- اخبار ، اخبار سایت ، یادداشت ، یادداشت سیاسی
- دوشنبه 21 جولای 2014 - 10:07
سمت و سوی شمشیر داعش
اید در نظر داشت که جریانهای سلفی و افراطگرایی منطقه دشمن اصلی ما نیستند، دشمن اصلی اسلام در منطقه رژیمی است که از وضعیت ایجاد شده بهترین بهره را میبرد و با مشغول کردن مسلمانان و فرقههای مختلف اسلامی به هم، غزه را آماج شدیدترین حملات خود قرار داده است و از هیچ جنایتی شرم ندارد.
سایت مردم استان (ک و ب)- محمود ذکاوت*
۱) یکی از جریانهای مهم فکری-سیاسی جهان اسلام در دوران معاصر، جریان «سلفیگری» است. این جریان تنها راه مجد اسلام و مسلمین را رجوع به فرهنگ سلف(گذشته) بدون تأویل و تفسیر احکام اسلام میداند. اقدام عملی در قالب جهاد و جنگ در تفکر سلفی، جایگاه ویژهای دارد. آنان نه تنها خود را مکلّف به پاکسازی قلمرو اسلام از فرق گوناگون میدانند بلکه مبارزه با کفار خارج از قلمرو اسلام را به عنوان جنبهی دیگر کیش خود مورد توجه دارند. به بیان دیگر در تفکر «سلفیگری» هم قلمرو اسلام و هم سرزمینهای خارج از آن یا اصطلاحاً دارالکفر نیز مورد توجه است.
۲) در شرایط کنونی گروه «داعش» مهمترین گروه جریان «سلفیگری» است. این گروه در سال ۲۰۱۰ به رهبری ابوبکر البغدادی از سایر جریانهای سلفی اعلام استقلال کرد.[۱] بغدادی دانشآموختهی دکترای علوم اسلامی از دانشکدهی حقوقِ دانشگاه اسلامی بغداد است.[۲] وی معتقد به ضرورت برپایی دولت اسلامی و تعیین امیر برای آن است. داعشیها دنبال آزادسازی بغداد از تشیع هستند. البته رویکرد عقیدتی و سیاسی داعش، آنان را در مقابل سنیها نیز قرار داده است. غارت برای داعشیها مباح است. همچنین در قاموس این جریان، یک درصد غنائم به دست آمده متعلق به دولت و بقیهاش متعلق به فرد داعشی است. بنابراین در این جریان فکری-سیاسی فرد عضو، به غارت تشویق میشود. منابع مالی داعش از غارت و فروش نفت و بخشی هم از کمکهای دولتها تأمین میشود. عربستان و آمریکا در صدر حامیان مالی این جریان قرار دارند.[۳]
۳) داعش یک جریان چند ملیتی است. این جریان بالغ بر ۷۰۰۰ مبارز جهادی از تمام دنیا دارد.[۴] بخش عظیمی از نیروهای داعش اهل چچن و آسیایه میانه هستند. اساساً نیروهای سلفی چچنی به عنوان شاخهی قفقازی وهابیت شناخته میشود.[۵] حدود ۱۶۰۰ تا ۲۵۰۰ نفر از اتباع چچن، داغستان و بخشهای دیگر قفقاز شمالی، از سال ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹م. به اردوگاههای طالبان در پاکستان اعزام شدند.[۶] آنان هماکنون مهمترین نیروهای پیشتاز داعش هستند. حتی۴۰۰ نفر از افرادی که در سپاه داعش به موصل حمله کردند انگلیسی بودند.[۷] این روزها همکاری بعثیهای عراق با داعش نیز عیان شده است.
۴) باید در نظر داشت اگر جریان داعش یک جریان سلفی است، پس چرا یکی از مهمترین و اساسیترین اهداف جریان سلفیگرا در منطقه که مبارزه با رژیم صهیونیستی میباشد از طرف اعضای این جنبش مغفول مانده است. چرا آنان به جای حمله به دشمن اول اعراب و مسلمین، به قتل و غارت شهروندان مسلمان و شیعیان میپردازد؟ در این بین نقش وهابیون و دولت عربستان به عنوان پشتوانهی تئوریک و مالی سلفیان چیست؟
۵) این طور به نظر میرسد که ظهور داعش و جنگهای فرقهای در غرب آسیا برای مشغولیت گروههای جهادی به همدیگر و فراموش شدن مسئله فلسطین و اسرائیل است. بیعلت نیست که از زمانی که جنگ فرقهها و جولان داعش شروع شده، حملات رژیم صهیونیستی به مردم مظلوم غزه بیشتر شده است. در شرایط کنونی جبههی استکبار با راهاندازی جنگ فرقهای در سوریه و عراق، بخش عظیمی از توان مسلمانان در مقابله با دشمن صهیونیست را کنار زده است. خاصه شیعیان را که سهم مهمی در محور مقاومت دارند، الآن در برابر جریان داعش صفآرایی کردهاند.
۵) ظهور گروههای سلبیگرایِ به ظاهر شیعی در منطقه، در پذیرش گروههای افراطی نزد مردم برخی از مناطق تأثیرگذار بوده است. به این معنا که در دوران اخیر و با رشد جریان تفرقه افکن میان مسلمانان و تأکید آنها به وجوه تفاوت و تضاد میان مسلمین، به رشد گروهها سلفی کمک کرده است. خاصه در عراق جریانهای افراطی شیعی(محمود الصرخی و جریان منسوب به آیتالله شیرازی) با حملات تئوریک، مذهبی و سیاسی به اهل سنت و حمله به معتقات ایشان، در دامن زدن به رشد تکفیریها تأثیرگذار بودهاند.
۶) با توجه به مطالب فوق، میتوان چنین نتیجه گرفت که ظهور نوسلفیان افراطگرا در قالب جریان داعش، از یک سو دسیسهای اسرائیلی-غربی برای به انحراف کشاندن گروههای جهادی مسلمان و به تبع آن سرکوب فلسطینیان است. همچنین در این وضعیت بخش مهمی از توان نظامی شیعیان برای مقابله و مقاوت در برابر داعش و جریانهای سلفی هزینه میشود و محور مقاوت در لبنان و سوریه و البته فلسطین دچار ضعف خواهد شد. در این میان عربستان به عنوان تأمین کنندهی اقتصادی این فتنه نقش اساسی خود را ایفا میکند. باید در نظر داشت که جریانهای سلفی و افراطگرایی منطقه دشمن اصلی ما نیستند، دشمن اصلی اسلام در منطقه رژیمی است که از وضعیت ایجاد شده بهترین بهره را میبرد و با مشغول کردن مسلمانان و فرقههای مختلف اسلامی به هم، غزه را آماج شدیدترین حملات خود قرار داده است و از هیچ جنایتی شرم ندارد.
* کارشناس ارشد تاریخ اسلام و پژوهشگر جریانهای فکری و سیاسی جهان اسلام
[۱] سحیب انجارینی، «کالبد شکافی یک پدیده»، ترجمه نرگس منتظریپور، مجله پنجره، شماره۱۸۲، دیماه۱۳۹۲، ص۶۸
[۲] داوود فیرحی، «داعش:ارهاب و آتش پارههای زمین»، مجله اندیشه پویا، شماره ۱۷، تیرماه ۱۳۹۲، ص۱۷؛ سعید آقاخانی، «جنگ فرقهای»، مجله مهرنلمه ، شماره۳۶، تیرماه ۱۳۹۳، ص۸۷٫
[۳] داوود فیرحی، «داعش:ارهاب و آتش پارههای زمین»
[۴] The Economist ، نقل از مجله آسمان، «جهاد تکفیری ها»، شماره ۷۳، دی ماه ۹۲، ص۳۲٫
[۵] علی رمضانی بونش، «قفقاز و فعالیت گروههای سلفی»، مجله فرهنگ اسلامی، شماره سوم، سال اول، مهرماه ۱۳۹۲، ص ۱۹۷٫ حشمت السادات معینیفر و مهری خیری، « نقش و تأثیر وهابیت در بحران چچن »،فصلنامه مطالعات اوراسیای مرکزی، مرکز مطالعات عالی بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی، سال سوم، ۱۳۸۹، شماره ۷،صص ۱۵۷-۱۵۶٫
[۶] ژولی ویلهلمسن،« اسلامگرایی جنبش جدایی طلب چچن»، ترجمه سعید نقی زاده، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، سال۱۴، دوره چهارم، ۱۳۸۴، شماره ۴۹، صص۱۵۵-۱۵۳
[۷] داوود فیرحی، «داعش:ارهاب و آتش پارههای زمین»
