وکیلی به طور ضمنی از سران فتنه و خاتمی حمایت کرد گفت: خیلی از کسانی که خدماتی بزرگتر از خاتمی داشتند الان غیر قانونی محبوسند / هدایتخواه به ابراز تاسف آیت الله خاتمی و شهید مطهری از انحراف فکری خاتمی اشاره کرد.

سایت مردم استان (ک و ب)؛ شب گذشته مناظره ،‌چهره اصولگرا و نماینده مردم بویراحمد ود نا در دوره های هفتم و هشتم  مجلس شورای اسلامی و محمد علی وکیلیمدیرمسئول و سردبیر روزنامه ابتکار، در دانشگاه برگزار شد.

مناظرهسایت مردم استان هر چند با تاخیر اما وظیفه خود دانست به خاطر اطلاع کامل مخاطبان علاقه مند،‌اقدام به پیاده سازی متن کامل مصاحبه نموده تا بدور از فضای جنجالی به مطالعه، بهره گیری و قضاوت بپردازند.

متن کامل این مناظره به شرح زیر می باشد:

 

هدایتخواه به قید قرعه آغازگر این مناظره بود.

هدایتخواه: علاقه مندبودم کسی در این مناظره شرکت می کرد که قایل به حیات اصلاحات باشد اما جناب در سرمقاله هایی تیتراژ پایانی فیلم اصلاحات را نواختند و عنوان کردند که اصلاحات به صورت یک جنین مرده متولد شد. پس اینجا برای فاتحه خوانی و مجلس ترحیم برای اصلاحات جمع شدیم.

اصول گرایان حد اقل به ۴ اصل در عرصه نظر باور دارند و تلاش می کنند که در عرصه عمل نیز این باور مندی را نشان دهند و جریان اصلاحات در عمل و در نظر این اصول را قبول ندارند.

اصل اول: اصل اسلام است که نه به معنای نماز و روزه که برادران اصلاحات همه این موارد را دارند و به این اداب پای بندند.

گفتمان امام و انقلاب می گوید اسلام در همه عرصه های زندگی بشر نقش دارد و باورمندی به این اصل جزو مبانی اندیشه امام است و امام بارها فرمودند که فقه تئوری کامل اداره جامعه از گهواره تا گور است.

و در وصیت نامه تاکید کردند که اسلام برای همه عرصه های زندگی بشر برنامه دارد.

اما نظریه پردازان اصلاحات مانند دکتر سروش قایل به این اسلام نیستند و سعی کردند تا سکولاریزم را به عنوان یک مبنای فکری و عملی در جامعه تئوریزه کنند و جریان اصلاحات آنها را به عنوان مرجع خودش می داند.

سعید حجاریان سکولار شدن جامعه را یک فرایند دانست که حتما باید طی شود.

حسین مرعشی عنوان داشت که اسلام برای سیاست و اقتصاد و این گونه مسایل برنامه ای ندارد.

آقای آقاجاری دین را نه تنها افیون توده ها که افیون حکومت ها هم می داند و خود آقای می گوید: توسعه به معنای امروزش، میوه و یا شاخ و برگ درخت تمدن جدید است. اگر آن تمدن آمده، توسعه هم خواهد آمد و به این معنی سخن کسانی که می گویند ابتدا باید خرد غربی را پذیرفت تا توسعه بیاید، سخن بیراهی نیست و این سخن را کامل کنم که علاوه بر خرد و بینش غربی، باید منش غربی متناسب با این بینش را نیز پذیرفت.

 

وکیلی:  پس از دهه حکومت کرن و دیالوگ رسمی داشتن امروز سخن از باید و نباید های نظری گفتن موجه نیست

امروز باید کارنامه هر کدام را بالای سر بگیریم و مردم آن را به محک بگذارند

امروز مثل دهه ۶۰ بر اصول نظری و انتزاعی پای فشردن صورت مسئله را پاک کردن است و چیزی را عوض نمی کند.

کارنامه اصولگرایی ظرف ۳ دهه گذشته بخش اصلی بدنه حاکمیت را از آن خود داشته و در این ۸ سال به طور مطلق تمام ساحت های این کشور را در تیول خود اشته آیا باید از داشته ها گفت یا اندیشه ها

زمان اجازه نمی دهد که از اندیشه ها بگوییم و در گذشته ها ذیل یک تابلویی بایستیم که از واقعیت فاصله ها دارد

گوهر ماموریت پیامبران است و پایه مسلمانی است.

مسلمانی به اصلاح طلبی اش همان گونه که مرحوم مطهری و قرآن هم فرمودند

اصلاح طلبی بون مبنا و اصول ممکن نیست و نیز بر آنچه تا حالا ادعا کرده دچار پارادوکس کامل است.

پس از اتفاقات ۸۸ مقالاتی نوشتم در کتاب « تیتراژ پایانی فیلم اصلاحطلبی» اما آسیب شناسی کردم

دانشگاه در دست سرهنگ ها …

نوشتم این عرصه را این چنین پیش آوردن حتما مرگ مغزی برای جریان اصلاحطلبی است، اما معنایش این نیست که جریان اصلاح طلب رو به مرگ است بلکه معنایش این است که صحنه برای مرگ مغزی اصلاح طلبی مهندسی شده است.

قبل از اینکه بالا بیایم خدمت آقای کتر هدایتخواه عرض کردم آقای دکتر همیشه این جلسات این گونه پر شور برگزار می شود یا اکنون، اگر اکنون است پس باید گفت آقای دکتر هدایتخواه اگر دانشگاه را از دست سرهنگ ها گرفت و سپرد به دست….

 هو و جنجال و صدای وکیلی وکیلی وکیلی

وکیلی: اینجا میتینگ انتخاباتی نیست و من برای تبلیغ اینجا نیامدم.

اگر ظرف این ۸ سال دیوارهای آهنین دانشگاه شکسته می شد و دانشگاه کارکرد دانشگاه پیدا می کرد و دانشجو فرصت اظهار نظر پیدا می کرد حتما این انرژی تخلیه شده بود دوستان این چنین با اشتها و هیجان به خودشان زحمت نمی دادند

اما باز مبارک است و این از سحر است.

اسلام برنامه جامع برای اداره زندگی و قابلیت پاسخ به نیاز بشر از بدو تا ختم را دارد اما کدام اسلام؟

ما در مغرب زمین در روزگارانی اندیشه کاتولیکی ساحت زندگی را از مردم صلب کرد و آنچنان بر روح و جان مردم غلبه کرد و فرصت اندیشه و خرد را از مردم گرفت  به گونه ای که انفجار خردمندی علیه کلیت دین رخ داد.

ان چه که در مغرب زمین اجرا شد، مسیحیت حقیق نبود و انفجار هم علیه مسیحیت حقیق نبود بلکه علیه قراعتی بود که همچون شمشیر سلاطین در نقطه مقابل حقوق بشر و حقوق انسانی قرار داشت.

با چه ضمانتی ما باید قراعت آقای مصباح از اسلام را عین اسلام ناب قلمداد کنیم اما قراعت آقای خاتمی را قراعت سکولار؟

معنای رویه سطحی سکولار جدایی دین از سیاست است اما رویه خطرناک و تاثیر گذار و امروزی سکولار ناتوانی دین در اداره جامعه و فدا کردن دین به پای قدرت و سیاست و دنیا است.

این که دین مردم را قربانی دنیا شان متین و مصادره به نفع سیاست و نردبان قدرت کنیم.

به جای اینکه حکومت دینی به پا بکنیم، دین حکومتی به پا بکنیم.

ایستادن پشت تابلو اسلام سیاسی و اسلام پاسخگو ادعایی است که هر کسی می تواند چنین ادعایی کند اما ملاک برای صحت و توانمندی ادعا میدانی است که ملت به بهای انقلاب و خون های پاکی که اده دست ما و شما داده است.

روی اسامی به هیچ وجه بحث ندارم چون ملاک اصلاحطلبان نیست و ملاک اصلاح طلبی است

ملاک گفتمان است و گفتمان های اصلاحطلبی و اصول گرایی شاخص های خود را دارند.

گفتمان اصلاح طلبی از ابتدا قایل به توانمندی اسلام در اداره جامعه بود و مبنای ان هم فقه پویا بود.

تقسیم بندی سیاسی جامعه ما ریشه اش از انجا بود

جریانی به نام جریان خط امام بر اساس اندیشه امام با مدل فقه حکومتی و توانمندی فقه حکومتی در احکام ثانویه این جریان شکل گرفت و در نقطه مقابل جریان فقه سنتی و فقه جواهری شکل گرفت و به مرور در ساحت سیاست به روی هم چنگ انداختند و بعد ها نام عوض کردند و جریان خط امام شد اصلاح طلبان  و جریان مقابل اصولگرایان.

آنچه را اصلاح طلبان از ابتدا خلق کرند امروز شما به نام خود مصادره کردید

و فقط پای عملکردش نماندید

ملاک نمره افکار عمومی است و هر گاه فرصت فراهم شده افکار عمومی موضع خودش را اعلام کند، موضع خودش را اعلام کرد که ۲۴ خرداد آخرین امضایی بود که ابلاغ شد.

 

امیدواریم مناظره ها در این دوره محدود نشود

هدایتخواه:در رابطه با این جلسه اقای وکیلی رعایت امانت نکردند و پاسخ مرا نگفتند، من جواب دادم هر گاه مناظره بوده همین جور بود و چندین مناظره فقط شخص بنده با چهره های اصلاح طلبی از جمله آقایان زیباکلام و کواکبیان در یاسوج و جاهای دیگر کشور داشتم.

مناظرات پیش از این بود و شلوغ تر نیز برگزار می شد البته انتظار داشتیم که مکان وسیع تری برای مناظره در نظر گرفته می شد که دانشجویان علاقه مند اذیت نمی شدند.

این چیز جدیدی نیست که بگوییم محصول دوران جدید است

قبلا بودو امیدواریم که در این دوره محدود نشود.

چون شواهد و قراین حاکی از این است که آقایان وقتی برای اجرای برنامه به مسئولین فعلی مراجعه کردند، آنها شرط و شروطی گذاشتند که محدودیت هایی ایجاد کردند

آقای وکیلی فرمودند به عملکرد بپردازیم کاری به مبانی نداشته باشیم

از نظر منطقی هر عملکردی ریشه در مبانی دارد

موضوع مناظره هم همین است و باید به احترام برگزار کننده به موضوع بپردازیم

 

فقط ۸ سال دولت در دست اصول گراها بود

بعد از انقلاب ۵ دولت (به جز دولت های اولیه انقلاب مثل دولت شهید رجایی) داشتیم که ۸ سال اول میر حسین موسوی، ۸ سال دوم آقای هاشمی رفسنجانی و ۸ سال سوم آقای خاتمی است که هر سه از چهره های اصلی جریان اصلاحات هستند.

فقط ۸ سال قدرت اجرایی در طول بعد از انقلاب به دست اصول گراها افتاد

در ۲۴ سال یک طبقه برخورداری شکل گرفته بود که دست انداخته بودند به منابع قدرت و ثروت و اطلاعات

که در  مقابل جریان اصول گرایی و دولت احمدی نژاد نتوانستند تحمل کنند

و آخرش فتنه ۸۸ را ایجاد کردند برای اینکه بتوانند این حرکت را با کندی مواجه کنند.

من از کارنامه ۶ سال اول دولت اصول گرایی دفاع می کنم و کارنامه همین ۶ سال را در مقابل ۲۴ سال آقایان بیان می کنم.

در دو سال آخر به دلیل افراد نفوذی که از همان جریان برای دولت اصول گرا حاشیه سازی هایی کردند.

بنا بر این اگر کسی باید جوابگو باشد، اصلاح طلب ها هستند که دولت ها در دست انها بود.

در استان ما هیچ استاندار اصول گرایی تا شروع دولت احمدی نژاد در استان ما نیامد.

 

فاصله گرفتن وکیلی از اصلاحات را به فال نیک می گیریم

این حرف هایی که آقای وکیلی می زنند نظارت شخصی ایشان است و ربطی به جریان اصلاحات ندارد چون باید مستند باشد.

اصلاح طلبی چیزی روی هوا نیست و اصلاح طلبی را سران اصلی فکری و سیاسی آن مبانی اش را بیان می کنند.

اگر ایشان می گوید که اصلاح طلبان قایل به اسلام برای اداره جامعه هستند، ادعای شخصی خودشان است و ما به فال نیک می گیریم که نوعی فاصله گرفتن از مبانی فکری اصلاح طلبان امروز است.

اصلاح طلبی شعار همه انبیا بود اما قرآن می فرماید برخی ادعای اصلاح طلبی میکنند اما افساد می کنند

ما قایل به قراعت امام از اسلام هستیم

امام در مورد فقه سنتی و پویا فرمود که فقه جواهری ما خود پویا است.

معنای پویا کردن فقه این است که ما فقه را جوری تبیین کنیم که با مبانی فکری سکولاریزم و لیبرالیزم سازگار باشد که به معنای بی محتوا شدن فقه است. و این گونه هم شد و طرفداران فقه پویا سر از سکولاریسم در آوردند

در فتنه ۸۸ اعلام کردند که این نظام پاسخگو نیست و به دنبال براندازی این نظام بودند

مبنای دوم اصول گرایی و اندیشه امام انقلاب اسلامی و حوزه ماموریت آن است.

ما انقلاب اسلامی را نقطه کانونی تحول در جهان امروزی می دانیم

آغاز حرکتی می دانیم که می خواهد با زمینه سازی در سراسر جهان، جهان به نفع اسلام تغییر هد.

ما بر اساس اندیشه امام انقلاب اسلامی را نقطه آغازین ظهور امام زمان می دانیم  و امام فرمود: مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت- ارواحنا فداه- است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه‌ای مسئولین را از وظیفه‌ای که برعهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد.

 

نامه ذلت بار و مخفیانه به آمریکا

اصلاح طلبان بارها عنوان کردند که ما به دنبال صدور انقلاب نیستیم و می خواهیم مشکلات داخلی مردم را حل کنیم و کاری به کار صدور انقلاب نداریم و نباید به نبال صدور انقلاب باشیم

دولت اصلاحات در سال ۲۰۰۳ نامه به دولت آمریکا می نویسد که نقطه اوج ذلت و خواری بود  

نامه به صورت غیر علنی از طریق سفارت سویس از طرف صادق خرازی ارسال شده بود  و ایران تعهد کرده بود که در مقابل خارج شدن موضوع هسته ای از دستور کار حتی از حمایت فلسطین و لبنان نیز دست بردارد و با آمریکا در عراق نیز همکاری بکند و کاری به کار صدور اندیشه انقلاب نداشته باشد.

اندیشه امام ریشه در قرآن دارد و قرآن می فرماید شرط ایمان به خدا کفر به طاغوت است

اصل سوم اصولگرایی استکبار ستیزی و نوع نگاه ما به غرب و امریکا است.

ما بر اساس مبانی انقلاب اسلامی و امام سر ستیز با ظالمان عالم داریم.

امام فرمود: هر جا ظلم هست، مبارزه هست و هر جا مبارزه هست ما هستیم

و بارها فرمود: ما نباید دست از مبارزه با ظلم و ستم در اقصا نقاط عالم برداریم.

امام فرمود: همه توطئه های جهانخواران علیه ما از جنگ تحمیلی گرفته تا حصر اقتصادی و غیره برای این بوده است که ما نگوییم اسلام جوابگوی جامعه است و حتماً در مسائل و اقدامات خود از آنان مجوز بگیریم.

بعد می فرماید: ضرورتی نیست که در چنین شرایطی ما به دنبال ایجاد روابط و مناسبات گسترده باشیم، چرا که دشمنان ممکن است تصور کنند که ما به وجود آنان چنان وابسته و علاقه مند شدیم که از کنار اهانت به معتقدات و مقدسات دینی خود ساکت و آرام می‌گذریم. آنان که هنوز بر این باورند و تحلیل می‌کنند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدید نظر نماییم و ما خامی کرده‌ایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم و معتقدند که شعارهای تند یا جنگ سبب بدبینی غرب و شرق نسبت به ما و نهایتاً انزوای کشور شده است و اگر ما واقعگرایانه عمل کنیم، آنان با ما برخورد متقابل انسانی می‌کنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمین می‌گذارند.

 

 

سخنان خاتمی بر علیه سخنان امام و حمایت از تشکیل کشور اسرائیل

امام آمریکا را شیطان بزرگ می داند ولی آقای خاتمی وقتی به واشنگتن سفر می کند، در مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست می گوید: من هرگز نمی گویم شیطان بزرگ.

و از تشکیل دو کشور اسرائیل و فلسطین حمایت می کند که خلاف اندیشه های امام است که می فرماید اسرائیل باید محو شود.

مواضع انفعالی در سیاست خارجی اصلاحطلبان که منجر به محور شرارت شدن ما ، تعطیلی انرژی هسته ای و اشغال دو کشور در همسایگی ما برای محاصره ما بوده است.

با اشاره به غرب زدگی بزرگان فکری اصلاحات : دکتر وکیلی در کتابشان یکی از دلایل  مرگ اصلاحات را نگاه آنها به غرب و الگوهای غربی میداند.

 

اظهار تاسف پدرخاتمی و شهید مطهری از انحراف فکری خاتمی

وقتی آقای خاتمی به عنوان وزیر ارشاد انتخاب شد، یکی از روحانیون می فرماید که خدمت پدر آقای خاتمی برای تبریک رسیدیم ایشان خیلی ناراحت بودند و گفتند: خطرناک است پسر من غرب زده است.

استاد مطهری هم وقتی از سفر آلمان که برای دیدن خاتمی رفته بودند برگشت، اظهار تاسف کرد ند که خاتمی متاثر از اندیشه غربی شده و غرب زده شده اند.

(شعار مرگ بر آمریکا و در مقابل مرگ بر روسیه)

 

وکیلی: از جمله اصول مهم اصلاح طلب و اصولگرایی در این تفاوت معرفتی است که ما معتقدیم که ممکن است اشتباه کنیم و هیج احدی جز ۱۴ معصوم از خطا مصون نیست.

آنچه که، آقای هدایتخواه و استاد ایشان آقای مصباح می فرمایند به اندازه فهممان از حقیقت است

مهم ترین افتخار شیعه ان است که باب اجتهادش حتی در فقه باز است و این اجتهاد مبتی بر اصل خطاست و در اصول هم که کسی مجاز به تبلیغ نیست

نشان اصلاح طلبی در جزمیت در قضاوت نیست.

در ساحت سیاست هیچ اصل ثابتی نداریم.

دشمن ثابت و دوست ثابت نداریم

و این تفاوت و تمایز اصلاح طلبی و اصول گرایی است

فهم ما از مسایل فهمی است قایم به ما و قایم به محیط و ما مجاز نیستیم فهممان را به دین نسبت بدهیم

کارشناس به حکم کارشناس مجاز است و او هم ممکن است خطا بکند.

اجازه نداریم

 

سایه سنگین جریان غلو در میان اصولگرایان

اجازه نداریم شاقول بدست گرفته و عده ای را باطل و عده ای را حق محض قلمداد کنیم.

ما متعلق به دینی هستیم که معصوم غالین را برتر از کفار قلمداد کرد.

جریان غلو تا جایی رسید که سایه سنگین جریان اصول گرایی شد.

غلو در فهم از مناسبات دینی، تقدیس آنچه می فهمد و ترد آنچه نمی پسندد.

این غلو ترجمان شعار بوش بود که در بحث محور شرارت گفت: یا بر ما یا با ما.

غلو یعنی اینکه ما از معصوم خدا بسازیم، از ولی فقیه و مرجع تقلید با فهم خودمان معصوم بسازیم و از مرجع مخالفان متعرض توهین بشویم، فهم رقیب را ضاله بپنداریم و صفتی در حد کفر برایش بیاوریم.

 

جریان چپ بانی اصل ولایت فقیه

ولایت فقیه اصل مترقی بود که جریان چپ خط امامی در خبرگان اول بانی اش بود و لیدر های امروز جریان اصول گرایی که آن روز در خبرگان اول بودند جزو مخالفین اصل ولایت فقیه بودند.

و ما همچنان به ان اصل مترقی ولایت فقیه معتقدیم اما فهممان از ولایت فقیه نافی حقوق شهروندی نیست

فهممان از اسلام، اسلام شمشیر به تنهایی نیست

وجه اصلی اسلام وجه رحمانی است

اگر امروز جهان در مقابل ماندلا سر تعظیم فرو آورد، به خاطر این بود که گذشت کرد و عفو و بخشش داشت.

اگر اجازه می دادیم علی موزون عرضه شود، جهان بیش و پیش از ماندلا در مقابل علی تعظیم می کرد اما لای این تفسیرهای ناموزون و من در آوردی نگذاشتیم.

دکتر را به تقوای کلام می شناختم

در این جلسه به من نسبتی داد که می شود که می شود به عنوان قضاوتی باشد برای نسبتی که به دیگران می دهد.

در همین جلسه که شما ها شنیدید فرمود: فلانی می گوید که اسلام کارش معیشت است بنا بر این انقلاب اسلامی نباید صادر شود، من کجا این حرف را زدم؟ در همین جلسه ایشان این را به من نسبت داد.

مگر می شود انقلاب در قامت جمهوری اسلامی و در جغرافیای ایران محبوس شود؟

باید صادر شود

اما کدام انقلاب و در کدام نظام؟

در نظامی که بعد از ۸ سال حاکمیت مطلق اصول گرایی آن هم نه اصول گرایی عادی

از احمدی نژاد شخصیتی ساختند که باورش شدکه در مجمع عمومی سازمان ملل هاله نور دید.

پیش از اینکه احمدی نژاد به این باور برسد او را به این باور رساندند.

انچنان هندوانه زیر بغل او گذاشتند و از دین و قران و امام زمان مظلوم برای این آم خرج کردند و تمام نیروهای انقلاب طی ۳۰ سال اخیر را به مسلخ این آدم بردند.

اخرش این شد که یا احمدی نژاد را بر نتابیدند که نشان می دهد سقف تحمل اصول گرایی برای تحمل ناب ترین نیروی خودشان کجاست و یا اینکه احمدی نژاد را به جایی رساندند که او نیز اصلاح طلب شد.

این اصول از آن ما بود و مصادره شد

انقلاب باید صادر شو اما باید اول فرزندان خودش را مطابق آنچه که وعده داده بود،  تعمین کند، باورشان را بالا بیاورد، ایمانشان را به دستاورد های انقلاب به حدی برساند که تک ایرانی ها سفیران انقلاب اسلامی شوند.

 

جمعیت فشل، تنبل، بیکار و بیحال ایران!

اگر ملت ایران سیر شد، به عزت رسید، اشتغال جوان ایرانی به جایی رسید که سر به زیر نباشد، اگر شرایط جامعه به جایی رسید که جرم و فسا و اعتیاد نمره و نرمش سیاهه ای بشود که باعث آبروریزی شود، جهان از چه چیز ما الگو بگیرد؟

اگر قرار باشد ما جمعیت فشل، تنبل، بیکار، بیحال، سرخورده و تحقیر شده بسازیم کدام جامعه باید از ما الگو بگیرد.

اول باید انقلاب اسلامی در درون مرزهایش در درون ملت نهادینه شود و در درون ملت پذیرفته شود و و ماشاهد جامعه بالنده ای باشیم، در فرایند جهانی سازی انقلاب ما صادر می شود.

به هم زدن جلسه و دعوا و اغتشاش

 هدایت خواه: برخی دوستان احساس کردند نتیجه بحث به نفعشان نیست می خواهند جلسه را به هم بزنند تقاضا می کنم نظم جلسه را به هم نزنید و تا آخر گوش دهید.

اقای وکیلی گفتند که نسبت دروغ به ایشان دادم من اصلا نسبتی به ایشان ندادم حرف من روی جریان اصلاح طلبی بود و ایشان هم این نگاه اصلاح طلبان را قبول دارند.

من توفیق شاگردی آقای مصباح را نداشتم اما این به این نسبتی که به من دادند افتخار میکنم چون کسی است که به تعبیر مقام معظم رهبری جای استاد مطهری و علامه طباطبایی را پر کرد

اما بعضی از مطالبی که آقای وکیلی بیان کردند نشان می دهد که شاگرد آقای سروش هستند.

عاقبت تفکر نسبی گرایی این است که سر از انکار نبوت، ولایت و عصمت ائمه در می آورد.

آقای وکیلی می فرماید ما هیچ اصل ثابتی در سیاست نداریم سوال اینجاست که آیا خود این اصل ثابت هست یا نه؟

این تفکر نسبی گرایی ریشه در غرب گرایی دارد

اختلاف در سطوح برداشت از حقیقت هست.

ایمان یعنی باور جزمی و یقینی به یک اصل که خدا یگانه است و آیا تفاوت برداشت در اصل یگانگی خدا وجود دارد؟

در سیاست هم اصول عدم سلطه پذیری، ممنوعیت ظلم و ظلم پذیری ، اصل عدالت خواهی و اصول دیگر که ثابتند.

قرآن به می فرماید شما دشمن ثابت دارید از جمله کفار، طاغوت شیطان و مظاهر شیطان

آخر نسبی گرایی همان چیزی است که شما به آقای گنجی گفتید و انکار قران و امام زمان است.

آقای احمدی نژاد از آقای وکیلی به عنوان روزنامه نگار تجلیل کردند و موقعی که معاون اول آقای مشایی مورد نقد ما قرار داشت، ایشان از معاون ائلی مشایی حمایت کرد و آن را حق احمدی نژاد دانست.

ایشان از لیدر جریان اصول گرایی در خبرگان اول که با ولایت فقیه مشکل داشت سخن گفت که انتظار اریم اسامی آنها را عنوان کند. این یک نسبت دروغ است.

اصل چهارم اصول گرایی اصل ولایت فقیه است که امام آن را ادامه رسالت پیامبر و امامت ائمه (ع) می دانستند.

موسوی خوئینی ها پدر معنوی اصلاحات گفت: من زمان امام(ره) هم ولایت مطلقه را قبول نداشتم اما از آنجایی که امام جاذبه فوق‌العاده‌ای داشت و ما نیز از شاگردان ایشان بودیم رویمان نمی‌شد که جلوی امام مخالفت کنیم اما حالا که این شرایط نیست، من می‌گویم که از ابتدا هم این مسئله را قبول نداشته‌ام.

و بعد در شورای بازنگری قانون اساسی با ولایت فقیه مخالفت می کند و محور اصلی فتنه ۸۸ که بازیگران اصلی اش جریان اصلاح طلب و سران معروف انها از آقای هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی و بودند.

محور اصلی این فتنه حلقه کیان بود که از بیست سال پیش با همکاری حزب مشارکت و جمعیت توسعه و تعاون اسلامی طراحی کردند

چون کم کم احساس می کردند که دستشان از قدرت و ثروت خالی می شود بنا بر این باید  نظام  را استحاله کنند و در دوره ۸ ساله اصلاحات این ها را عملیاتی کردند وبعد که مردم با انتخابات ۸۴ آنها را از گردونه بیرون انداختند، برای سال ۸۸ برنامه ریزی کردند.

در دوره اصلاحات نسخه فروپاشی به سیک شوری سابق را طراحی کردند که در این عرصه عملکرد اصلاح طلبان در عرصه فرهنگ،‌ سیاست و اقتصاد نشان دهنده ایناست که آنها به دنبال فروپاشی بودند ولی وقتی که به دلیل هوشیاری مردم و بیداری رهبر نتوانستند موفق شوند برای سال ۸۸ برنامه ریزی کردند.

خاتمی و فاتح و مهدی هاشمی رفسنجانی می‌گفتند که برنده شدن در این انتخابات خیلی با انتخابات گذشته فرق می‌کند. در این صورت جریان اصولگرا و رهبر دیگر نمی‌توانند سرشان را بلند کنند و این معنای یکسره کردن کار است. یعنی رسیدن به یک نظام با ولایت فقیه بسیار ضعیف شده یا بدون ولایت فقیه.

خاتمی: اگر در این انتخابات احمدی‌نژاد سقوط کند، عملاً رهبری حذف می‌شود، اگر به هر قیمتی و به هر شکلی اصلاحات دوباره به قوه اجرایی بازگردد، دیگر رهبری اقتداری در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرایی به معنای پایان اقتدار رهبری تلقی می‌شود و با شکست اصولگرایان باید قدرت رهبری را مهار کرد.”

بهزاد نبوی می گوید: باید سعی کنیم که احمدی نژاد را کاندید رهبری معرفی کنیم که اگر شکست خورد رهبر شکت خورده است.

موسوی خوئینی ها: ما باید بیاییم و توان بگذاریم تا به هر قیمتی رهبری را از تخت پایین بکشیم. او باید بفهمد که این مملکت آنطور نیست که ایشان هر جور بخواهد به هر سمت بکشد. خاتمی و یارانش اکنون کلی تجربه دارند.

حتی اگر میرحسین موسوی رای می آورد برنامه اصلی آنها تغییر و براندازی نظام بود.

آقای وکیلی در فتنه ۸۸ حرف رهبری در ۲۹ خرداد را حرف آخر می دانست و هفته بعد سخنان هاشمی رفسنجانی که خلاف حرف رهبری بود را هم تایید می کنند

که از این موارد متناقض زیاد داریم که فقط منافعخودشان را می بینند و به اصلی به آن معنا پایبند نیستند

یعنی نسبی گرایی در عرصه سیاست که هر جا منفعت ایجاب کند موضع گیری کینم

 

قاتل قتل های زنجیره ای و عامل مرگ سید احمد خمینی!

سال ۷۶ دکتر وکیلی در یاسوج برای آقای خاتمی سخنرانی کردند کهتند ترین سخنان و تعبیر ها را علیه آقای هاشمی به کار بردند

اما در سال ۸۳ با جمعی دعوت شدیم برای دیدار با هاشمی رفسنجانی که در انجا عده ای از جمله دکتر وکیلی بلند شدند و گفتند که کشور نیاز به ناجی دارد که ۸ سال اصلاحات بحران ایجاد شده بود و شما ناجی هستید.

اصلاح طلب ها لفظ اکبر شاه را برای هاشمی به کار می بردند، قتل های زنجیره ای و فوت مرحوم احمد خمینی را به هاشمی رفسنجانی نسبت می دادند اما امروز رهبر اصلاحات به شمار می رود.

 

 

وکیلی: من در سال ۷۶ در این یاسوج در ستاد انتخاباتی خاتمی کلامی سخنرانی نداشتم ولی سرپرست نهاد رهبری در دانشگاه های خوزستان بودم ولی به رغم مسئولیتم در دانشگاه خرمشهر برای آقای خاتمی یک سخنرانی کردم

 

هیچ گاه در مخلیه خاتمی ذهنیت عبور از رهبری نیامد

من در سال ۸۶ از دست آقای احمدی نژاد بدون اطلاع در کنار آقای شریعتمداری به بنده لوح منتقد برتر دادند

مقاله ای نوشتم با عنوان احمدی نژاد به قراعت مصباح یا مشایی

که در آنجا نوشتم اگر احمدی نژاد به قراعت مشایی درست باشد یعنی سقف جریان لیبرال و برای مشارکتی ها نوشتم که اگر کمان بنده در این خصوص درست باشد، برخی مشارکتی ها به جای سینه زدن پشت سر خاتمی نجیب که هیچ گاه به رغم این همه تهمت ها و نسبت ها هیچ گاه در مخلیه اش ذهنیت عبور از رهبری نیامد و من شهادت می دهم که تا کنون این ذهنیت در مخیله این ادم به رغم اینکه این همه ظلم و بی محبتی به او زدند ایجاد نشد.

همچنان چنگ زده به ریسمان جمهوری اسلامی و هر چه که آقایان با لگد، پا، شمشیر، به نام سورس و به نام آمریکا و چیز های من در‌آوردی حسین شرعتمداری می زنند ولی او همچنان به ریشمان جمهوری اسلامی و قانون چنگ می زند.

و قانون اساسی را میثاق ملی می داند و این را با فریاد در خفا و علنی می گوید اما در محضر آقایان گویا چنین توبه ای پدیرفته نیست و آقایان حکم کشیشان گذشته را پیدا کردند و این آب زمزم کفایت نمی کند.

اگر احمدی نژادبه قراعت مصباح درست باشد مدل کاتولیک ترین قراعت از اسلام در ایران خواهد بود

ولی نوشتم گمان من این اشست که به قراعت مشایی درست است

من از این گوشهایم از احمدی نژاد پیرامون رهبری و ساختار های نظام چیزهایی شنیدم که از زبان اپوزوسیون ترین افراد بر نظام جمهوری اسلامی تا حالا نشنیدم

آنچه خروجی اصول گرای بود در نهایت عبور از رهبری خط پایان جریانشان شد.

اصلاح طلبان تفسیر موسع از قانون و نقش مردم سرنوشتشان قایل هستند

اما اصولگرایان می گویند که مردم بلوغ فکری ندارند و ممکن است به اشتباه بروند.

اینجا جای قبر شکافی و از یک عده ادم وا داده جمله عاریه گرفتن نیست

در ۸ سال صدا وسیما ۲۴ ساعته بمباران می کند که اصلاح طلبی خط انحراف و خط آمریکایی است

رهبران آن جاسوس و خائن و آمریکایی هستند

باید مردم قضاوت کنند

از محاسن جمهوری اسلامی این است که مکانیزم برای پاسخ به بن بست ها دارد

وقتی ما به بن بست می رسیم قاضی نهایی مردم هستند

امروز در این ۱۰۰ روز در صحنه سیاست خارجی رفتند تا آنچه که در این ۸ سالآب به آسیاب دشمن به نام مدیریت جهانی ریختند در این ۱۰۰روز با تدبیر و حکمت و اعتماد رهبر معظم انقلاب رفتند و گام اول را در گره گشایی از این همه گره و بحران و بن بست ایجاد کردند برداشتند.

۸ سال هرچه خواستید کردید اجازه بدهید ۸ سال یک دولت حمال حمالی و عملگی اش را بکند.

شاید توانست این همه شکافی را که به نام اصول گرایی بار آوردید ترمیم کند.

 

 هدایتخواه: اسلام می گوید وقتی برادر دینی ادعایی را رد می کند از او قبول کنید اما کاش فیلم سخنرانی ایشان موجود بود.

(هو و جنجال وکتک کاری در حین آغاز سخنان هدایتخواه)

در دوره ای که دوره اصول گرایی بود ده ها مورد از این جلسات برگزار کردیم اما این اتفاقات بوجود نیامد که نشان دهده این است که علی رغم ادعا هایی که دارند بردباری لازم را ندارند.

این برنامه ها ادامه دارد با غوغا سالاری و هو زنی به جایی نمی رسد

تفاوت ما با اصلاح طلبان در عرصه عمل این است که اگر دیدیم نزدیک ترین کسان ما از اصول گرایی عدول کردند مثل امام ابایی نداریم

 

خاتمه توبه اش از فتنه را نشان دهد

آقای مصباح تا موقعی که آقای احمدی نژاد در مسیر اصول گرایی حرکت می کرد از او حمایت کرد ولی وقتی عدول کرد اولین کسی که با او به مخالفت برخاست ایت الله مصباح بود و تعبیر تند خبر نفوذ فراماسونر ها را مطرح کرد.

آقای خاتمی اگر توبه کرد باید نشان دهد.

اینکه کسی با جورج سورس بنشیند و برنامه براندازی نرم را طراحی کند و بعد از ملک عبدالله کمک مالی بگیرد و بعد مکررا جریان فتنه را حمایت کند، و از فتنه و فتنه گران براعت نجوید توبه نیست، توبه موقعی قبول است که براعت بجوید از فتنه گران.

ما هم علاقه مندیم که آقای خاتمی و دیگران از فتنه گران توبه کنند و خسارات هایی که به نظام وارد شده را جبران کنند.

بزرگترین اتفاق در انتخابات ۸۸ این بود که حدود ۸۵ درصد مردم در انتخابات شرکت کردند و پایگاه مردمی نظام تقویت شد، فتنه گران در راستای خوشحالی دشمنان انقلاب این حماسه عظیمرا زیر سوال برده و چهره مردم سالارانه نظام جمهوری اسلامی را خدشه دار کردند که جبران شدنی نیست.

کسی که ۲۴ خرداد سر کار آمد خودش را اصلاح طلب نمی داند و بر اساس تقسیم بندی شما راست سنتی تلقی می شود و عضو جامعه روحانیت مبارز است.

ما در مذاکرات حدود ۲۰ امتیاز نقد دادیم و چند امتیاز نسیه گرفتیم که امیدواریم امریکایی ها این صداقت را داشته باشند تا این امتیازات نسیه را به ما بدهند.

اگر امروز مذاکره کنندگان ما با عزت افتخار می کنند به پیشرفت هسته ای ما و مقاومت ملت، نتیجه عملکرد دولت احمدی نژاد است که ۱۶۰ سانتریفیوژ را به ۱۹ هزار تارساند و تعلیقی را که آقایان تعهد داده بودند که دانشمندان هسته ای ما حتی اگر خواستند فکر کنند در مورد مسایل هسته ای باید از آنها اجازه بگیرند، و حتی به تولید کیک زرد هم نرسیده بودیم، این را شکستند.

دولت احمدی نژاد از نظر توان انرژی هسته ای ما را به جایی رساند که الان دنیا ناگزیر است که با ما مذاکره کند.

ما معتقدیم که مردم و خواست مردم باعث تحقق، تداوم و توانمندی حکومت است

اما شعار دموکراسی به سبک غربی که نتیجه اش مردم سواری و فراموشی مردم است و وقتی از آنها در دوران اصلاحت در مورد مردم پرسیده می شد می گفتند ما شعار توسعه سیاسی دادیم.

وقتی از مشکلات مردم با رئیس جمهور گفتند رئیس جمهور بیان کرد که رئیس جمهور فقط تدارکاتچی است.

 

 

 

دفاع تمام قد وکیلی از

وکیلی:هاشمی رفسنجانی در ان ۸ سال پدر معنوی جریان راست بود اگر من نوشتم که دوم خرداد اعتراض به دوران سازندگی بود یعنی اعتراض به تفکر راست سنتی بود که آن روز در چهره آقای هاشمی تبلور داشت.

آقای هاشمی ممکن است در چرخه تحولات دچار تحول شده و اصلاحطلب شده باشد

هر دولتی در ایران شروع شد، راست شروع کرده و اصلاحطلب تمام شده است.

راست بودند اما واقعیت های جامعه آنها را اصلاح طلب کرد.

این همه علیه آقای خاتمی گفته می شود

اولا ایشان سید اولاد پیغمبر است. ۸ سال رئیس جمهور این مملکت بود

شما می توانستید خاتمی را نیز مثل خیل عظیمی از آدم های صاحب نامی که شاید خدمتشان کمتر از خاتمی نبود اما سرنوشتشان الان پشت میله های زندان است، ببرید ولی دادگاه تشکیل دهید.

بدون دادگاه و استناد به رای محاکم رای قانونی در جمهروی اسلامی مصداق آنارشیسم در جامعه است.

و عدول از قوانین موضوعه جمهوری اسلامی ایران است

وقانون مداری آینه ولات مداری است

خلاف قانون مرتکب شدن یعنی ضدیت با ولایت در کشور.