همه می دانیم که برای گازرسانی به چاروسا و برق رسانی به سیلاب کلوار و آب بردن به بهمئی، باید یک نفر ولو از سراحساسات بگوید و چندین نفر حمایت کنند تا کوهها را دو نیم کرد و دره ها را پُر کرد و طبیعت را به زانو درآورد و کیلومترها تخریب نمود و منهدم کرد تا شاید بشود آنچه باید شود.

– سیدعلی عباس محدث :  در سفرهایی با عناوین آشنایی و دیدار مردم، که احتمالاً مردم و ناشناخته های بالقوه هر شهرستان استانمان ، کمی آشنا به نظر می رسند. آواهایی از جنس تضرع و تظلم خواهی از کسانی می شنویم که خود باید پاسخگوی اینگونه شرایط باشند.

در جامعه انسانی آنگونه که تفکیک شده است، مردم با شرایط زندگی می کنند و در هر شرایطی به دنبال زنده ماندن خود هستند. حتی برخی از افراد و گروه های اجتماعی نیز پیگیر خواسته های مردمی هستند.

در بعضی از جوامع پیشرفته از نظر اقتصادی و تکنولوژیکی، نظارت بر خادمان و پیگیری مسائل مردم، به جایگاه های مردمی تفویض شده که اتفاقاً پاسخگویی را بر مسئولین فرض نموده و آنجا است که عدالت، معنای عینی پیدا می کند.

در جامعه اسلامی ما حیطه نظارت از زوایای گوناگون و به طور صریح و شفاف قابلیت اجرایی دارد. ائمه جمعه، شوراهای اسلامی شهر و روستا، دهداریها، انجمن های مختلف، صنوف اقتصادی و …، به عنوان پایگاههای مردمی، می توانند چالش ها و موانع را مطرح و مسئولین را ملزم به پاسخگویی نمایند. در سطحی فراتر از اینها، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری علاوه بر نقش قانونی که در نظارت ها دارند، ضمانت اجرایی کارشان فراتر از سایرین است.

 چنانچه این گروه مستمراً شکوه نمایند و گلایه به عرض مردم برسانند، مطمئن باشند که باورشان برای مردم سخت است. چرا که مردم باور ندارند که نماینده ای که خود در انتخاب مسئولین چانه زنی کرده و تقسیم میراث نموده، اینک تریبون اعتراض را دودستی بچسبد و خود را مبری نماید.

مگر می شود درسفرها همنشین مدیرانی بود که در انفاق بیت المال برای حُسن کمال و یُمن قدوم تان، پیشدستی می کنند و شما از روی عقلانیت تفحس نکنید و آنگاه داد بیدادگری مردم سر دهید و باور داشت که مردم اینگونه تظلم خواهی ها را باور دارند؟

وقتی نمی پرسید که هزینه های سفرتان از کدام منبع استخراج می گردد، و نخواهید که بدانید سطح خواسته های جامعه هدف مدیران همراهتان تا کجا است، یقیناً مشکلاتی را که به آن دامن می زنید، شنیده هایی است که در اتومبیل ها به خوردتان می دهند نه از سابقه ای است که از مسائل و مصائب مردم می دانید.

 باور مردم به تکرار افاضاتی است که مَثَلِ ژاژخائیدن است و هرچه می جوند هیچ وقت آسیاب نمی شود و از گلو پایین نمی رود. نگوئید دیگران احساسی هزینه کردند و فلان جناح اصراف کرد و آن دیگری وقت تلف کرد و …، این گونه وانمود کردن خریداری ندارد و باید هر کدام از شما ابتدا خود را آسیب شناسی کنید و اتفاقاً باید علمی هم بررسی شوید که الحق خیلی از شماها مال این مدیریت ها نبوده و هزینه ای هستید که باید مردم تاوان آن را پس بدهند.

بیچاره شرع و قانون که دارد تفسیر نادان مدیرانی می شود که خود انتخاب قوم گرایی هستند و در کلاس منطقه گرایی رشد کرده اند و تکه کلامشان، مفاخر قبیله ای شان بوده و اینک هر سه واژه را منحوس می شمارند. به راستی مگر کهگیلویه، ۱۶سال اسیر تفکرات قوم گرایی نبود؟ مگر گچساران با وجود همه توانمندی های اقتصادی اش مغلوب ایده های قومی نشده است؟

 آیا بویراحمد مجنون نگاه قومیتی سردسیری و گرمسیری نیست؟ باور کنید که بازار شِکوه و تضرع نمایی شماها کساد است. خدمت به مردم، توان می خواهد و هنرمندی و راست گویی. از خودتان بپرسید که چرا استانداری مثل نوذری(جدای از اظهار نظر پیرامون عملکرد و دیدگاه سیاسی اش)، در جنگ با نمایندگان مغلوب شد؟ آیا برای توقف پروژه های عمرانی بود؟ آیا برای ناتوانی مدیریتی اش بود؟ آیا بدون مطالعه در استان ما مدیریت می کرد؟ آیا با مشکلات اخلاقی و مالی مبتلا بود؟ آیا دهدشتی بود یا یاسوجی؟

عالیجنابان؛ مشکل استان ما نه کمبود اتاق فکر بود و نه بومی انتخاب کردن استاندار. بپذیریم که « قلنداران حقیقت به نیم جو نخرند *** قبای اطلس آنکس که از هنر عاری است».

آمارهای دروغین از آسیب های اجتماعی، نگرانی های واهی از معضلات فرهنگی موجود و واسطه جویی برای ماندگاری مدیریت ها و اعتراض های احساسی شما والیان امور، موجب مردم استان شده است. این را می توان در محدومیت های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، زیرساختها و منابع اشتغالزایی و … دید.

در بیراهه بودن و یا بد راهه بودن مرکز استان ما به استانهای فارس و اصفهان و چهارمحال و بختیاری و خوزستان و بوشهر و … دید. باید عمق فاجعه را در کلام وکلا و امرای خود در دادخواهی و دادستانی مردم استان در سخنرانی ها و مناظره ها و مباحثه های پارلمانی و دیدارهای مردمی و شهرستانی و استانی شان دید.

پیگیری احساساتی هزینه کردن اعتبارات هر کجایی صورت گرفته باشد پیشکش، شما بگوئید که از احساسات جوانانی مثل صادق و کلثوم حمیدی خواه هزینه کردن، چه منفعتی حاصل شد؟ هزینه کردن احساسات مردم استان را با ایده های دهدشتی و یاسوجی بودن، مطامع چه کسانی را تأمین نمود. هزینه مدیریت های ناتوان جناحی، قومی، سفارشی و … که در بدوی ترین قبایل دنیا هم منسوخ شده، با کیست؟

نالیدن از سَر سیری سفاهت است، هر چه در دل داریم را پشت میزها و با نگاه در چهره ها و اعتراف به واقعیت ها و توانمندی ها بگوئیم که در روستا گشتن و دلهای سلیم و سفید مردم بی کنیه را آزردن، شاهکار نیست. در شهر های شبه روستایمان خرامیدن و احساسات را برانگیختن و داد از بی برقی و بی آبی و کمبود گاز گفتن، کشف مشکلات نیست، برگردید و ریشه را در بی مدیریتی و ناتوانی تحفه های سفارش شده و بی صلاحیتی بجوئید که نام مدیریت را یدک می کشند و به تأیید عالیجنابان، خدمتگذارند.

در سطح استان ما فراوانند مدیرانی که آلان بر صندلی مدیریت نشسته اند که یا سواد تخصصی شان مضحکه است و یا برای یک دقیقه هم نه در هیچ سطحی از مدیریت(خرد، میانه، کلان) سابقه ای دارند و نه حتی یک نامه را هم به عنوان مدیر پاراف کرده اند و الان باید نیازسنجی و ارزیابی مشکل بکنند و طراحی برنامه داشته باشند و توضیع اعتبارات کنند.

همه می دانیم که برای گازرسانی به چاروسا و برق رسانی به سیلاب کلوار و آب بردن به بهمئی، باید یک نفر ولو از سراحساسات بگوید و چندین نفر حمایت کنند تا کوهها را دو نیم کرد و دره ها را پُر کرد و طبیعت را به زانو درآورد و کیلومترها تخریب نمود و منهدم کرد تا شاید بشود آنچه باید شود.

 البته هم مردم این استان سزاوار هر نوع خدمتی با هر سختی و هزینه ای هستند و هم برنامه ها و قوانین مملکت و مسئولین نظام بر این باورند که باید خدمت جهادی را نهادینه کرد. بنابراین استان ما مملکتی به پهنای قاره آسیا نیست که برای جنابتان ناشناخته باشد.

بیایید عیب و هنر استان و مردم و مسئولین را در سخن گفتن مسئولین بجویید. نمی خواهد بگردید که مدیران از کجا آورده اند، ببینید مدیران در سر چه دارند؟

گرچه قلم امثال من چون بنویسد، به سکه ای، هدیه ای، توصیه ای یا تهدیدی، شاید منتشر نشود ولی فعلاً که وسعت نگاه منتشران ما بسیط هست و واقعیت و شُبه را خوب می شناسند، می نویسم تا شما ها(مسئولین و صاحب منصبان استان) بدانید که مردم استان معنای واسطه گری و تبانی و احساساتی بودن را خوب می دانند. خود را اصلاح کنید.

منبع : عصردنا