلسه دعوت کرد. و تاجگردون برای حلالیت طلبی از لاهوتی و خانواده‌اش وعقب نشینی از مواضع و اشتباهات گذشته به منزل ایشان رفت.

lahouti

به دنبال انتشار تحلیلی در حوزه کهگیلویه با عنوان «انتخابات کهگیلویه/لاهوتی و منطقیان؛ جمع نقیضین یا اتحادی ممکن (۱)» یکی از هواداران یا نزدیکان آقای لاهوتی، که به نظر می‌رسد از پشتوانه تحلیلی با استنادات تاریخی برخوردار باشد پاسخی بر آن نگاشته است که تقدیم می‌شود؛

کاش واقعیات و پشت پرده‌ها و سیاست مداری و سیاست بازی را بهتر می‌شناختید. و باید این دو بزرگوار را از نزدیک و موضع گیری‌ها و تفکراتشان را می‌شناختید تا بتوانید همچین مطلبی به رشته تحریر به نام تحلیل در آورید نه با شایعه‌ها و یا شنیده‌ها تحلیل نوشتن.
با توجه به شناخت و مستنداتی که دارم سعی می‌کنم پاراگراف-پارگراف و به صورت کلی- جزئی جواب بدهم.
– شما در ابتدا نوشتید که هیچ موضع مشترکی این آقایان در مسایل سیاسی نداشتند در عین حالی که در تحلیلتان به درستی گفتید که در دور دوم ریاست جمهوری ۸۴ بر روی هاشمی رفسنجانی ائتلاف کردند. (در آن جلسه لاهوتی، منطقیان، تاجگردون (غلام) و حتی موحد حضور داشتند به دلیل مسایل کشوری-سیاسی و حزبی با تجمع در مسجد صاحب الزمان همراه مردم ائتلاف کردند.)
– لاهوتی در قضیه انتخابات خبرگان سوم: در جلسات خصوصی و تصمیم گیری سران (چپ) به مخالفت با نظر تاجگردون (بهرام) مبنی بر حمایت از مجیدی (در اصل بخوانید مخالفت با مرحوم ملک حسینی) پرداخت با دلایل مختلف از جمله؛

۱- جامعه سنتی و عشیره‌ای و پایگاه گستردهٔ مردمی-حکومتی مرحوم ملک حسینی و پیروزی صد در صد ایشان را در انتخابات وعدم تحریک مردم بر علیه جریان چپ را گوش زد می‌کرد.
۲- جریان چپ تازه نفس و تازه جان گرفته و کم کم به صورت گسترده مقبولیت عام و دارای پایگاه مردمی داشت می‌شد و از طرف دستگاه‌های امنیتی و حکومتی به شدت تحت فشار بودند و مخالفت با مرحوم ملک حسینی را به صلاح جریان چپ و ادامه همراهی عام مردم نمی‌دانست.
۳- مجیدی (راست) را کاندیدای حزبی (چپ) نمی‌دانست وعدم دخالت و سکوت را در انتخابات خبرگان سوم خواستار بود.
ذکر کردید که لاهوتی به مرحوم ملک حسینی رای دادند: (سال ۸۷ انتخابات خبرگان پنجم سال‌ها پس از اختلافات و انشقاق: در هنگامهٔ تبلیغات انتخابات خبرگان مرحوم ملک حسینی به لاهوتی زنگ که در چرام هستم و در دهدشت به منزل شما خواهم آمد که لاهوتی به ایشان گفتند با تمام احترام نمی‌پذیرم که فعلا به منزل من بیایید و بعد از انتخابات خدمت شما خواهم بود که دیگر ایشان آنجا نرفتند.

همانگونه که محسن رضایی را نپذیرفتند در چند مرحله و در تماس‌های اطرافیان رضایی تاکید کرد تحت هیچ شرایطی اجازه نمی‌دهم و هیچ دلیلی مبنی بر دیدار ایشان با بنده وجود ندارد و حتی در خانهٔ خویش نماند که شاید به صورت سرزده و بدون هماهنگی امکان داشت بیاید. موحد و مژدهی و رستاد هم به همین شکل)
– با جدا شدن حوزه انتخاباتی کهگیلویه (لنده، بهمئی، چرام) و دوگنبدان لاهوتی کاندیدای مجلس ۷۸ شد و به دلیل اختلافات ذکر شده و ذکر نشده (احترامم نسبت به بهرام تاجگرون)، جناب بهرام تاجگردون، منطقیان را وادار به حضور در انتخابات رودروی لاهوتی کرد و تمام جریان چپ و ادارات واز جمله شخص خودش را هزینه کرد با سخنرانی‌های مختلف انتخاباتی و تحریک آمیز و تخریب گونه درهمه شهرهای حوزه انتخابی کهگیلویه در حمایت از منطقیان و بر علیه لاهوتی باعث این انشقاق شدند.

ولی با این وجود منطقیان تنها کاندیدای حوزه بویر احمد (اکثریت) ۳۴ هزار رای و لاهوتی با وجود حضور موحد (همپوشانی ۸۰ درصدی آرا موحد و لاهوتی، حضور دو کاندیدای قدر و دارای نفوذ در حوزه ثلاث، موحد مجلس نشین، اصوالگرا، سید، روحانی، حمایت تمام قد روحانیون از جمله آمیر احمد و متنفذین و خوانین و کمک‌های پیدا و پنهان نهادهای خاص (کمیته امداد-هلال احمر-… و… – بانک‌ها و امداد‌های فراوان غیبی) ۲۷ هزار رای بدست آورد.

و قابل توجه باشد که سال‌ها حمایت لاهوتی از بهرام تاجگردون (بویر احمدی) و تقابل با موحد (ازحوزه ثلاث)، متنفذین حوزه ثلاث و جو منطقه‌ای این حوزه و حتی فامیل نزدیک از همراهی با ایشان به جرم حمایت از کاندیدای بویر احمدی و تقابل با موحد و اعتقاد به فکر و اندیشه اصلاح طلبی سرباز زدند و چه توطئه‌ها و تخریب‌ها کردند، باز آرای قابل توجه و پراکنده ایی در همه حوزه‌ها بدست آورد.

در انتخابات مجلس ۸۲ که بازهمین افراد شرکت کردند و رقیب بودند و تغییری محسوس سیاسی در لیدر‌ها و امکانات و شهرستان به وجود نیامده بود و باز هم منطقیان تنها کاندید بویر احمد بود (منطقیان ۳۹ هزار رای و لاهوتی اینبار ۳۷ هزار رای بدست آورد). و اگر رد صلاحیت در ۸۶ به وجود نمی‌آمد قطعا ایشان پیروز می‌گردید با توجه به عدم حضور موحد و کوچ به حوزه انتخاباتی بهبهان.
-پس نتیجه می‌گیریم که لاهوتی فردی جریان ساز و دارای تفکر حزبی-اصلاح طلبی بوده و بدور از منفعت طلبی و پست پرستی (ایشان ۷۲ تا ۷۴ فرماندار کهگیلویه-دوگنبدان بوده و پس از آن سال‌ها تمام پیشنهادهای حکومتی چه در استان و چه خارج استانی را رد کردند زیرا مرام و گروه و جریانی ساخته بود و باید پدری می‌کرد و با دست خالی و بدون حمایت استخوان بندی چپ شهرستان توانست طیفی بدور از مسایل قومی و قبیله‌ای و مغلطه‌ای از همه طوایف به گواه آرای صندوق‌های رای بسازد. (با وجودی که ایشان دو رقیب داشت یکی طایفه‌ای، قومی قبیله‌ای و دیگری هم جناحی و به نوعی میراث خوار جریانی که حداقل ۲۰ سال برای آن زحمت کشیده بودند (۵۸ تا ۷۸).
-ترمیم رابطه لاهوتی – تاجگردون: در این رابطه بهرام تاجگردون به همراه محقق در منزل لاهوتی در سال ۸۴ یا ۸۵ حضورپیدا کردند و لاهوتی از لیدر‌هایش از هر شهر ۲ نفر را به این جلسه دعوت کرد. و تاجگردون برای حلالیت طلبی از لاهوتی و خانواده‌اش وعقب نشینی از مواضع و اشتباهات گذشته به منزل ایشان رفت.
– ایشان بسیار منتقد دوستی بوده و رابطهٔ نزدیکی نداشته و با این استاندار هم همانند گذشتگان برخورد کرده. مگر اینکه از ایشان مشورتی و یا نیرویی بخواهند نظری می‌دهد.
– ایشان از ۸۴ به بعد در جلسات و گردهمای‌های دولتی شرکت نمی‌کرد زیرا دولت را قبول نداشت و بالاخص از ۸۸ به بعد در هیچ مکانی که دولت تدارک دهنده و یا هر مراسم دولتی دعوت شد نرفت زیرا دولت را مشروع نمی‌دانست.
– در انتخابات دوره هشتم مجلس: لاهوتی و منطقیان رد صلاحیت شدند و از قبل انتخابات کلی جلسه برای معرفی شخص سوم انجام شد که به سرانجامی نرسید و بدون هماهنگی و یا توافقی، منطقیان رستاد را به عنوان کاندیدای اصلاح طلب معرفی کرد و فشار زیادی به لاهوتی برای این عمل انجام شده وارد کردند ولی لاهوتی نپذیرفت حتی با ترفند اینکه ایشان از حوزه ثلاث است و…
دلایل عدم پذیرش رستاد: اولا توافقی صورت نگرفته و کار غیر اخلاقی بود (مقصر جلوه دادن لاهوتی و تقبیح عدم حمایت لاهوتی از رستاد کاری بس بی‌اخلاقی و خارج از جوانمردی است) و معرفی ایشان و به نوعی ساماندهی حملهٔ جو عمومی مردم و رسانه‌ها و لیدرهای طیف و قرار دادن لاهوتی در فشار و تصمیم گرفتن به اجبار وهمراهی علی رغم میل باطنی‌اش هم بس ناجوانمردانه و از پیش تعیین شده بود ولی لاهوتی اسیر نشد و یک تنه در مقابل همه ایستاد و گفت روزی همه پشیمان بر می‌گردید و حال تحقیق کنید…

– دوما لاهوتی تحت هیچ شرایطی ایشان را اصلاح طلب با ریشه و با تفکر و لایق کاندیداتوری مجلس نمی‌دانست و ایشان را نفوذی نهادهای خاص و وابسته به موحد می‌دانست (تشکر رستاد در آخرین سخنرانی انتخاباتی در ورزشگاه دهدشت از موحد که یادتون نرفته).

سوما لاهوتی به لیدر‌هایش بار‌ها تذکر و از ماه‌ها قبل از انتخابات گفته بود اگر رد صلاحیت شود با توجه به ورود بزرگواری به صحنه انتخابات قطعا می‌خواهند ایشان را به نمایندگی انتصاب کنند پس شرکت و یا انتخاب شخص سوم‌‌ همان تجربهٔ موحد-محقق است و حتی اگر بزرگواری ۲ رای بیاورد قبول اعلام می‌شود و نظر من عدم شرکت در انتخابات است و سکوت. (نظر ایشان این بود بزرگواری رای می‌آورد و رستاد رای نمی‌آورد و اگر ۱۰۰ هزار رای هم بیاورد پیروز اعلام نمی‌شود).
– اینکه ذکر کردید لاهوتی پشت پرده از رستاد حمایت کرد کاملا اشتباه است و نشان از سطح نگری و یا خیلی پلیس بازی و سیاسی فکر کردن شماست وگرنه لاهوتی را همه به صداقت و یک رویی و بدون رودربایستی می‌شناسند، این‌‌ همان اشتباه لیدرهای لاهوتی و حتی اخوی ایشان بود که علی رغم نظرات و بیانیه انتخاباتی بی‌طرفی لاهوتی، حتی درگیر‌های لفظی و عصبانیت شدید لاهوتی از این تصمیم لیدر‌ها باعث قطعی رابطه طولانی لاهوتی با لیدرهای اصلی و برادرش شد اگر می‌خواهید تا نام ببرم و تعدادی هم سکوت کردند و به بیانیه انتخاباتی لاهوتی عمل کردند.

(چند نکته از بیانیه: «به ریسمان الهی چنگ بزنید و از تفرقه بپرهیزید»، «رد صلاحیت کنندگان را به خدای دیر گیر ولی سخت گیر واگذار می‌کنم»، «در این انتخابات نظری بر روی هیچ کدام از کاندیدا‌ها ندارم و مردم مختارند و ….»، «و در آخر با تفعلی از حافظ» مژده که ایام غم نخواهد ماند» …) ولی طیف منطقیان جز خود و معدودی از لیدر‌هایش بقیه به سمت کاندیداهای قومی قبیله‌ای رفتند و اشخاصی که نام بردید نمونه‌ای بود از مثال‌های فراوان (به گواه آرای صندوق‌های رای حوزه بویراحمد نشین) و در دور بعد هم لیدرهای منطقیان هم باقیمانده‌شان به کاندیدای قومی قبلیه ایشان پیوستند و تعدادی از لیدرهای اصلی لاهوتی به سمت موحد رفتند همانگونه که گفتید فضا از انتخاب‌های سیاسی به انتخاب‌های قومی تبدیل شدند از جمله….. و تعداد زیادی هم سکوت پیشه و تحریم کردند همانند دور گذشته و به درخواست لاهوتی عمل کردند.
– موضع گیری‌های ریاست جمهوری: لاهوتی در سال ۷۹ و سال ۸۴ نامه‌هایی خصوصی و سراسر گلایه و حتی از حد معمول انتقاد فراتربه خاتمی نوشتند و از معین و مشارکت و مجاهدین و محمد رضا خاتمی و تندرو‌هایشان انتقاد و از نفوذی‌ها و استفاده‌های موحد از خاتمی و اصلاحات گلایه فراوان کردند. در نامه ۸۴ هم به شدت از سیاست‌های و تصمیم خاتمی درحمایت از معین و انشقاق انتقاد کردند و در نامه خواستار حمایت از کروبی شدند و در سال ۸۸ هم علی رغم دوستی فراوان و تماس‌های تلفنی مکرر کروبی و اظهار لطف فراوان و احترامات خاص به لاهوتی، ایشان مستقیم و بدون رودربایستی به کروبی گفتند که از میرحسین حمایت می‌کنم، ایشان سال ۸۸ حتی گنجی و صدوقی را که از اعضای حزب اعتماد ملی بودند گفت که در ستاد و حزب خود برای کروبی فعالیت کنید.

حال باید از خود و با توجه به تاریخ‌های ذکر شده و رجوع به سایت‌ها و حافظهٔ مردم می‌فهمید چه کسی ابتدا و چگونه و صحیح انتخاب کرد با توجه به مسایل کشوری و حمایت‌های حزبی و آرای نهایی کاندیدا‌ها.
– اشتباه است نظرتان در مورد واگذاری پست‌ها به این آقایان و رضایت لاهوتی از تنها پست فرمانداری کهگیلویه، لاهوتی دخالتی و یا تحمیل نیرو در هیچ دوره‌ای نکرده و در شورای استانداری هم نیست ولی به قدری قدرت سیاسی-منطقه‌ای و نیروی کاردان دارد که ناخودآگاه بسیاری از نیروهای ایشان پست می‌گیرند و ایشان تاثیر گذار هست و استاندار حتما مجبور به واگذاری چند پست به نیروهای مورد تایید لاهوتی است (فرماندار لنده-از لیدرهای بسیار نزدیک و وزارت کشوری لاهوتی)
-بر روی اصول اصلاح طلبی ماندن چه منافات و تضادی با سیاست مداری اخلاق گرایانه دارد، می‌شود بفرمایید آقای عکاشه؟؟؟
– آیا دیدار بزرگواری و محسن رضایی (و حضور با ایشان در سخنرانی محسن رضایی (اصوالگرا) در مسجد امام صادق و غیره آن هم یکی دو هفته مانده به انتخابات جز سو استفاده سیاسی و تبلیغاتی و در مظان اتهام بودن شخصی در جامعه، آن هم جامعه سنتی که کاندیدایی به خانه هر که رفت جز استفاده تبلیغاتی و یا پیمان انتخاباتی چه هدف دارد و شما چه برداشتی می‌کنید؟؟؟

منبع :