وضعیت مهم و سوق­الجیشی افغانستان در منطقه موجب شده است تا پای دولت­های دیگر، البته به جز کشورهای قدرتمند جهانی به این کشور و حتی پاکستان نیز باز گردد. کشورهایی مانند عربستان سعودی و ترکیه که در حد و اندازه قدرت منطقه­ای نیز نبوده­اند، سعی دارند تا با دخالت در امور کشورهای منطقه و ایجاد محدودیت برای ایران و منافع آن، برای خود پرستیژ کسب نموده و در منطقه قدرت­نمایی نمایند.

اسلام ذوالقدرپور : دولت حزب عدالت و توسعه ترکیه در ادامه همان سیاست قدرت­طلبی و کسب جایگاه منطقه­­ای و جهانی برای خود و ترکیه، اکنون به دخالت در امور افغانستان، پاکستان و قدرت­نمایی در این منطقه روی آورده است.

جلسه سران سه کشور ترکیه، پاکستان و افغانستان که با حضور نوازشریف نخست­وزیر پاکستان، حامد کرزای رئیس­جمهور افغانستان و حضور همزمان رجب طیب­اردوغان و عبدالله گل نخست­وزیر و رئیس جمهور ترکیه برگزار شده است، تا به بررسی مسایل افغانستان و پاکستان پرداخته و روابط تنش­زای میان این دو کشور را به سوی روابطی دوستانه­­تر سوق دهد. این جلسه که عنوان “اجلاس صلح پایدار در غرب آسیا” را یدک می­کشد، محلی است برای خودنمایی اردوغان و دولت ترکیه.

تنش و درگیری لفظی میان سران دو کشور افغانستان و پاکستان که در زمینه مسایلی مانند فعالیت القاعده و طالبان در دو کشور و نیز مسایل قومی و سرزمینی است، موجب شده است تا دو کشور تا مرحله جنگ نیز پیش بروند.

این رویدادها و حوادث مهم منطقه­ای که دارای ابعاد جهانی نیز می­باشند در همسایگی ایران و در مرزهای شرقی ایران رخ می­دهند، در حالی که دولت ایران به راحتی از موقعیت­های مهم و تأثیرات جهانی و منطقه­ای این رویدادها، چشم پوشی نموده و یا اگر بهتر بگوئیم چشم خود را بر مسایل منطقه و اطراف خود بسته است!

آیا ترکیه با افغانستان و پاکستان هم­مرز می­باشد؟

آیا مسایل افغانستان و پاکستان بر مسایل ترکیه و مردمش تأثیرگذار است؟

هم­مرزی و هم­پوشانی­های فرهنگی، زبانی، اجتماعی و … میان ایران و همسایگان شرقی (پاکستان و افغانستان) چه اهمیتی برای دولتمردان ایران دارند؟

چرا ایران و دولت یازدهم به دنبال کسب، حفظ و افزایش توان تأثیرگذاری و کسب منافع بیشتر در کشورهای همسایه نیستند؟

آیا ما باید عمق راهبردی ایران را به دیگران و از جمله ترکیه و عربستان، واگذار نمائیم؟

ایران با دو کشور افغانستان و پاکستان دارای مرز مشترک است که این مرز مشترک با افغانستان در حدود ۹۳۶ کیلومتر و با پاکستان در حدود ۹۰۹ کیلومتر می­باشد. این دو کشور از بسیاری جهات دیگر نیز دارای مشترکات و پیشینه مشترک با ایران هستند. دو کشور افغانستان و پاکستان در پیشینه تاریخی خود، بخشی از سرزمین ایران بوده و حکومت­ها و دولت­های ایرانی در همه اعصار گذشته تا اوایل سلسله قاجاریه بر تمامی یا بخش­های مهم این مناطق حاکم بودند.

اشتراکات فرهنگی، قومی، دینی، زبانی و علمی گسترده و تنگاتنگ میان مردم ایران با مردم دو کشور افعانستان و پاکستان موجب شده است تا روابطی گرم و بسیار صمیمی بین مردم و حتی دولت­های این سه کشور برقرار باشد. روابطی که همیشه در سطح دولت­ها، دارای برخی تنش­ها و تقابل­ها بوده است. درگیری­های مرزی و سیاسی متعددی میان سه کشور و حتی دو کشور دیگر با ایران، رخ داده و بعضاً درگیری­های نظامی نیز صورت گرفته است.

طی چند دهه اخیر دو کشور همسایه شرقی ایران با نابسامانی­ها و مشکلات داخلی و بین­المللی فراوانی دست به گریبان بوده­اند. کشور پاکستان از بدو استقلال و جدایی از هندوستان در سال ۱۳۲۶ هجری شمسی، دارای مشکلات فراوانی بوده و همیشه با دولت­های غیر مقتدر، نظامی و یا کودتایی همراه بوده است. افغانستان نیز طی این سال­ها دارای حکومت­های دست نشانده انگلیس یا تحت اشغال شوروی بوده است.

علیرغم همکاری­های همه­ جانبه میان سه کشور ایران، افغانستان و پاکستان، این سه همسایه هم­بنیاد و هم­ریشه، دارای اختلافاتی بوده­اند که طی دو دهه اخیر موضوع القاعده، طالبان و تندروهای تکفیری را باید مشکل اصلی در روابط سه کشور دانست. ظهور و گسترش فعالیت القاعده و دولت طالبان در همسایگی ایران موجب بروز تقابل­های مذهبی در سه کشور و نیز میان سه کشور شده است.

وضعیت مهم و سوق­الجیشی افغانستان در منطقه موجب شده است تا پای دولت­های دیگر، البته به جز کشورهای قدرتمند جهانی به این کشور و حتی پاکستان نیز باز گردد. کشورهایی مانند عربستان سعودی و ترکیه که در حد و اندازه قدرت منطقه­ای نیز نبوده­اند، سعی دارند تا با دخالت در امور کشورهای منطقه و ایجاد محدودیت برای ایران و منافع آن، برای خود پرستیژ کسب نموده و در منطقه قدرت­نمایی نمایند.

ترکیه طی سال­های اخیر با مستمسک قرار دادن وضعیت اقلیت ترکمن ساکن در افغانستان و حمایت از سران این قوم مانند ژنرال عبدالرشید دوستم، به دخالت در امور افغانستان پرداخته است. ترکیه و دولت تحت ریاست طیب اردوغان که طی دوازده سال اخیر به دخالت گسترده در مسایل منطقه و به خصوص حوزه­های تحت نفوذ ایران مشغول شده است، افغانستان و پاکستان را حوزه­ای مهم برای دخالت خود و حمله به منافع ایران یافته­اند.

اردوغان و دوست نزدیکش احمد داود­اوغلو که براساس نظریه عمق راهبردی به فکر حضور در مناطق تحت نفوذ حکومت عثمانی هستند و در این راه به اقدامات گسترده­ای نیز دست زده­اند، گویا فراموش کرده­اند که هیچگاه دو کشور افغانستان و پاکستان در حوزه عمق راهبری آنان قرار نداشته و تحت حاکمیت آنان نبوده و در واقع ایران از نفوذ و جهانگشایی سلاطین عثمانی در شرق، جلوگیری نموده است.

دولت اردوغان طی سال­های اخیر سعی نموده تا با مطرح نمودن مسایل مذهبی و القای حمایت از ملل سنی مذهب منطقه در برابر خطر ایران و شیعیان ضمن رواج ایران­هراسی و شیعه­هراسی به نفوذ در افغانستان و پاکستان پرداخته تا با توهم محاصره ایران و فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، به امپراتوری یوروعثمانی که دارای هویت دوگانه اروپایی(غربی) و عثمانی است، جامه عمل بپوشاند.

اکنون نشست و مذاکرات دولت ترکیه با سران افغانستان و پاکستان را باید در چارچوب همین راهبرد دشمنان نظام ایران و به خصوص دولتمردان ترکیه دانست که سعی در محدودسازی ایران و منافع آن در منطقه دارند تا از این مسیر بتوانند به فروپاشی ایران کمک نمایند.

اما در سوی دیگر ماجرا باید به ضعف­ها و سهل­انگاری دولت ایران در عدم توجه بیشتر و بهتر به مسایل همسایگان شرقی خود اشاره نمود. دولت یازدهم به ریاست دکتر روحانی که مدعی تغییر سیاست خارجی کشور و بهبود وضعیت ایران در منطقه و جهان بوده است، طی چند ماه اخیر نشان داده است که تنها به مسئله مذاکرات با گروه ۱+۵ و امریکا مشغول بوده و تمام هم و غم خود را به مذاکرات با امریکا معطوف نموده است!

به نظر می­آید دولتمردان و به خصوص وزارت امورخارجه ایران، دچار توهم در چرخش رویدادها به سود ایران شده و از پذیرش واقعیات جهانی و منطقه­ای دور شده­اند. این سهل­انگاری و البته خوش­خیالی و خوش­بینی دولت یازدهم نسبت به غرب و برخی بازیگران منطقه­ای، موجب شده است تا ترکیه به نفوذ در عمق راهبردی ایران پرداخته و حیاط خلوت ایران به تصرف اردوغان قدرت­طلب درآید.

در حالی که دولت یازدهم به شدت خود را سرگرم حواشی مذاکرات با امریکا و نیز مسایل داخلی مانند سبد کالایی و … نموده است، اردوغان و دیگر رهبران قدرت­طلب منطقه­ای و جهانی در فکر آنند تا را به سود خود خالی نموده و با این اوصاف باید به دولت یازدهم گفت که اگر در ارایه سبد کالایی به مردم کشور خود دارای ضعف­ها و نارسایی­هایی بوده­اند، در سبد منافع و عمق راهبردی ایران به دشمنان ایران و به خصوص اردوغان به خوبی عمل نموده­اند!!!

امیدواریم دولت یازدهم از خوش­خیالی­ها و توهم در سیاست خارجی دست برداشته و با توجه به ماهیت و هویت برخی دولت­های مدعی دوستی با ایران از جمله اردوغان و دولتش، به تغییر سیاست­ها و تاکتیک­های خود پرداخته و از منافع ایران در سطح منطقه و جهان به خوبی دفاع نماید تا اشخاصی مانند اردوغان نتوانند با فریب و نیرنگ، ایران از صحنه معادلات و سیاست بین­المللی خارج نمایند.

منبع : عصردنا