اید در نظر داشت که جریان­های سلفی و افراط­گرایی منطقه دشمن اصلی ما نیستند، دشمن اصلی اسلام در منطقه رژیمی است که از وضعیت ایجاد شده بهترین بهره را می­برد و با مشغول کردن مسلمانان و فرقه­های مختلف اسلامی به هم، غزه را آماج شدیدترین حملات خود قرار داده است و از هیچ جنایتی شرم ندارد.

سایت مردم استان (ک و ب)- محمود ذکاوت*

۱) یکی از جریان­های مهم فکری-سیاسی جهان اسلام در دوران معاصر، جریان ­«سلفی­گری» است. این جریان تنها راه مجد اسلام و مسلمین را رجوع به فرهنگ سلف(گذشته) بدون تأویل و تفسیر احکام اسلام می­داند. اقدام عملی در قالب جهاد و جنگ در تفکر سلفی، جایگاه ویژه­ای دارد. آنان نه تنها خود را مکلّف به پاک­سازی قلمرو اسلام از فرق گوناگون می­دانند بلکه مبارزه با کفار خارج از قلمرو اسلام را به عنوان جنبه­ی دیگر کیش خود مورد توجه دارند. به بیان دیگر در تفکر «سلفی­گری» هم قلمرو اسلام و هم سرزمین­های خارج از آن یا اصطلاحاً دارالکفر نیز مورد توجه است.

۲) در شرایط کنونی گروه «» مهم­ترین گروه جریان «سلفی­گری» است. این گروه در سال ۲۰۱۰ به رهبری ابوبکر البغدادی از سایر جریان­های سلفی اعلام استقلال کرد.[۱] بغدادی دانش­آموخته­ی دکترای علوم اسلامی از دانشکده­ی حقوقِ دانشگاه اسلامی بغداد است.[۲]  وی معتقد به ضرورت برپایی دولت اسلامی و تعیین امیر برای آن است. داعشی­ها دنبال آزادسازی بغداد از تشیع هستند. البته رویکرد عقیدتی و سیاسی داعش، آنان را در مقابل سنی­ها نیز قرار داده است. غارت برای داعشی­ها مباح است. همچنین در قاموس این جریان، یک درصد غنائم به دست آمده متعلق به دولت و بقیه­اش متعلق به فرد داعشی است. بنابراین در این جریان فکری-سیاسی فرد عضو، به غارت تشویق می­شود. منابع مالی داعش از غارت و فروش نفت و بخشی هم از کمک­های دولت­ها تأمین می­شود. عربستان و آمریکا در صدر حامیان مالی این جریان قرار دارند.[۳]

۳) داعش یک جریان چند ملیتی است. این جریان بالغ بر ۷۰۰۰ مبارز جهادی از تمام دنیا دارد.[۴] بخش عظیمی از نیروهای داعش اهل چچن و آسیایه میانه هستند. اساساً نیروهای سلفی چچنی به عنوان شاخه­ی قفقازی وهابیت شناخته می­شود.[۵] حدود ۱۶۰۰ تا ۲۵۰۰ نفر از اتباع چچن، داغستان و بخش­های دیگر قفقاز شمالی، از سال ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹م. به اردوگاه­های طالبان در پاکستان اعزام شدند.[۶] آنان هم­اکنون مهم­ترین نیروهای پیشتاز داعش هستند. حتی۴۰۰ نفر از افرادی که در سپاه داعش به موصل حمله کردند انگلیسی بودند.[۷] این روزها همکاری بعثی­های عراق با داعش نیز عیان شده است.

۴) باید در نظر داشت اگر جریان داعش یک جریان سلفی است، پس چرا یکی از مهم­ترین و اساسی­ترین اهداف جریان سلفی­گرا در منطقه که مبارزه با رژیم صهیونیستی می­باشد از طرف اعضای این جنبش مغفول مانده است. چرا آنان به جای حمله به دشمن اول اعراب و مسلمین، به قتل و غارت شهروندان مسلمان و شیعیان می­پردازد؟ در این بین نقش وهابیون و دولت عربستان به عنوان پشتوانه­ی تئوریک و مالی سلفیان چیست؟

۵) این طور به نظر می­رسد که ظهور داعش و جنگ­های فرقه­ای در غرب آسیا برای مشغولیت گروه­های جهادی به هم­دیگر و فراموش شدن مسئله فلسطین و اسرائیل است. بی­علت نیست که از زمانی که جنگ­ فرقه­ها و جولان­ داعش شروع شده، حملات رژیم صهیونیستی به مردم مظلوم غزه بیشتر شده است. در شرایط کنونی جبهه­ی استکبار با راه­اندازی جنگ فرقه­ای در سوریه و عراق، بخش عظیمی از توان مسلمانان در مقابله با دشمن صهیونیست را کنار زده است. خاصه شیعیان را که سهم مهمی در محور مقاومت دارند، الآن در برابر جریان داعش صف­آرایی کرده­اند.

۵) ظهور گروه­های سلبی­گرایِ به ظاهر شیعی در منطقه، در پذیرش گروه­های افراطی نزد مردم برخی از مناطق تأثیرگذار بوده است. به این معنا که در دوران اخیر و با رشد جریان تفرقه افکن میان مسلمانان و تأکید آن­ها به وجوه تفاوت و تضاد میان مسلمین، به رشد گروه­ها سلفی کمک کرده است. خاصه در عراق جریان­های افراطی شیعی(محمود الصرخی و جریان منسوب به آیت­الله شیرازی­) با حملات تئوریک، مذهبی و سیاسی به اهل سنت و حمله به معتقات ایشان، در دامن زدن به رشد تکفیری­ها تأثیرگذار بوده­اند.

۶) با توجه به مطالب فوق، می­توان چنین نتیجه گرفت که ظهور نوسلفیان­ افراط­گرا در قالب جریان داعش، از یک سو دسیسه­ای اسرائیلی-غربی برای به انحراف کشاندن گروه­های جهادی مسلمان و به تبع آن سرکوب فلسطینیان است. همچنین در این وضعیت بخش مهمی از توان نظامی شیعیان برای مقابله و مقاوت در برابر داعش و جریان­های سلفی هزینه می­شود و محور مقاوت در لبنان و سوریه و البته فلسطین دچار ضعف خواهد شد. در این میان عربستان به عنوان تأمین کننده­ی اقتصادی این فتنه نقش اساسی خود را ایفا می­کند. باید در نظر داشت که جریان­های سلفی و افراط­گرایی منطقه دشمن اصلی ما نیستند، دشمن اصلی اسلام در منطقه رژیمی است که از وضعیت ایجاد شده بهترین بهره را می­برد و با مشغول کردن مسلمانان و فرقه­های مختلف اسلامی به هم، غزه را آماج شدیدترین حملات خود قرار داده است و از هیچ جنایتی شرم ندارد.

 



* کارشناس ارشد تاریخ اسلام و پژوهشگر جریان­های فکری و سیاسی جهان اسلام

 

[۱] سحیب انجارینی، «کالبد شکافی یک پدیده»، ترجمه نرگس منتظری­پور، مجله پنجره، شماره۱۸۲، دی­ماه۱۳۹۲، ص۶۸

[۲] داوود فیرحی، «داعش:ارهاب و آتش پاره­های زمین»، مجله اندیشه پویا، شماره ۱۷، تیرماه ۱۳۹۲، ص۱۷؛ سعید آقاخانی، «جنگ فرقه­ای»، مجله مهرنلمه ، شماره۳۶، تیرماه ۱۳۹۳، ص۸۷٫

[۳] داوود فیرحی، «داعش:ارهاب و آتش پاره­های زمین»

[۴] The Economist ، نقل از مجله آسمان، «جهاد تکفیری ها»، شماره ۷۳، دی ماه ۹۲، ص۳۲٫

[۵] علی رمضانی بونش، «قفقاز و فعالیت گروه­های سلفی»، مجله فرهنگ اسلامی، شماره سوم، سال اول، مهرماه ۱۳۹۲، ص ۱۹۷٫ حشمت السادات معینی­فر و مهری خیری، « نقش و تأثیر وهابیت در بحران چچن »،فصلنامه مطالعات اوراسیای مرکزی، مرکز مطالعات عالی بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی، سال سوم، ۱۳۸۹، شماره ۷،صص ۱۵۷-۱۵۶٫

[۶] ژولی ویلهلمسن،« اسلام­گرایی جنبش جدایی طلب چچن»، ترجمه سعید نقی زاده، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، سال۱۴، دوره چهارم، ۱۳۸۴، شماره ۴۹، صص۱۵۵-۱۵۳

[۷] داوود فیرحی، «داعش:ارهاب و آتش پاره­های زمین»