- اخبار ، اخبار سایت ، ادارات استان ، پرونده های خبری ، جشنواره فیلم فجر ، فرهنگ و ارشاد اسلامی
- جمعه 7 فوریه 2014 - 04:02
نقد فیلم “مهمان داریم”
پدر و مادری که سه فرزندشان شهید شدهاند تصمیم میگیرند تا تنها پسر جانباز خود را از آسایشگاه به خانه منتقل کنند. خبر آمدن یک مهمان گرانقدر، کارهای زمین مانده و دلشوره پذیرایی، دغدغههای پیش روی آنهاست.
سایت مردم استان (ک و ب)؛ سید محمد موسوی اعظم؛ پدر و مادری که سه فرزندشان شهید شدهاند تصمیم میگیرند تا تنها پسر جانباز خود را از آسایشگاه به خانه منتقل کنند. خبر آمدن یک مهمان گرانقدر، کارهای زمین مانده و دلشوره پذیرایی، دغدغههای پیش روی آنهاست.
این فیلم را می توان به دو فصل و بخش تقسیم کرد
فصل شروع فیلم که فضایی دلمرده و سرد است و فصل دوم با آمدن خبر مهمانی ارزشمند است که با حضور سه فرزند شهید خانواده آماده پذیرایی می شوند و فضایی شاد و پرنور را تشکیل می دهد.
زن و مردی سه فرزندشان را تقدیم کشور عزیزمان کرده اند. اکنون پسرشان را از آسایشگاه جانبازان به منزلی می برند که بزودی در آن اتفاقاتی خواهد افتاد. مهمترینش مهمان عزیزی است که می آید .در این فیلم بخوبی می توان یک اثر سفارشی را برای سفارش یک مجموعه انقلابی مشاهده کرد، فیلم در گرایش مفهومی، ارزش های نهفته و آشکار مهمی دارد. تاثیر گذار و تکان دهنده است.
تلفیق فضای کاملأ رئال فیلم در بخش ابتدایی فیلم و فضای سورئال بخش پایانی فیلم خوب ولی کمی طولانی است.با آمدن فضای سورئال امید و نشاط به خانواده حاج ابراهیم می آید جاییکه تماشاگر فریب این تکنیک را می خورد.فریبی که هر چند ابتدا تماشاگر را گیج و مبهوت می کند ولی باور پذیر می شود و همین فریب است که فیلم را دارای پایانی خوش(هر چند می دانیم توهم است)می سازد.
سکانس های آسایشگاه ، عکس العمل های رضا، زدن ناگهانی زیر سینی ، جیغ های اش ، سیلی پدر در میانهی فیلم جایش را با ایثار عوض می کند( سکانس افتادن رضا از تخت و سقوط کپسول هوا روی او را می توان شاهد مثال آورد که رضا برای زنده ماندن به تنهایی از اکسیژن استفاده نمی کند (وقتی نگاه به وضع پدر و مادرش می کند)با ورود فرزندان شهید خانواده از پوشش و نوع گریم و لباس فرزندان خاطرات زمان جنگ در ذهن بیننده آشکار می گردد و نوعی خیال انگیزی را برای تماشاگر رقم می زند و فضای سورئال را مشخص می نماید.
فضای کار بیشتر فرم است و نشانه: (تاریکی و پیرمردی که درحال نصب فیوز برق نقش زمین می شود، خانه ای درندشت با صداهای آزاردهنده ، ویراژ موتوری که پیرمرد را نصفه جان می کند، سقوط پا به گودال فاقد موزاییک ، ریزش های سقف و دیوار ، نفوذ ابزار تخریب ت این سوی دیوار، قطع شلنگ گاز از بخاری و گاوصندوق، حبس شناسنامه های زن و مرد در آستانه سفر، حواس پرتی پیرمرد (پرویزپرستویی)، چرخ و فلک پارک شده درگوشه حیاط، حوض آب آبی، ماهی های قرمز ، زیرزمین آکنده از مواد مصرفی، رمز اشتباه سال عروسی برای بازکردن صندوق، رمز درست باز شدن: «سال تولد فرندان » و در راس همه سکانس فینال، که «یکی می آید».)
بازیها در کلیت کار بسیار باور پذیر و خوب می باشد و مهمترین عنصری که به خلق میزانسنهای این فیلم کمک می کند فیلمبرداری عالی کار است که فضاهای مختلف فیلم را بسیار موجه و باور پذیر ساخته است و شاید بزرگترین عیب این فیلم را ریتم کند فیلم دانست که هر چند می توان این اتفاق را در بخش اول فیلم با توجه به حضور پیرمرد و همسرش وفرزند جانبازی که دارای قدرت حرکت نمی باشد اتفاقی طبیعی دانست ولی در بخش دوم که کار در فضایی شادتر سیر می کند ایجاب میکرد برای هر چه بهتر نمایش دادن امید از ریتم تند تری استفاده کرد.
این فیلم واقعأ در فصل هایی می لرزاند. عاشق می کند، امید را احیا و رواج می دهد، غیرت را به یادمان می آورد، ایثار را ترویج می کند.
