- اخبار ، اخبار سایت ، عناوین مهم خبری ، گالری عکس ، یادداشت
- سهشنبه 23 دسامبر 2014 - 10:12
مقایسه تطبیقی انقلاب های رنگین با حوادث انتخابات دهم ریاست جمهموری ایران
شهرام مهدوی مطلق (کارشناس ارشد مطالعات منطقه ای) در گفت و گوی ویژه با خبرنگار سیاسی مردم استان به مقایسه تطبیقی انقلاب های رنگین باحوادث انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران پرداخت.
(مطالعه موردی ، انقلاب گل رز گرجستان ، لاله ای قرقیزستان و نارنجی اکراین )
شهرام مهدوی مطلق (کارشناس ارشد مطالعات منطقه ای) در گفت و گوی ویژه با خبرنگار سیاسی مردم استان به مقایسه تطبیقی انقلاب های رنگین باحوادث انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران پرداخت.
(مطالعه موردی ، انقلاب گل رز گرجستان ، لاله ای قرقیزستان و نارنجی اکراین )
تعریف انقلاب های رنگی :
در مورد تبیین و تعریف انقلاب های رنگی مصادیق و نظریات مختلفی ارائه شده است که مخرج مشترک همه ی این تعاریف از چند کلید واژه مثل اعتراض – انتخابات ، حرکتهای گله ای ، تقلب ، دگرگونی بدون خشونت ، تغییر رژیم و …. تشکیل شده است .
بهاری خبر نگار شبکه چهار انگلیس و نماینده رسمی هفته نامه آمریکایی نیوزویک در ایران در مصاحبه با خبر گزاری فارس چنین بیان می کند انقلاب های رنگی با الگو برداری از لیبرال دموکراسی پیگیری می شوند و تجمعات غیر قانونی اساس و ستون انقلابهای رنگین هستند که به حالت بهمن در می آیند تا با پوشش خبری یکجانبه طرف مقابل با یکوت خبری شود . ( نائینی ، ۱۳۸۸ ، ۷۶) انقلاب رنگی نوعی تغییر و جابجایی قدرت است که بدون اصطلاک نظامی و خونریزی ، با استفاده از شیوه های نرم و آرام مبارزه و نا فرمانی مدنی صورت می گیرد . (شاهبداغی ،۱۳۸۸، ۲۲)
انقلاب های رنگی به تغییر و تحولاتی اطلاق می شود که تا کنون در کشور های باقی مانده از بلوک شرق اتفاق افتاده و هیئت حاکمه این کشور ها جای خود را به حکومت های یکسره طرفدار غرب داده اند. (فارس ،۸۸۰۵۱۶۰۴۲۵ )
« این نوع انقلابها معمولاً در دوران انتخابات یک کشور با زیر سؤال بردن انتخابات و باطل نمودن از طریق القاء و ادعای تقلب و اعتراضات مسالمت آمیز صورت می گیرد و به تدریج با دخالت بیگانگان و تحریک عمومی سعی می کنند،نظام وافکارعمومی را به ابطال انتخابات وادار نمایند.(منصوری ،۱۳۸۸، ۱۲۳)
تحلیل تعاریف فوق به این معناست که انقلاب های رنگی در همان تفسیر جنگ کم شدت و استحاله و فرو پاشی از درون برای کشور هاست و شیوه جدید بر اندازی است که در دستور کار نظام سلطه برای هماهنگ کردن جوامع هدف با لیبرال دموکراسی است .
مبانی نظری :
به اعتقاد اکثر کارشناس های مسائل استراتژیک ، مهم ترین بنیاد های نظری و دکترین استحاله و فرو پاشی از درون ابتدا توسط ساموئل هانتینگتون در موج سوم دموکراسی و بعد از آن نیز به طور واضح تر در نظریات جین شارپ در کتاب از دیکتاتوری تا دمو کراسی ، بیان شده است .
« موج سوم ؛ ترویج دموکراسی در پایان سده بیستم از موضوعات تحقیقاتی راهبردی هانتینگتون است ، که دکترین استحاله و فرو پاشی ، نظام های مانع رهبری جهانی آمریکاست و حاوی راهبرد های اجرایی بر اندازی از درون می باشد . کتاب موسوم از میان برداشتن نظام های تهدید کننده لیبرالیسم و فراگیرا بودن لیبرال دموکراسی را تئوریزه می کند . « جمعی از نویسندگان ؛۱۳۸۳،۶۲»
نظریه پرداز دیگر انقلابهای رنگی جین شارپ ، عضو ارشد اندیشکده انیشتین است که از اواسط قرن بیستم نظریه خود را تبیین و بسط داد و معروف ترین کتاب وی در این خصوص از دیکتاتوری تا دموکراسی است که ۱۹۸ اقدام عملی از جمله : اعلام بیانیه رسمی ، بهره گیری از شعارها و نمادهای خاص ، اقدامات گروهی نمادین ، راهپیمایی و تظاهرات ( مردمی – خودرویی ) ، تشیع جنازه ، سکوت ، ابراز همدردی با دستگیر شدگان ، تلاش برای زندانی شدن ، نافرمانی مدنی ، انجام مراسم سوگواری سیاسی ، پوشش های نمادین ، اعزام هیئت های نمایندگی ، تحصن ، ملاقات و مذاکره با مسئولین و … را در ضمیمه این کتاب پیشنهاد داده است . ( نائینی ، ۱۳۸۸ ، ۶۶-۶۳ )
پیشینه انقلاب های رنگین :
در بعضی از تحلیل ها و منابع ، سابقه شروع انقلاب های رنگین را به طرح مارشال آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم که نوعی فرمان برای مداخله در کشور های اروپایی محسوب می شود ، بیان نموده اند که پس از آن اروپا که تا آن زمان در تقابل با سیاست های آمریکا عمل می کرد، از طریق اقدامات اقتصادی و سیاسی تا حدود زیادی با سیاست های جهانی آمریکا همسو و هماهنگ شد . ( جمال عرف ، ۲۰:۱۳۸۷ )
علاوه بر انقلاب های به وقوع پیوسته ، انقلاب زغفرانی در میانمار ( ۲۰۰۷) یا انقلاب قرمز در تبت چین در ۲۰۰۸ در آستانه المپیک ۲۰۰۸ که نا کام ماندند ، نوعی از این انقلاب ها نیز به شمار می روند .( عمادی ، ۲۳:۱۳۸۹ ) البته ، انقلاب پراگ (۱۹۸۹ ) انقلاب میخک در پرتغال در میانه دهه هفتاد را نیز می توان جزئی از تاریخچه انقلاب های رنگی قلمداد نمود .
ویژگی های وارکان مشترک انقلاب های رنگی :
با مطالعه انقلاب های رنگی اعم از انقلاب های که موفق شده اند و انقلاب هایی که ناکام مانده اند می توان به این راهبرد مشترک « فشار از پایین و چانه زنی در بالا)) را برای تغییر آنچه در نظر است اشاره نمود که در همه انقلاب های رنگی به چشم می خورد . مهم ترین ویژگی های مشترک در این انقلاب ها را می توان به شرح زیر نام برد.
۱- طراحی سناریو قبل از شروع زمان انتخابات توسط اپوزیسون های داخلی و عوامل خارجی و زمینه سازی قبلی
۲- اقدام خزنده و متوالی از مرحله ی جنینی تا بلوغ بدون بکارگیری ابزارهای خشونت آمیز و حتی حساسیت زا
۳- تعیین برگزاری انتخابات به عنوان ثقل زمانی شروع عملی و فاز اجرایی انقلاب ها
۴- استفاده از نماد های رنگی و عموماً متناسب با ذائقه مردم هر کشور برای بزرگ نمایی و هماهنگی درتاکتیک ها
۵- هجوم رسانه ای و به خدمت گرفتن فضای مجازی و رسانه ای کشوردر داخل و خارج از کشور
۶- القاء تقلب در انتخابات قبل از برگزاری و ادعای انجام تقلب در حین و بعد از برگزاری انتخابات
۷- فشار از پایین و چانه زنی از بالا برای ابطال انتخابات ( انجام راهپیمایی و تحصن های به ظاهر مردمی ولی طراحی شده ) و تشکیل هیئت های ملاقات با مسئولین به نمایندگی از مردم و ……..
۸- تهمت های ساختگی علیه مسئولین و دولت مردان کشور، بزرگ نمایی بعضی اشتباهات و نواقص حکومت و دستکاری در اسناد و اطلاعات
۹- استفاده از کمک های مالی و حمایتی مؤسسات خارجی و بنیاد های مدعی دموکراسی غرب و آمریکا
۱۰- از پیش برنده اعلام کردن جریانات خاص متمایل به غرب هم توسط رسانه ای خارجی و هم اپوزسیون های داخل و مونتاژ کردن اخبار و تصاویر و همچنین فرا خوان به مبارزه و نا فرمانی مدنی و …
بازیگران و ابزار هایی انقلاب های رنگی :
بازیگران انقلابهای رنگی در کشور های به قوع پیوسته چه موفق و چه ناکام به دو دسته تقسیم می شوند :
الف ) بازیگران ( عوامل ) داخلی : مهم ترین عوامل داخلی را می توان به شرح زیر بیان نمود .
۱- اپوزسیون های متمایل به غرب در داخل ۲- احزاب و گروههای اعم از منتقد ، مخالف و معاند
۳- سازمانهای مردم نهاد و انجمن های خیریه وابسته به گروهای مخالف یا غرب
۴- نیروهای واگرا ( قومی ، مذهبی، سیاسی و …
۵- ضعف حاکمان ۶- ساختارهای ضعیف حکومتی
۷- غفلت و عدم شناخت مردم و مسئولین ۸- نخبگان سیاسی
ب ) بازیگران ( عوامل ) بیرونی شامل :
۱- سفارت کشور های بیگانه ( غربی )
۲- معاندان خارج از کشور
۳- رسانه های و بنگاههای خبری خارجی ( صدا ، سیما – ماهواره ، اینترنت ، مطبوعات و … )
۴- مسئولین کشور های بیگانه
۵- بنیاد ها و موسسات خارجی ( فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، حقوقی و … )
ج) ابزارها :
ابزار انقلاب های رنگی مجموعه ای از عوامل رسانه ای مکتوب ، شنیداری ، دیداری ، رسانه ای نوین ( گوشی های همراه سخنرانی ، اعلامیه ، طومار ، عوامل انسانی ( اقشار مختلف خصوصاً جوانان و نوجوانان ، افراد موجه و … می باشند .
مهم ترین اهداف انقلاب های رنگی:
برای انقلاب های رنگی و طراحان و مجریان آن اهداف متفاوت و گوناگونی از کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت وجود دارد ، به چالش کشاندن نظام حاکم غیر همسو با غرب از مهم ترین اهداف کوتاه مدت و تغییر رژیم حاکم و استقرار رژیم همسو با غرب از اهداف مهم میان مدت طراحان و مجریان انقلاب های رنگی است ، اما در واقع اهداف اصلی از ایجاد انقلاب های مخملی برای طراحان و تصمیم سازان این ایده بسیار فراتر از آن چیزی است که در شعارها و تبلیغات مجریان دیده می شود . استراتژیست ها و کارشناسان انقلاب های رنگی مهم ترین اهداف بلند مدت انقلاب های رنگی توسط طراحان آن را به شرح زیر بیان می دارند :
۱- تسلط بر مناطق ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی
۲- کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن
۳- حذف یا مهار نظام های چالشگر و از بین بردن موانع نظام هژمونیک آمریکا
۴- همسو نمودن کشور های هدف با سیاست های آمریکا و غرب
۵- فرصت های اقتصادی برای آمریکا
۶- جلوگیری از ایجاد اتحادیه های منطقه ای در آسیا ، خاورمیانه ، قفقاز و …
۷- مهار بیداری اسلامی ( نائینی ، ۶۰:۱۳۸۸ )
شرح مختصر انقلاب های رنگی گرجستان ، قرقیرستان و اکرین :
الف : انقلاب رنگی گل رز در گرجستان نوامبر (۲۰۰۳) :
۱- موقعیت ژئوپلتیکی :
با توجه به اهداف بلند مدت طراحان انقلاب رنگی یکی از این اهداف دسترسی به مناطق حساس و ژئوپلتیکی می باشد. با توجه به فروپاشی شوروی و حضور و نفوذ آمریکا و ناتو به حلقه اول اروپای شرقی سپر دفاعی هارتلند ، توسعه در حلقه دوم ( آسیای مرکزی و قفقاز ) در دستور کار آمریکا قرار گرفت و در این میان نفوذ در گرجستان به عنوان منطقه نزدیک روسیه در اولویت قرار گرفت .( نائینی ، همان ) گرجستان در میان کشور های قفقاز پل ارتباطی مسکو با دریای سیاه و آب های گرم جهان به همراه مناقشه چچن ، آبخازیا و اوستیای جنوبی از موقعیت ژئوپلتپکی مهمی برخورد می باشد .
۲- شرح انقلاب گل رز در گرجستان :
انقلاب رنگی گرجستان در ایام انتخابات پارلمانی این کشور در ۱۱ آبان ۸۲ دوم نوامبر ۲۰۰۳ اتفاق افتاد .« سفیر آمریکا قبل از فرا رسیدن زمان انتخابات یعنی در شهریور همان سال اعلام کرد که سطح مناسبات آمریکا و گرجستان طی چند سال اخیر افزایش نیافته و آن را به ضرر تفلیس خواند و از احتمال وقوع تقلب در انتخابات آینده گرجستان نیز سخن گفت . علاوه بر این نظر سنجی های بنیاد سوروس نیز چنین امری (احتمال تقلب ) را تأیید می نمود . در این انتخابات دو حزب اصلی یعنی ائتلاف گرجستان نو به رهبری شوارد نادزه رئیس جمهور وقت و ائتلاف تروئیکای گرجستان به رهبری ساکاشویلی و مشارکت زوراب ژوانیا رئیس قبلی پارلمان و ننیویور نادزه رئیس پارلمان در واقع یک مثلث قدرت در مقابل یکدیگر قرار گرفتند . نظر سنجی های بنیادی سوروس قبل از انتخابات حاکی از پیروزی ائتلاف تروئیکای گرجستان داشت ولی شمارش آراء بر عکس آن و حکایت از پیروزی ائتلاف گرجستان نو داشت . ( ملکوتیان ، ۱۳۸۷ )
در این انتخابات با اعلام نتایج اولیه انتخابات ، جنبشی به نام « کمارا » در اعتراض به نتیجه انتخابات شکل گرفت و توانست حدود ۱۵ هزار نفر از هواداران خود را در پایتخت جمع کند . این اعتراض از آن جا شکل گرفت که ائتلاف تروئیکا مرتب در اوج رقابت ها و در طول زمان رای گیری اعلام می کرد ، که پیروز انتخابات است . این جنبش در حالیکه گل رز در دست داشتند چند روز در مقابل ساختمانهای دولتی از جمله ریاست جمهوری و پارلمان تجمع و تحصن می نمودند و با پوشش های خبری رسانه های خارجی موج اعتراض به سراسر گرجستان کشیده شد و در روز افتتاح پارلمان درحالیکه رئیس جمهور درحال سخنرانی بود،مخالفان به رهبری ساکا شویلی بدون مقاومت پلیس (درحالیکه گل رز به نیروهای پلیس اهدا می کردند . ) وارد پارلمان شدند و رئیس جمهور را بیرون و ایشان با موافقت نهایی روسیه مجبور به استعفا و انقلابیون گل رز به پیروزی رسیدند . « این اتفاق زمانی به طور کامل به وقوع پیوست که دولت آمریکا در اولین واکنش جانب مخالفان را گرفت و صراحتاً اعلام کرد که در انتخابات اخیر این کشور تقلب صورت گرفته است ، وزارت خارجه آمریکا تقلب را گسترده و شمارش آرا را دستکاری شده اعلام نمود . ( نبانج ، ۱۳۸۲ ) جرج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا نخستین رئیس جمهور دنیا بود که پس از تبریک پیروزی انقلاب گل رز به گرجستان نو،گرجستان را مشعل برای منطقه و جهان خواند و آن را سرمشقی برای تمام جهان خواند . ( باشگاه اندیشه ۵/۶/۸۷ )
ب: انقلاب نارنجی او کرین :
موقعیت ژئوپلتیکی :
اکراین بعد از فدراسیون روسیه بزرگترین کشور اروپایی و همسایه جنوب غربی روسیه است ، دارای موقعیت کلیدی در میان چند منطقه مهم یعنی اروپای شرقی ، قفقاز و خاورمیانه است . تلاش آمریکا برای نفوذ و حضور فیزیکی در این کشور به دو دلیل حائز اهمیت است . اول اینکه نفوذ یا حضور آمریکا در این کشور باعث محاصره بیشتر و کنترل جدی تر روسیه به عنوان رقیب استراتژیک غرب خواهد شد. دوم اینکه دسترسی به اکراین باعث دستیابی به بازارها و منابع نفت و گاز منطقه خواهد شد . علاوه بر آن ، موقعیت ژئوپلتیکی اکراین طوری است که محل ترانزیت و عبور لوله های نفت و گاز روسیه و دریای خزر می باشد و برای سیاستمداران آمریکایی و غربی قابل توجه می باشد . انتخابات دوره سوم اکراین بعد از استقلال در سال ۲۰۰۴ ( ۱۳۸۳) با حضور ۲۴ نامزد و مشارکت ۷۵ % واجدان شرایط برگزار شد و هیچکدام از نامزد ها نتوانستند اکثریت آرا را به دست آورند و ۲ نفر از آنها یکی ویکتوریانوکویچ ۵۵ ساله نخست وزیر وقت دولت و مورد حمایت رئیس جمهور و دیگری ویکتور پوشچنکو ۵۰ ساله نخست وزیر سابق و نامزد مخالف و مورد حمایت غرب به دور دوم کشیده شدند و در این مرحله در حالی که مخالفان ، دولت را به زمینه سازی تقلب برای کاندید مورد نظر متهم می کردند ، برگزار شد .
قبل از برگزاری انتخابات ،رویارویی دولت اکراین و مخالفان ادامه داشت اما پس از اعلام نتایج مبنی بر پیشی گرفتن یانوکوویچ نامزد مورد حمایت دولت ، یکباره فضای سیاسی کشور رنگ دیگری به خود گرفت و اعتراضات گسترده مخالفان دولت از شامگاه روز اول اعلام نتایج اولیه انتخابات شروع شد . در شب دوم عده ی زیادی از هواداران پوشچنکو در میدان استقلال کیف پایتخت اکراین با پوشش پرتغالی ( نارنجی رنگ ) در اعتراض بهآنچه تقلب در انتخابات می نامیدند جمع شدند و با اضافه شدن آنها به حدود صد هزار نفر و بر پایی ۲۴ چادر به نمایندگی از ۲۴ استان کشور به اعتراضات خود مبنی بر تقلب در انتخابات اصرار می نمودند . در دومین روز تعدادی از مقامات محلی و از جمله شورای پایتخت به مخالفان پیوستند و در جلسه اضطراری مجلس ، نمایندگان حاضر نشدند ولی پوشچنکو در جمع نمایندگان طرفدار ، خود را رئیس جمهور اکراین خواند. کمیسون انتخابات به طور رسمی یانوکوویچ را پیروز انتخابات اعلام نمود . سرانجام پس از به نتیجه رسیدن میانجیگری های داخلی و خارجی مجلس اکراین نتیجه را بی اعتبار اعلام و در پی آن مخالفان بر ابطال انتخابات تاکید داشتند و حتی با در خواست رئیس جمهور وقت برای مذاکره طرفین ، پوشچنکو شرط حضور خود در مذاکره را تحویل گرفتن حکومت اعلام کرد . ( صباغیان ، ۱۳۸۳ )
در مدت تظاهرات خیابانی ، معترضان با استفاده از تی شرت ها ، پرچم ، شال گردن ، سربند و بازوبند ، کلاه و عکس های پوشچنکو با زمینه های نارنجی حاضر می شدند . پوشچنکو نیز در این تجمعات حاضر و گاهی سخنرانی می کرد . سرانجام وزیر دفاع از پوشچنکو حمایت نمود و فضا را به نفع مخالفان تغییر داد و دادگاه عالی اکراین انتخابات را باطل و انتخابات مجدداً در حالیکه دولت اکراین رو به ضعف نهاده بود تحت شرایط نا مساعد و نا مساوی وحمایت همه جانبه آمریکا از پوشچنکو برگزار و به سرنگونی دولت اکراین و پانکوویچ انجامید . « فرایند این انقلاب که حوادث انتخابات دهم ریاست جمهور ایران بیشترین شباهت را با آن دارد به این شرح بوده است .:تزریق کمک های مالی آمریکا و غرب به مخالفان دولت اوکراین ، متهم نمودن دولت به ناکار آمدی و فساد اداری ، مالی و سیاسی ، تصویرسازی مطلوب از یوشچنکو و مخدوش نمودن چهره رقیب توسط رسانه های غربی ، پخش شایعات و جابه جایی افکار عمومی و شایعه مسموم کردن پوشچنکو توسط دولت ، القاء مکرر تقلب در انتخابات ، فرا خوان به نافرمانی مدنی توسط جنبش پورا به معنای لحظه موعود فرا رسیده است ، انعکاس گسترده تحولات و تجمعات توسط رسانه های خارجی و ایجاد بی اعتمادی به رسانه های داخلی و … ( نائینی ، همان ،۶۹ ) علاوه بر آن شال ، نارنجی خود پوشچنکو نماد انقلاب مسالمت آمیز ، مانور دادن با رنگ های و نماد های نارنجی، سیاه نمایی اقدامات دولت ، دروغگو دانستن یانوکوویچ ، القای پیروزی صدر صد پوشچنکو و اعلام مکرر آن و اینکه اگر تقلب نشود ، پوشچنکو موفق می شود. اعلام زود هنگام انتخابات قبل از شمارش آرا و تبریک پیروزی از سوی رسانه های خارجی و داخلی حامی او و بهم زدن نظم و امنیت عمومی ، استفاده گسترده از تلفن همراه و پیامک و فضاهای مجازی ، استفاده از چهره های موسیقی و اجرای کنسرت هایی با محتوای اشعار اعتراضی ، سر دادن سرود های نمادین در تجمعات و … نیز از دیگر عواملی بودند که در بررسی انقلاب رنگی یا نارنجی اوکراین بسیار بر جسته می نمایند . پوشچنکو قویاً از حمایت واشنگتن ، صندوق بین المللی پول ، بنیاد های دموکراسی ، انستوی جامعه باز متعلق به جورج سوروس برخورد دار بود . کارمندان موسسه جمهوری خواه بین المللی در ۹ منطقه به عنوان ناظر و در ۲۵ منطقه به عنوان کارکنان محلی حضور داشتند . آنها نظر سنجی ها را سازمان می دادند و شب انتخابات پوشچنکو را ۱۱ واحد جلوتر نشان می دادند آمریکا از حکم دیوانعالی مبنی بر ابطال انتخابات حمایت و استقبال نمود . شبکه های غربی از جمله بی بی سی ، سی ان ان ، یورونیوز نقش بارزی در تصویر چهره مطلوب از پوشچنکو و بر عکس تخریب چهره رقیب او داشتند . ( ملکوتیان ، همان )
انقلاب لاله ای قرقیزستان :
موقعیت ژئوپلنیکی :
قرقیزستان با ۵ میلیون نفر جمعیت در میان کوه های آسیای مرکزی یکی از فقیرترین کشور های اتحاد شوروی سابق است که سابقه طولانی در منازعات سیاسی دارد . اگر چه دارای نفت و گاز نیست ، اما به دلیل هماهنگی با چنین و افغانستان جایگاه استراتژیک مهمی برای آمریکا دارد و حادثه یازده سپتامبر این کشور را بیش از پیش در کانون توجه آمریکا قرار داد . از این رو کاخ سفید در پی تثبیت نفوذ خود در این کشور بود . در سال ۲۰۰۵ با رد صلاحیت نامزد های مخالف دولت در انتخابات پارلمانی،جرقه های انقلاب محلی در آن زده شد. (ماه پیشانیان ،۱۳۸۹،۴۴) جورج سوروس طی مصاحبه ای در سال ۲۰۰۴ با لوس آنجلس تایمز اعلام داشت که « من دوست دارم سناریویی ، مشابه و قایعی که در گرجستان به وقوع پیوسته ،در پنج کشور آسیایی مرکزی تکرار شوند . ( باشگاه اندیشه ، ۵/۱۲/۸۳) در مرحله اول انتخابات شوراهای محلی و استانی قرقیزستان که در اکتبر ۲۰۰۴ برگزار شد،حزب وابسته به دختر عسکر آقا یف رئیس جمهور،۶۰ درصد آرا بدست آورد. در این شرایط جنوبی های کشور احساس نمودند که با تشکیل پارلمان آینده به دور از دایره قدرت خواهند بود. در این زمان دو مخالف عسکر آقایف یعنی فیلکس کولوف وزیر امنیت سابق از اهالی شمالی و باقی اف نماینده پارلمان از جنوب که هر دو بر کنار شده بودند با یکدیگر متحد شده و طرفداران خانم اتونبایا که یک دیپلمات با تجربه بود ، و دوبار وزیر خارجه قرقبرستان شده بود، که حدود ۵۰ هزار نفر را شامل می شد یعنی هواداران جنبش آتانورت ( سرزمین پدری ) نیز بهآنها پیوسته و در ژانویه ۲۰۰۵ در مقابل پارلمان در حالیکه پارچه های نارنجی و قرمز به دست داشتند به اعتراض پرداختند .
دور اول انتخابات پارلمانی در فوریه ۲۰۰۵ برگزار و با اعلام نتایج آن و متهم شدن دولت به تقلب ، جنوب کشورکاملاً متشنج و گروهی از مردم به سوی بیشکک پایتخت روانه شدند . با برگزاری مرحله دوم انتخابات در ۱۳ مارس ، خشونت و غارت علیه ساختمان های دولتی رخ داد و در ۲۴ مارس تعدادی از مخالفان که از حمایت پلیس برخوردار بودند . وارد کاخ ریاست جمهوری شدند و آقایف به مسکو پناهنده شد و باقی اف به عنوان رئیس جمهور موقت انتخابات گردید . ( ملکوتیان ، همان )
در وقوع انقلاب لاله ای قرقیزستان نقش عوامل خارجی و پیوند و ارتباط گیری با اپوزسیون های داخلی بسیار بر جسته و مشهود است . سازمان های آمریکایی در ایجاد تعدادی کافی نت در قرقیزستان و دادن آنها به جنبش « اتپور که به سرعت خبر ها را به نقاط مختلف می رساندند و تبلیغ می کردند، نقش بر جسته ای داشتند ، گزارش محرمانه سفیر آمریکا در قرقیزستان در آن ایام حاکی از این است که سفیر با همکاری سازمانهای خارجی (ngo ) ها در هدایت نتایج رای گیری عمومی نقش داشته اند . ( ملکوتیان ، همان )
عسکر آقایف پس از فرار از کشور، استفن یا نگ سفیر آمریکا در قرقبرستان را عامل اصلی این انقلاب معرفی کرد وی اظهار داشت یک هفته قبل از وقوع این حوادث در اینترنت . نقشه این انقلاب منتشر شده بود و این نقشه را استفن یانگ تدوین کرده است و این انقلاب دقیقاً همانند نقشه صورت گرفت . ( سراج ، ۱۳۸۸ )
شرح حوادث انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران :
به اذعان اکثرکارشناسان مسائل سیاسی و استراتژیک و همچنین اعتراف دستگیر شدگان حوادث انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران ، خصوصاً نخبگان ابزاری جریان موسوم به جنبش سبز حاکی از این است که آنچه در انتخابات ریاست جمهوری ایران در دوره دهم اتفاق افتاد جریانی یک شبه و اتفاقی نبود ، بلکه سناریویی از پیش تعیین و طراحی شده بود که دست های مرئی و نامرئی فرا منطقه ای آن را مدیریت می کرد .
سوابق حرکت های مخملی در ایران :
برخی از تحلیل گران شروع بر اندازی نوین در ایران را به سالهای پس از انقلاب و مشخصاً از سال ۶۲ و انتخاب قائم مقام رهبری و نفوذ برخی افراد مئسله دار در بیت قائم مقام رهبری می دانند که با کنار گذاشتن قائم مقام توسط حضرت امام(ره) این مرحله ناکام ولی تلاش برای نفوذ از راههای دیگر همچنان وجود داشت. (جمعی از نویسندگان ۱۳۸۳، ۶۰-۱۰)
مرحله ی آشکارتر اقدامات مخملی در ایران را در تیر ماه ۷۸ و جریانات و حادثه کوی دانشگاه و حوادث بعد از آن می توان تحلیل نمود . برخی از کارشناسان سیاسی و امنیتی جریان سازی اپوزسیون داخلی با حمایت و هدایت عوامل خارجی و القاء نا امنی و کشته شدن چند دانشجو و تشدید این فضا به کمک نشریات زنجیره ای و شبکه های خارجی ؛ اعم از رادیو ، تلویزیون ، و ماهواره و گسیل داشتن دانشجویان به طرف بیت رهبری در تیرماه ۷۸ و القاء انسداد سیاسی در کشور در سال ۱۳۷۹ و تئوریزه کردن مقاومت مدنی و کنفرانس برلین که در آن ایام اکبر گنجی در مصاحبه ای بیان داشت که امیدوارم انقلاب بدون خون ریزی چکسلواکی الگوی ایران قرار گیرد ؛ همچنین پروژه قرقیزستان نیزه کردن انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۸۳ برنامه ی دیگری از طراحی انقلاب مخملی در ایران بود که از طریق استعفاء برخی از نمایندگان رد صلاحیت شده مجلس ششم و عده ای دیگر از مدیران دولتی و نهایتاً تحصن نمایندگان جهت همراه کردن مردم و بعد از آن ساماندهی انقلاب مخملی توسط شاگردان بنیاد سوردس با واسطه افرادی مثل هاله اسفندیاری و جهانبگلو که توسط وزارت اطلاعات کشف شد ، نمونه ای دیگری از سوابق اقدامات مخملی در ایران می باشد . ( نائینی ، همان ) که همگی با هوشیاری مردم و( اهلیت و هوشمندی ) رهبر انقلاب نا کام ماندند.
بررسی حوادث انتخابات دهم ریاست جمهوری :
الف : قبل از انتخابات :
۱- انتخاب رنگ سبز :
برای اولین بار در انتخابات ۳۰ سال گذشته انقلاب یک رنگ به عنوان نماد انتخاباتی و ابتدا در ستاد آقای میر حسین موسوی و بعد از آن تمام پوشش های تبلیغی به همین رنگ و نهایتاً جنبشی به همین نام شکل گرفت که بی سابقه بود وقایعی که قبل از انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران رخ داد مبتنی بر یک سناریو جامع بوده است که در اختیار آمریکا قرار داشته است ( نوع حرکت کسانی که در داخل این طرح را برای دشمن عملیاتی کردند از نوع طرح ریزی حرکت برای اخذ تماس بود ( عباسی ، ۱۳۸۸، ۱۴۵ )
۲) القای نا سالم بودن انتخابات :
از وقایع قبل از انتخابات دهم شبه افکنی در برگزاری انتخابات توسط رسانه های خارجی و اعلام آن توسط اپوزسیون داخلی و حتی شخصیت های نظام از تریبون های رسمی بود . « هشت ماه پیش از انتخابات در جلسات مختلف تا جزاده می گفت که باید قبل از هر چیز طرح تقلب را در دستور کار قرار دهیم. (سایت لیله القدر) می توان چنین نتیجه گیری کرد که شاید دولت در انتخابات ریاست جمهوری حالت بی طرفانه خود را کنار گذاشته باشد » (سی ان ان ۱۹ خرداد ۸۹ ) خبر و گزارش فوق که تنها نمونه ای از القای نا سالم بودن انتخابات قبل از برگزاری بود ، حکایت از یک هماهنگی داخلی و خارجی برای تحت الشعاع قرار دادن این انتخابات است .
علاوه بر این بعضی از نخبگان سیاسی و ابزاری کشور هم به این موضوع خواسته یا نا خواسته دامن می زدند((آقای هاشمی رفسنجانی دو ماه قبل از انتخابات در خطبه های نماز جمعه تهران با ایجاد تردید در سلامت انتخابات اعلام کرد در این دو ماه تا انتخابات باید تلاش شود تا سلامت انتخابات برای مردم مشخص شود . ( ایران ، خرداد ۸۹ ۱۳) چنین تردیدی از سوی رئیس مصلحت نظام و همچنین نامه ایشان به رهبر انقلاب چند روز قبل از زمان رأی گیری و القای غبار آلود بودن فضا ، تشکیل کمیته صیانت از آرا توسط عده ای دیگر از نخبگان سیاسی ، همه و همه به القای عدم سلامت انتخابات دامن می زد .
۳) فعالیت جدی رسانه های خارجی :
« شش ماه مانده به انتخابات دهم ریاست جمهوری مقامات بی بی سی رسماً از شروع به کار بی بی سی فارسی به منظور پوشش اخبار ایران خبر دادند . این شبکه یک روز قبل از تشکیل ستاد های انتخابات در ایران کار خود را شروع کرد . ( ایران ، خرداد ۸۸ ، ۹۸ ) علاوه بر ایجاد و راه اندازی این شبکه که علنا همزمان با فعالیت های انتخاباتی شروع شد ، چندین شبکه خارجی و نشریه و مجلات داخلی و خارجی اخبار داخلی ایران را در خصوص انتخابات ، مستقیم مخابره می کردند .
۴) افزایش انتظارات و مطالبات عمومی جامعه :
از آن جا که یکی از راههای شکاف بین مردم و مسئولین ؛ بالا بردن سطح انتظارات مردم است ، قبل از شروع زمان انتخابات به بالا بردن انتظارات عمومی مردم توسط رسانه های خارجی و داخلی و اشخاص دامن زده می شد ( روزنامه گاردین انگلیس مدعی شد که جوانان ایرانی خواستار فضای باز اجتماعی و آزادی پوشش و دستیابی آزادانه به محصولاتی مانند فیلم و موزیک هستند . « کرمی ، ۱۳۸۸،۵۰ )
۵) القاء نا کار آمدی دولت : فائزه هاشمی نماینده سابق پارلمان و به عنوان فرزند یکی از مسئولان بلندپایه نظام در ورزشگاه آزادی در روز دوم خرداد ۸۸ در مراسمی که به مناسبت دوم خرداد۷۶برگزار شد ، چنین می گوید : در شرایطی به سر می بریم که نکبت ، خفت و خواری نصیب ملت ایران شده است . ( ایران ،۱۳۸۹، ۷۴ )
علاوه بر آن کاندیدهای رقیب دولت هر کدام به نحوی بر ناکارآمدی و ضعف دولت تأکید داشتند ، آقای موسوی با این جمله که احساس خطر کردم و رضایی با این مطلب که کشور لبه پرتگاه قرار دارد و کروبی اظهاراتی شبیه این ها وارد عرصه انتخابات شدند و همزمان شبکه های خارجی نیز به ناکار آمدی دولت خصوصاً با ادبیاتی نظیر دولت دیکتاتور و دروغگو و … درصدد القاء نا کار آمدی دولت بر آمدند . حسین روحانی رئیس مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز از « جارو کردن حساب ذخیره ارزی توسط دولت و زیر سؤال بردن مکرر دولت صحبت می نمود . ( روزنامه ایران . ۱۳۸۹، ۱۷ )
ب: اقدامات حین انتخابات :
۱) تشکیل ستاد انتخاباتی در خارج از کشور ( آمریکا ) :
این بی سابقه است که در یکی از انتخابات ایران ، در آمریکا هم ستاد انتخاباتی داشته باشیم وآنها ثانیه به ثانیه وقایع ایران را رصد و هدایت می کردند . در این کشور کمیته تشکیل شد و این موضوع باعث شد تا این فتنه بسیار پیچیده شود .
( فایل صوتی یکی از مسئولین امنیت کشوردر سایت لیله القدر )
در حین انتخابات دهم ریاست جمهوری به طور بی سابقه ای شبکه های مختلف خبری BBC فارسی ، رادیو آمریکا و دیگر شبکه های خارجی رسماً با تشکیل ستاد های انتخاباتی و دعوت از معاندان نظام در خارج از کشور به تحلیل اوضاع ایران می پرداختند و در همه ی این تحلیل ها یک موضع واحد داشتند که بعضی از آنها از تلویزیون ایران نیز اطلاع رسانی می شد .
۲) تردید در سلامت انتخابات :
پروژه تقلب که از ماها پیش شروع شده بود در آستانه ی شروع انتخابات ریاست جمهوری به شدت ترویج و تبلیغ می شد . تشکیل و اعلام اعضای ستاد صیانت از آراء و یا در خواست نظارت بین المللی بر انتخابات ، اوج این اقدامات بود . « رسانه های بیگانه واپوزسیون در حین انتخابات بارها از احتمال تقلب در انتخابات سخن گفته و خواستار نظارت ناظران بین المللی بر انتخابات شدند و در داخل کشور ، لزوم تشکیل کمیته صیانت از آراء به سطح رسانه ها کشانده شد . آقای هاشمی مجدداً در خطبه های نماز جمعه تهران رویکرد صدا و سیما را در آستانه انتخابات غیر منصفانه خواند . در روز ۱۹ خرداد محتشمی پور و الویری رؤسای کمیته صیانت از آراء آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی در نامه مشترکی به شورای نگهبان از تخلفات گسترده در انتخابات ابراز نگرانی کردند ، سایت نوروز در مصاحبه با محمد نعیمی مدیر مسئول روز نامه یاس نو اعلام کرد ؛اگر امداد های غیبی به یاری احمدی نژاد نیایند در همین دور اول موسوی رئیس جمهور ایران خواهد شد . آقای هاشمی به عنوان یک شخصیت موجه علاوه بر انتشار نامه سر گشاده به رهبر انقلاب ، در پای صندوق رای نیز می گوید : بسیار مهم است که همه بپذیرند آنچه از صندوق ها بیرون می آید ، همان باشد که مردم رای داده اند . همسر ایشان هم به شایعه تقلب دامن می زند و می گوید اگر تقلب شد ، مردم به خیابان ها می آیند . ( موسه انصار الحسین ،۳۰)
۳) دروغگو خواندن رئیس جمهور :
استراتژی آن قدر به مردم بگویید احمدی نژاد دروغگوست که چنانچه گفت ، ماست سفید است مردم باور نکنند » از سوی اتاق های فکر تبلیغاتی طراحی و توسط چند کاندیدای رقیب و بعضی از مسئولین سابق وزارت خانه ها و افراد شاخص سیاسی – اقتصادی به کرار تبلیغ و توجیه می شد . عباس عبدی در مصاحبه با اعتماد ملی- می گوید: احمدی نژاد « عوام فریبی می کند ، معاون سابق وزیر نفت ، نیز اعلام کرد تمام آمارهای ارائه شده نفتی غیر واقعی است ، تولید برنامه ۹۰ سیاسی و توزیع وسیع آن ، آمدم تا ایران را از دست دروغگویان نجات دهم » و … ( ایران ، همان ، ۴۲) از جمله مواردی بود که در حین انتخابات به کرار ترویج می شد . علاوه بر آن اتهامات دیگری . مثل: قانون گریزی دولت و رئیس جمهور ، بحرانی بودن وضعیت کشور ، خیالبافی و خرافه گرایی ، خلاف گویی و پنهان کاری ، مخدوش بودن عزت ملت در زمینه سیاست خارجی ، ایجاد تنش وسیع ،و … از دیگر اقدامات و اتهامات علیه دولت در ایام انتخابات بود که طیف وسیع تری از این نوع گفتمان ها را را در مناظره و فعالیت های تبلیغاتی ، کاندید های رقیب دولت به وضوح از صدا و سیمای کشورو فضای تبلیغاتی حین انتخابات دیدیم و شنیدیم. (ایران ، همان ، مکتوب مناظره ها و برخی تبلیغات انتخاباتی )
ج) بعد از انتخابات :
دیگر رویکرد مشابه حوادث انتخابات دهم با انقلاب های مخملی که بیشترین تشابه را نیز دارد اقدامات پس از انتخابات در ایران است که مهم ترین آنها عبارتند از :
۱) اعلام پیروزی زود هنگام و قبل از شمارش آرا :
در شب برگزاری انتخابات ،میر حسین موسوی طی بیانیه ای اعلام نمود : طبق گزارشات واصله ، رای اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمت گزارشان بوده و از ملت شریف می خواهم آماده برگزاری جشن پیروزی در شب میلاد حضرت فاطمه (س) باشند . ( تابناک ، ۲۲/۳/۸۹ )
۲) اعتراض به نتیجه انتخابات و دعوت به نافرمانی مدنی :
۳) اعتراض به مجریان انتخابات
۴) حضور میر حسین موسوی و کروبی در تجمعات معترضین
۵) مهندسی و شعبده بازی خواندن انتخابات
۶) همراهی تشکل های همسو در اعتراض و دعوت به راهپیمایی های خیابانی
۷) ملاقات با رهبری انقلاب و انعکاس آن از رسانه ها
۸) مصاحبه با رسانه های خارجی و اعلام اعتراض
۹) در خواست رسمی ابطال انتخابات
۱۰) انعکاس وسیع اعتراضات و جمعیت های خیابانی به صورت حرکت های گله ای با میکس و مونتاژو دستکاری تصاویر ، در رسانه های داخلی و خارجی خصوصاً شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی در داخل و خارج خصوصاً BBC فارسی ، VOA شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب ، رادیو آمریکا و …
در ظهر روز شنبه اولین بیانیه میر حسین موسوی این گونه است « نتایجی که برای انتخابات اعلام شد بهت آور است . مردم با حیرت تمام به شعبده بازی دست اندر کاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می کنند . آنها دنبال طراحان این بازی بزرگ هستند . این جانب ضمن اعتراض شدید ، هشدار دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد . بلافاصله مجمع روحانیون اعلام کرد : آنچه موجب تأسف و نگرانی است ، اعمال نوعی مهندسی آراء گسترده در این دوره است و خواستار ابطال انتخابات می شود . سازمان مجاهدین انقلاب هم در مقام مدعی ، صحنه انتخابات را غیر واقعی و یک کودتای مخملی می داند و انتخابات را فاقد مشروعیت قانونی و شرعی اعلام می کند . مهدی کروبی هم انتخابات را نامشروع و فاقد و جاهت ملی و صلاحیت اجتماعی دانست و احمدی نژاد را رئیس جمهور ندانست . علاوه بر آن انتشار خبر دیدار اقای موسوی با رهبر انقلاب و دیدار نمایندگان ۴ نامزد با معظم له و تأکید رهبری بر تن دادن به قانون توسط کاندید ها ؛ بی اعتنایی {علنی } به هشدار ها و اشارات رهبری نظام ، آقای موسوی مجدداً به انتشار بیانیه بعدی اقدام و از هواداران خود به راهپیمایی دعوت و خود در روز ۲۸/۲/۸۹ نیز حضور می یابد . بی سابقه ترین اقدام موسوی در انتحار سیاسی و تکرار مواضع غیر قانونی خود ، تکرار مواضع قبلی علی رغم خطبه ۲۹ خرداد رهبر انقلاب به عنوان فصل الخطاب موضوع بود، که مجدداً در بیانه ۵ و ۶ خود در فردای خطبه های رهبر فرزانه انقلاب مجدداً بر ابطال انتخابات تأکید و از مردم برای حضور در کف خیابان ها و حتی مبارزه دعوت می کند ( موسه انصار الحسین ، ۳۶- ۴۱)
علاوه بر این موارد که در بیانیه ای ۱ تا ۱۶ آقای موسوی و بیانیه های انفرادی و جهت دار آقای کروبی پس از انتخابات قابل بررسی است ، موارد متر تب بر این موضع گیری های ناصواب ، مثل تخریب اموال عمومی، در گیری با نیروهای پلیس ، تجمعات گسترده غیر قانونی ، استفاده از هنرمندان و موسیقی ، به صدا در آوردن بوق اتومبیل ها ، مصاحبه با رسانه های بیگانه ، خود محوری – از دیگر اقدامات بعد از انتخابات بود که با آنچه در انقلابهای مخملی اتفاق افتاد کاملاً همخوانی داشت .
۱۱) هنجار شکنی و عبور از خطوط قرمز :
از بدو انقلاب اسلامی تا کنون سابقه نداشته است که بعد از ورود رهبری انقلاب به مسائل عمومی جامعه ، بعضی از تشکل های سیاسی تمکین نکنند و بر مواضع قبلی خود اصرار داشته باشند. در جریانات متعدد چه در زمان حضرت امام (ره) و چه بعد از آن تاکنون همیشه رهبری فصل الخطاب همه افراد و گروه ها و مسائل بوده است . اما در حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری علی رغم اینکه از روز پنجشنبه از رسانه ها اعلام شده بود که خطبه های نماز جمعه را رهبری ایراد می کنند ؛ در یک اقدام مشکوک و پر ابهام مجمع روحانیون مبارز پیشاپیش برای روز شنبه ، فردای نماز جمعه در خواست راهپیمایی نمود و در سطح وسیعی این خبر را منتشر نمود . بعد از آن علی رغم سخنان صریح و شفاف رهبری نظام و دعوت همگان به قانون و درخواست از نخبگان ابزاری جریانات سیاسی برای تمکین به قانون ، مجمع روحانیون و جریان سبز از لغو این راهپیمایی تا ساعت ۱۴ روز شنبه خود داری نمود ، و با هدف تحت الشعاع قرار دادن فصل الخطاب بودن امر ولایت ، این راهپیمایی که نتیجه آن تخریب اموال عمومی ، کشته و زخمی شدن دها نفر و آتش زدن مساجد و …. در نوع خود یک هنجار شکنی در نظام محسوب می شد ، به اصرار جنبش موسوم به سبز با گردن بند ، دست بند ، لباس ، مانتو و پوستر های سبز برگزار شد و برای اولین بار از خطوط قرمز نظام عبور شد .
علاوه بر این ؛ انتشار نامه های از طرف آقای مهدی کروبی دیگر کاندیدای معترض که تعداد آرای آن از باطله نیز کمتر بود ، و اتهام های ناروا به نیروهای امنیتی کشور از جمله تعرض به زندانیان سیاسی ، که تاکنون به این شکل از سوی هیچ جریان معاندی هم منتشر نشده و صحت آن هم از سوی هیچ محفل رسمی و حتی غیر رسمی هم تایید نشده و خود ایشان هم تاکنون هم سندی ارایه نداده ، از دیگر موارد هنجارشکنی در نظام بود که بعد ها خود این کاندیدای معترض در خصوص موضوع فرافکنی می کند .
مقایسه تطبیقی انقلاب های مخملی گرجستان ، اوکرین و قرقیزستان با انقلاب مخملی ایران
با بررسی این چهار نوع انقلاب از سلسله انقلاب های رنگی به وقع پیوسته در آسیای مرکزی ، قفقاز و خاورمیانه و مقایسه تطبیقی بین آنها به رهیافت های کاملا مشترک زیادی می توان دست یافت که برخی از آنها عبارتند از :
۱) چهار کشور از موقعیت ژئوپلتیکی ، ژئواستراتژیکی مهمی برای غرب و آمریکا برخوردار بودند .
۲) در چهار کشور انتخابات مخرج مشترک انقلاب های رنگی بود و قبل از انتخابات جریانات رقیب دولت ؛ خواهان فراهم کردن زمینه برای حضور حداکثری بودند و بعد از برگزاری و در پی ناکامی جریان رقیب ، دولت و مجریان متهم به تقلب در انتخابات شدند و انتخابات بهانه هر چهار کشور بود .
۳) در چهار کشور آمریکا و غرب حامی معنوی ، تبلیغاتی و پشتیبانی کننده این انقلابها بودند. با این تفاوت که تلاش های انگلیس در ایران بیش از سایر دول غربی بود و روسیه دشمن محسوب می شد .
(شعار مرگ بر روسیه از سوی طرفداران جنبش سبز در روز ۱۳آبان ۸۸ ، دلیلی بر این ادعاست . )
۴) سفارت کشور های غربی خصوصاً آمریکا در سه کشور و انگلیس در ایران نقش مهمی را در وقوع حوادث به عهده داشتند .
۵) تقلب در انتخابات کد و رمز شورش های بعد از انتخابات بود .
۶) در چهار کشور از یک نماد که عموماً هم متناسب با زمان مکان و ذائقه مردم بود ، استفاده شد . گل رز در گرجستان ، لاله در قرقیزستان ، نارنجی در اکراین و سبز در ایران
۷) در چهار کشور جنبش های خاصی شکل گرفتند . گرجستان جنبش « کمارا به معنای بس است ، اکراین جنبش پورا به معنای لحظه موعود رسیده است ، قرقیزستان جنبش اتیپور به معنای مقاومت و ایران جنبش سبز به معنای سیادت وصلح ، شکل گرفتند.
۸) سناریوی بر اندازی و انقلاب مخملی در هر چهار کشور دارای لیدر و رهبر بود و این رهبران یا متمایل به غرب بودند و یا در این راستا عمل می کردند .
۹) رهبران اصلی انقلاب های رنگی در چهار کشور دارای سمت های مهم صدارات ، وزارت ، نمایندگی پارلمان نخست وزیر ، و … بودند .
۱۰) در چهار کشور بنیاد های غیر دولتی غربی و آمریکایی از جمله بنیاد سوروس و موسسات وابسته به آن و اپوزسیون های داخلی و خارجی بسیار فعال و مشترکاً نقش مهمی را ایفا می کردند .
۱۱) در هر چهار کشور دولت حاکم ناکارآمد جلوه داده می شد و لیدر اپوزسیون را ناجی کشور معرف می نمودند .
۱۲) هر چهار کشور از فضای مجازی بحران رسانه های غربی مثل BBC فارسی BBC ، Euro news ، ماهواره ، و جهت بحرانی نشان دادن ، تهیج و تبلیغ حوادث ، دستکاری و بزرگ نمایی حوادث و شکل دهی افکار عمومی نهایت استفاده می شد ۱۳) در چهار کشور شیوه های ابزار مخالفت از اعتراض به نتیجه انتخابات شروع و با حضور در خیابانها ، نافرمانی مدنی ، تخریب نظام حاکم ، عوام فریبی ، تلاش برای تصرف اماکن دولتی خرابکاری عمومی و … به فاز اجرایی در آمد .
۱۴) در چهارکشور شعارهای مطرح شده دموکراسی ، آزادی ، مبارزه با فساد دولت حاکم واصلاح و تغییر… بوده است .
۱۵) در چهار کشور نخبگان سیاسی و ابزاری کشور در فرایند تحولات و حوادث نقش اساسی داشتند .
۱۶) در چهار کشور اتهام های مشترک تقلب در انتخابات ، دیکتاتور بودن نظام حاکم ، ناکار آمدی دولت ، عدم مقبولیت عمومی دولت مطرح شده است .
۱۷) در چهار کشور القای پیروزی اپوزسیون قبل از شمارش آراء و تبریک های قبل از اعلام نتیجه به فرد حامی انقلاب مخملی انجام شده است .
۱۸) در چهار کشور سازماندهی از جریان ژورنالیستی وابسته و تطمیع آنها برای هدایت افکار عمومی استفاده می شد
۱۹) حوادث قبل ، حین و بعد از انتخابات در این چهار کشور نقاط مشترک فراوانی دارد و در همه این مراحل از روشهای توصیه شده جین شارپ نظریه پرداز معروف انقلاب های مخملی استفاده شده است .
۲۰) در چهار کشور تجمعات اعتراض آمیز در مقابل مراکز حکومتی خصوصاً مراکز سیاسی ، امنیتی و میادین اصلی پایتخت کشور ها انجام می شد .
۲۱) در چهار کشوراز تلفن همراه ، پیامک و ارتباطات رادیویی و شبکه سازی اجتماعی برای فرا خوانی به اعتراضات بسیار مورد استفاده قرتار می گرفت .
۲۲) انقلابها در یک فرایند زمانی مستمر از ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ و در مناطق قابل توجه و بر اساس دکترین امنیتی آمریکا در آسیای مرکزی و قفقاز و خاورمیانه به وقوع پیوسته اند .
۲۳) تفاوت اساسی این انقلابها در چهار کشور ، راهبرد نظام حاکم برای حل مناقشه بود که در ایران بازگشت به ساز و کار قانونی با محوریت ولایت فقیه و تثبیت آرای مردمی با اهلیت و هوشمندی رهبری بی بدیل انقلاب و هوشیاری مردم به نا کامی انقلاب مخملی منجر شد ؛ ولی در سه کشور دیگر مورد مطالعه به دلیل عدم هوشمندی نظام و مردم ، ضعف های اساسی ، توصیه قدرت فرامنطقه ای و …. موفق بوده اند . این موارد و موارد مشابه دیگری که از حوصله این نوشتار خارج است استدلال و مستنندات محکمه پسند وبسیار منطقی برای اثبات حرکت براندازانه و کودتای مخملی حوادث انتخابات دهم ریاست جمهوری می باشند .
فرجام سخن :
۱- تمام دگرگونی های سیاسی که از آن به نام انقلاب مخملی یا رنگی یاد می شود ، واجد ویژگی های همگون در علل و شکل تحولات هستند و از لحاظ خاستگاه ، تمامی آنها ویژگی های مشترکی هم در حوزه برنامه ریزی و طراحی و هم حوزه اجرا و هم حوزه استقرار دارند که مسئله انتخابات ، تقلب و اعتراض به بهانه تقلب کد رمز شروع این انقلابهاست .
۲- تمام انقلابهای به وقوع پیوسته اعم از موفق و نا موفق در مناطق و کشور هایی به وقوع پیوسته که در سیاست جهانی نقطه تقابل غرب و شرق و یا اسلام و غرب محسوب می شوند و ویژگی های همگون و یکسان داشته اند .
۳- محل انقلاب های رنگی اعتراضات مدنی است که با شکل گرفتن فرهنگ مقاومت و گسترش آن بوسیله انقلاب اینترنتی نمود بارزی می یابد .در چهار انقلاب مورد مطالعه نیروهای اجتماعی با بهره گیری از ابزارها و فناوری های ارتباطی گفتمان و هویتی جدید بوجود آوردند و گفتمان حاکم را به چالش کشیدند ودر چهار کشور، معترضان یا متمایل به غرب و حمایتهایی غرب بوده اند و یا در این راستا اقدام کرده اند .
۴- انقلاب های رنگی در پرتو استراتژی حرکت گله ای در چهار کشور مورد اشاره در حالی رخ داده است که منابع و منافع استراتژیک و طبیعی بسیار مناسبی برای آمریکا و غرب دارند و طراحی تغییرات آرام جهت روی کار آوردن حکومت های تحت امر صورت می گیرد .
۵- مطالعه انقلابها رنگی در چهار کشور به وضوح نشان می دهد که ، عوامل داخلی بسیار خطرناک تر از عوامل خارجی بوده و عامل خارجی همواره نقش مکمل را بازی کرده اند .
۶– به اجمال اینکه آنچه در انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران به وقوع پیوست از لحاظ خواستگاه ، علل و شکل و و نحوه اجرا ، تشابهات زیادی با انقلابهای رنگین آسیای مرکزی و قفقاز داشته و حکایت از یک طراحی انقلاب مخملی و حرکت براندازانه بر ای نظام جمهوری اسلامی که زمینه بازی آن از سالها قبل برای بازیگران معاند ، مخالف ، منتقد و مغافل فراهم شده بود . علاوه بر دشمنان و مخالفان داخل و خارج ، منتقدان نظام که در اردوگاه انقلاب بودند ، غفلت نخبگان ابزاری ، سکوت خواص جامعه به تشدید بحران کمک و خواسته یا نا خواسته بازیگر زمینی شدند که نتیجه آن برای نظام با حاصل جمع صفر بود و هزینه های زیادی را به نظام تحمیل و شیرینی حاصل از انتخابات را در کام ملت تلخ نمود . از این جهت پدید آورندگان این فتنه خطرناک برای همیشه در پیشگاه ملت ایران محکوم اند ، که نمونه ای از این محکومیت عمومی را در راهپیمایی ۹ دی ۸۸ به نظاره نشستیم .
