- اخبار ، اخبار سایت ، عناوین مهم خبری ، یادداشت
- دوشنبه 13 آوریل 2015 - 10:04
زیرک سیاسی…
تحریریه مردم استان: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین کبنانیوز است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید. درود بر آنانکه جامه ریا شرحه شرحه کرده و با اشتیاق و راستی همنشین همنوعان […]
تحریریه مردم استان: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین کبنانیوز است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.
درود بر آنانکه جامه ریا شرحه شرحه کرده و با اشتیاق و راستی همنشین همنوعان شدند تا گامی مؤثر در راستای اعتماد سازی برای پیمودن قله های ترقی برداشته تا شهروند جامعه نیک پنداشته که مقصود محبوب چه بوده است.
الغرض اکنون که آگاهی و دانایی و عصر ارتباطات و اطلاعات پرده دری کرده است از آنچه علم خواهان است و آنچه در عمل شاهدیم بیداری و بیزاری از خودخواهان و تک خوران مطالبهای در خور و شأن خواهد بود چونان دالان هزار توی سیاست که گاه فرعون مصر بیرحمانه بردهها را در دخمهها چال کرد و گاه به روشی دیگر در عصر توسعه فرعونی دیگر جاهلیتی مدرن و دیگر را زیرکانه و مکارانه رقم زد.
آری تاریخ همواره پر بوده است از اقوامی سیاستمدار که در راستای اهداف خود زیرکانه و شیادانه ساده لوحانی را به بردگی خویش درآورده تا پایههای قدرت خود را مشروعیت بخشیده و محبوبیتی برای معبودیت خود دست و پا کنند. مطالعهی تاریخ و سیری در گذشته میتواند آیینه تمام نمایی برای دانایان و جویندگان باشد آنگاه که با مطالعه آن پی خواهیم برد که همواره سیاست و شگردهای سیاسی چه کرده و در چه راستایی حرکت کرده تا بهاران را برای اهلش به ارمغان آورده با بهای خزان کردن باغ همراهانه همنوع.
گذشته از نکات علمی سیاست و سیاستهای کلان بین المللی و ملی و منطقه ای جهت تنویر افکار همفکرانم استاننمای خود را به منصه مثل آورده، باشد تا بیندیشیم که مثنوی هزار من کاغذ سیاست در این ناکجاآباد چه بوده است و کورسوی فرصتهای سیاسی را چه کسانی به تاریکی خود بردند و خوردند و به نان و نام و نوایی رسیدند.
آیا تا کنون در خلوتگاه خویش صادقانه به خدمات متقابل سردمداران زیرک عالم سیاست و سیاست به عنوان یک پدیده اندیشیدهایم؟ یا نه همهی انعام مادی و معنوی را حق گرداننده امور دانسته و سربازان را نابخردانه مریدان نامرادیها دانستهایم؟
پادویی و وقت و سرمایه و منش و آبروی خویش را اکثریت لایههای این دیار در بازههایی از زمان در اختیار سران سیاست نهاده اما متاسفانه باید اقرار کرد که در نبردهای محلی در حوزه خود افتخاری نیافریدهاند که بادی در غبغب کنند اما هرآنگاه که سفرهای پهن شده و فرصتی مهیا شده در نبرد سهم خواهیها بیشترین بهرهها را برای خود و اطرافیان برده که با نیم نگاهی به اطرافیان بارزان زیرک عالم سیاست در تمامی ادوار و در اکثریت افراد متوجه موضوع خواهیم شد که جز خادمان واقعی عالم به علم و عمل همواره به حسب غریزه ذاتی انسانی دنبال منافع و مطامع شخصی بوده و گاه در راستای بزرگتر جلوه دادن خود خدماتی ناقابل آن هم به رسم گذشت و ترقی طبیعی زمان انجام دادهاند که کار شاخی نیست و نخواهد بود.
عده ای دیگر گاه بوق برداشته و در لشکرکشیهای خانگی و عمومی دنبال جلب توجه بیشتر زیرکتران از خود بوده تا به آن بهانه اهداف نامقدس خود را هویت بخشیده و رفوهای خود را علو و مرتبهای دهند و هویتی به بهای له کردن نخبههای واقعی بیابند و خنده آور که خود را کدخدای علمدار نامیده و گریهآور و دردآور که عوام به رسم دیرینه این کدخدایان گدا را خدا پنداشته و بر آستانش سرتعظیم فرود آوردهاند.
این زیرکان چنان روحیه توجیه گری بالایی دارند که ردای عقلانیت و شایستگی و برازندگی را تنها مناسب خود دانسته و هیچگاه حتی حاظر نبوده که فرصتی اندک به رهروان خود داده که این پدیدهای خطرناک و بالفعل در جامعه ماست که صراحتا باید گفت دیکتاتوری لایه به لایه نام دارد که همواره دامنگیر جوامع سیاسی غیر آکادمیک در سطح خرد و کلان بوده وهست.
جمعی دگر از اعتماد عموم درمناصب کوچک سوءاستفادهها کرده به نحوی که سکوی پرتاب به بالا را از همین اعتمادها کسب کرده و رأی ما را به کام خود ریخته و چنان خودخواه و گستاخ تشریف دارند که اگر ریاستشان دهی به دنبال راهیاند که با حفظ سمت خود نیز معاون باشند.
آیا تا کنون از خود پرسیدهاید که چرا مار ضحاک ماردوش فقط به طعم مغز سر فرزاندان کاوه آهنگر عادت داشت؟ و آیا میدانید که تابوشکنی کاوه، علم کاویانی را برافروخت که چراغی باشد برای مبارزه آگاهانه با خودخواهیهای فردی و خانوادگی.
آیا دقت کردهاید که متاسفانه هرکه را بزرگی دادیم مطالبات خود را به رسم ضعف حافظه تاریخی به فراموشی سپردیم و او خود را در لباس بزرگی به بهانههای گوناگون از ما و خواستههای ما پنهان داشت و به بیانی سبکمان کرد و ریزمان دید و هرگز از قهر ما بر خود نلرزید چرا که، چون به نقص ما آشنا بود و عادت داشت. پس بیاید بیدار باشیم که دوباره فصل سراغ گیری برای چراغانی خود و خودخواهی است و هوشیار باشیم که نوش داروی پس از مرگ، سهراب را علاجی نخواهد داد گرچه تا کنون سهراب های زیادی پرپر شدندو و رفتند.
آگاه باشیم که دوباره در دام کدخدای خدادیدهی گدا صید نشویم چرا که از عالم سیاست خصوصا در جهان سوم دو انتظار بیش نیست و آن یا پول است و یا پست و مقام. تکلیف محبوب بودن پول که برای همگان روشن است و آنگهی میماند پست و مقام. که پست و مقام در مقام غیر از علی ابن ابی طالب دو حالت دارد و آن این است که پست و مقام یا خوب است و یا بد. اگر بد است پس چرا زیرکان هرگز آن را از خود و خانواده خود دریغ نداشتهاند و اگر خوب است چرا سهم نخبگان همراه و توانایان دلسوز نیز داده نمیشود زیرا که آنان هم میخواهند، و نمیخواهند از این خوب بودن بی نصیب باشند.
درودی دوباره بر آنانکه جامه ریا شرحه شرحه کردند و سینه سپر کرده و در راستای اهداف عموم قدم برداشتند. گرچه ایام کماکان به کام همان بوده که… زیرا… .
