هرگاه نقطه کانونی بحران مبهم باشد بهترین سیاست سکوت و انتظار است بنابراین تقاضا دارم مقامات محترم درخصوص آقای ترامپ تا اطلاع ثانوی سکوت کنند و سیاست انتظارپیشه نمایند.

یاسوج۲۴ – : انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به پایان رسید. انتخاباتی که نتایج شگفت انگیزی داشت. شاید بتوان گفت مهمترین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا همین انتخابات بود. دریده گویی و درشت گویی به غایت خود رسیده بود. پیشتر، در میانه ی تبلیغات نوشتم که این انتخابات، نیمه پنهان آمریکا را برآفتاب
افکند…
آنان همیشه در گوشه دلشان خود را برتر از سایر جهان می دانستند و برای این برتری، خود را محق سروری می پندارند. تکبر حاصل از این خود برتربینی البته چه فاجعه های انسانی که به بار نیاورده است؛ اما با ژست های انسانی دفاع از حقوق بشر، بر این مکنونات ماله کشیده بودند. همین تکبر، ریشه آن چیزی است که ما «استکبار» می نامیم. احساس سرکوب و کوفته شدن این تکبر، عقده قلدری را در آمریکاییان به وجود آورد. به همین علت جامعه آمریکا «قلدرپسند» شده است.
سال هاست که ادعاهای بلند آمریکا محقق نمی شود و سیاست هایش طعم شکست را می چشد. «واقعیت» تکبر آمریکا را فروکوفته است و هیمنه اش را در هم شکسته است. روند سیاست ها حکایت از ادامه همین وضع می کند. لذا ادامه این راه برای آمریکاییان امیدوار کننده نیست به همین سبب مردم آمریکا، پدیده گرا شده اند. البته معروف است که دمدمی مزاجی آمریکاییان، آنان را پدیده محور کرده است. البته ساختار آمریکا نیز ساختار پدیده محوری است.
به درستی و با ظرافت خاص، خود را «پدیده» نمود. او با اطلاع از مختصات اجتماعی آمریکا، وارد انتخابات شد و شعارهای خود را انتخاب نمود. او با هوشیاری، خانم کلینتون را نماد وضع موجود و خود را نماد اعتراض به وضع موجود نشان داد. او به خوبی نقش یک سیاستمدار «قلدر» را بازی کرد و سیاست قلدری را به نمایش گذاشت. سیاستی که با روحیه آمریکاییان سخت سازگار افتاد. «آرمان سروری» بر جهان برای آمریکاییان، سال هاست که به زیر دست و پای «واقعیت» افتاده و لگد می خورد. ملاحظات واقعیت، سبب بی اعتنایی به این آرمان شده بود. خود را نماد اعتراض به این وضع تبدیل کرد. پدیده را باید در این کانتکس تبیین کرد. او بارها در شعارهای خود، از بازگرداندن آمریکا به جایگاه برتر جهان دم می زد.
حال باید دید ترامپ تا چه اندازه موفق می شود به شعارهای خود عمل کند. او برای عمل به شعارهایش باید به جان همه واقعیت های موجود جهان بیفتد. به نظر
می رسد بهار ترامپ زود به سر رسد. او هر چقدر در دوران تبلیغات موفق بود همان قدر در وادی عمل اما چالش خواهد داشت.
لذا به نظر می رسد در آینده خواهیم دید که نقش های تبلیغاتی اش با کارکردش در دوران ریاست جمهوری تفاوت فاحش داشته باشد.
در هر حال پدیده ترامپ شاید کمترین تاثیر را بر ایران بگذارد. چرا که اولا ترامپ و کلینتون چندان تفاوت راهبردی در مساله ایران ندارند و ثانیا با هوشمندی
دیپلمات های ایرانی، به یک سند معتبر بین المللی تبدیل شده است و آمریکا توان حقوقی لغو و نقض آن را ندارد. اما عربستان و ترکیه دو رقیب اصلی ایران در منطقه، حق دارند از این پیروزی نگران باشند. کوچکترین تغییر در رفتار آمریکا، جایگاه این دو کشور در منطقه را متاثر می سازد. قدرت اینان متکی به حمایت آمریکاست. هرگونه تغییر در سیاست های آمریکا، جایگاه اینان را نیز می تواند در منطقه به راحتی تغییر دهد.

دراینجا تذکرچندنکته خالی ازلطف نیست؛ اول: هرگاه نقطه کانونی بحران مبهم باشد بهترین سیاست سکوت و انتظار است بنابراین تقاضا دارم مقامات محترم درخصوص آقای ترامپ تا اطلاع ثانوی سکوت کنند و سیاست انتظارپیشه نمایند. دوم: بی شک اگر شخصیت تبلیغاتی آقای ترامپ واقعیت داشته باشد برخورد با او به روش آنتی ترامپ امکانپذیرخواهد بود. به عبارتی وجودیک شخصیت تعامل گرا قدرت خنثی سازی آسیب های ترامپ تقابل گرا را خواهد داشت.