- سایت های خبری
- چهارشنبه 29 ژانویه 2014 - 03:01
شناسنامه اصلاح طلبی
اما جالب است گروهی از طیف جریان اصلاحات که در سطوح و لایه های پایینی قرار داشتند در این چند سال حفظ سنگر نموده اند و با هر تلاش و کوششی که بود توانستند نام اصلاحات را زنده نگهدارند
عصردنا – ذبیح الله سیناپور : اگر بخواهیم واکاوی کنیم وآسیب شناسی کنیم که چرا جریان اصلاحات علیرغم داشنن پشتوانه آرای مردمی بالای ۲۰ میلیون نفر در دو دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی چرا منجر به شکست و پیروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ شد.و با یک نگاه تحلیل محتوایی و جامعه شناختی به تبلیغات کاندیداها در آن مقطع داشته باشیم به این نتیجه می رسیم که احمدی نژاد با شعار و علم مبارزه با اشرافی گری توانست آرای توده ای از مردم و به قول خودش مستضعفان و قشر آسیب پذیر جامعه را به نفع خود در صندوقها جمع اوری کند.
یادم می آید در یکی از مناظره های تلویزیونی انتخابات سال ۸۴که نماینده آقای هاشمی رفسنجانی با نماینده آقای احمدی نزاد مناظره داشتند وقتی نماینده اقای هاشمی (مرعشی)عنوان کرد: نقل از مضمون که رییس جمهور می بایست پرستیژ وقیافه رییس جمهور داشته باشد. همین نقطه عطفی در انتخابات سال ۸۴ شد و بعد از آن بود که شعار کلیدی و صد البته تاثیر گذار آقای احمدی نژاد تحت عنوان (( من به نوکری مردم افتخار می کنم و قیافه ام به درد نوکری مردم که می خورد.))شکل گرفت و باعث پیروزی وی در انتخابات شده بود.این مقدمه را گفتم که اشاره ای داشته باشم به اینکه جریان اصلاحات وقت دچار نوعی اشرافی گری و آقا زدگی دردرون خود و دور شدن از توده ها و عموم مردم شده بود.
اصلاحات که از اندیشه های ناب اسلامی ریشه دوانده و به اعتقاد نگارنده به خاطر همین تفکرات ناب و اصیل اسلامی و شیعه بوده که باعث اقبال عمومی از اصلاحات و اندیشه های نظیر تفکر عقلانی،آزادی اندیشه و… شده است دچار افراط گرایی در بخشی از زمینه ها از جمله فاصله گرفتن از عوام شد.
اما حالا که بعد از ۸سال دولت آقای احمدی نژاد مردم به شکل تعدیل شده و نسخه جدیدی از اصلاحات تحت عنوان تفکر اعتدالی رای داده اند و به تاسی از شعار دولت اعتدال که شعار تدبیر و امید می باشد مجددا بارقه ای از امید در دل مردم شکل گرفته وامیدوار به حل مشکلات به جای مانده از ۸ سال گذشته می باشد،عده ای از دوستان اصلاحاتی ومدیران دولت اصلاحات در حال برگشت به مسندها و مسئولیتها می باشند و اصطلاحات انتقال آرام قدرت در حال شکل گرفتن است و این را به فال نیک می گیریم که یک اتفاق میمون و مبارک می باشد.اما این جریان و تمامی سردمداران باید به هوش باشند و دچار مشکلات وآسیبهای گذشته که نقد آن رفت نشوند. دچار قبیله گرایی وقشری گری نشوند.
شاید سوال شود که چرا این حقیر به این مسایل اشاره می کنم. جواب این است که احساس می شود که در استان ما این جریان دچار نوعی اشرافی گری و انحصار طلبی شده و اینکه بعضی از دوستان احساس می کنند که سند اصلاحات به نام آنها خورده و هر کس خارج از زنجیره آنها باشد غیر خودی است و به اصطلاح خودشان شناسنامه اصلاحاتی ندارند.
اما هوشیار باشیم که این نوع تفکر یک نوع تفکر به مانند سم است برای اصلاحات ودقیقا مصداق محافظه کاری و اقتدارطلبی است که اساس شکل گیری اصلاحات وذات و خمیر مایه اندیشه اصلاح طلبی برای مبارزه با این تفکر شکل گرفت. تفکر اصلاح طلبی قایم به شخص نیست و حتی قایم به گروه نیست بلکه تفکری ناب است که مخالف هر نوع قبیله گرایی ،قشری نگری و بخشی نگری به مسایل است.
تفکر اصلاح طلبی بیش از انکه به یک عده گروه،حزب، و یا افراد خاصی منتسب باشد یک جنبش اجتماعی است و می دانید که در متون رسمی علوم اجتماعی تعریف جنبش اجتماعی به شکل زیر آمدهاست: (هر گونه کوشش جمعی برای پیش برد منافع مشترک با تامین هدف اصلی از طریق عملی جمعی خارج از حوزه نهادهای رسمی است). و جنبش اصلاحات به انواع ویژه ای از از نابرابری ،بی عدالتی،وتبعیض توجه نشان می دهد با توجه به این اهداف در مقابل ساختاری که در ادبیات سیاسی به محافظه کار،اقتدارطلب و…مصطلح شده قرار گرفت.
این بزرگواران که به لطف دولت اصلاحات آقای خاتمی توانسته اند منصب و سمتی برای خود دست وپا کنند و حتی از قبل آن نیز یک اسم وشهرتی دست پیدا کنند، احساس می شود دچار نوعی غرور کاذب و انحصارگرایی شده اند.
در طول ۸ سال گذشته که در مسایل سیاسی به دلایلی مشارکت سیاسی نداشته اند مشارکت به این معنی که وقتی احزاب جریان اصلاحات نتوانسته اند به صورت مشخص و تعربف شده در دو دوره انتخابات مجلس کاندید شاخص و واحدی که مورد اجماع اصلاح طلبان باشد در حوزه های انتخاباتی استان داشته باشند(به استثنای گچساران) به نوعی این دوستان خانه نشین بوده اند و عرض کردم که این خانه نشینی به خاطر محدودیتهایی بود که یا ناشی از عدم رغبت این بزرگواران با توجه به شرایط سیاسی حاکم بر جامعه یامحدودیتهایی بوده که نظام به خاطر ساختارشکنی و عبور این افراد از خطوط قرمز برای انها قایل شده است.
اما جالب است گروهی از طیف جریان اصلاحات که در سطوح و لایه های پایینی قرار داشتند در این چند سال حفظ سنگر نموده اند و با هر تلاش و کوششی که بود توانستند نام اصلاحات را زنده نگهدارند و مخصوصا در انتخابات ریاست جمهوری با فعال نمودن و تشکیل ستادهای کاندیداهای منتسب به جریان اصلاحات خود را در معرض سیبل حملات جریان مخالف قرار نمودند و مانند جان سپار و فدایی صف اول عمل کردند حالا از طریق همین دوستان متهم میشوند که شناسنامه اصلاح طلبی ندارند نمیدانم این بزرگواران این چند سال کجا دفتر صدور شناسنامه اصلاحاتی صادر می کردند که مراجعه شود و شناسنامه گرفت چرا اطلاع رسانی نشده و فراخوانی نشد برای گرفتن شناسنامه اصلاح طلبی!! مگه شما باید چند صد هزار نفری که به دولت اعتدال و یا قبل از آن به دولت اصلاحات رای دادند بشناسید یا قبل ازآن باید با شما اعلام بیعت می کردند که اگر این باشد که عین قبیله گرایی و انحصار طلبی است.
مگر نه این است که عده ای از همین دوستان وقتی از پیروزی کاندید منتسب به جریان اصلاحات در انتخابات اخیر ناامید شده بودند تبری جستند و برای کاندیداهای دیگر فعالیت می کردند و تمایل نشان داده اند.
امیدوارم که این بزرگواران به هوش باشند و باعث ظهور پدیده احمدی نژاد دیگری در سطح ملی و یا استانی نباشند ونماد دیگری از مبارزه با اشرافیت و انحصار طلبی را با عملکردشون باعث نگردند.
منبع : عصردنا
