- اخبار ، اخبار سایت ، از وبلاگ ها ، یادداشت ، یادداشت سیاسی
- شنبه 22 فوریه 2014 - 09:02
زبان انقلاب، منفعل نیست / عبارت ناراحت کننده ای که توسط رئیس جمهور به کار رفت
و قاعده نفی سبیل رد می کند هر گونه کار و عملی که سلطه را بر شما غالب کند. حال ما آمده ایم وسط میدان مبارزه و در مقابل دشمن هنگام رجز خواندن ادعا می کنیم که تو بزرگی؟!
سایت مردم استان (ک و ب)- محمد طاهری؛
قبل التحریر: مدتی پیش با یکی از دوستان صحبت می کردم و به طور پارتیزانی داشت نقد و له می کرد دولت را. از توافق ژنو تا حرف ها و
کارهای پوپولیستی و وزارت علوم و … . آخرِ صحبت به این رسید که :”این آقایان، دولت قبلی را نابود کردند بس که فحشش دادند و حالا نوبت
ماست و اگر در این میدان کم بیاوریم شک نکن که مجلس مال آن هاست.”
حتماً نه روحیه من سیاست بازی ست و نه کارم سیاست کاری. و من هیچ اهلیتی با این جماعت که حتی پسوند ارزشی را هم یدک می کشند، رسماً
ندارم که به قول سهراب:
جای مردان سیاست بنشانید درخت، که هوا تازه شود …
الباقی
این روزها که نُقلِ نقدها شده است توافق ژنو، لایحه بودجه، سبد کالا، بی سواد خواندن منتقدین و … هیچ چیزی مرا به اندازه استفاده عبارت ( قدرت های بزرگ) توسط رئیس جمهور ناراحت نکرده است. مگر این روزها صبح تا شب صحبت نمی شود که بزرگترین افتخار و دستاورد انقلاب گشودن پنجره ای برای بشریت به سمت معنویت و رهایی از بند تعلقات حیوانی و ارزش های مادی ست؟! پس چرا خودمان به ملزومات این سخنِ حق پایبند نیستیم؟!
اگر تعریف ما از انسان متفاوت است با آنچه غرب فریادش می زند، پس حتماً تعریف هایمان از قدرت هم باید متفاوت و جامع تر باشد.
اصلاً بگذارید کمی با موصوف و صفت ور برویم!. شما می گویید اینشتین آدم بزرگی است. هر عاقلی تحلیل می کند که اینشتین در فیزیک بزرگ است نه در فقه جواهری که. یا بیل گیتس انسان ثروتمندی است و این ثروتمندی را کسی در معنویت که تفسیر نمی کند.
اما قطعاً زبان دیپلماتیک فرق به خصوصی دارد و باید وجه های صفت و موصوف دقیق و به جا به کار رود. پایه دیپلماسی ایدئولوژی ست و زبان دیپلماتیک هم پایه اش زبان ایدئولوژی. در زبان ایدئولوژی ما فریاد زده می شود که باید دشمن را به هر طریق ممکن ترساند و قاعده نفی سبیل رد می کند هر گونه کار و عملی که سلطه را بر شما غالب کند. حال ما آمده ایم وسط میدان مبارزه و در مقابل دشمن هنگام رجز خواندن ادعا می کنیم که تو بزرگی؟!
رئیس جمهور ایران یعنی علم دار گفتمان انقلاب. و مگر نه اینست که شعار اساسی این مکتب مقاومت و فریاد بر سر ظالم است و مگر نه اینست که چشم امید آزادی خواهان جهان به ایران دوخته است؟!
علاوه بر این وقتی خودمان اذعان به قدرت و بزرگی دشمن می کنیم، حتماً تیم مذاکره ما
باید با یک پارچ آب قند در مذاکره شرکت کند!!
روشن است که ۱+۵ در برخی حوزه ها قوی است. اما اولاً) این در برخی حوزه های خاص است و در خیلی از بخش ها ضعیف ترین است و ذلیل ترین. و اساساً انقلاب وظیفه بزرگش، بزرگ کردن همین ضعف ها و ذلت هاست.
ثانیاً) بیان این موضوع از زبان یک رسانه مهمی چون رئیس جمهور قابل قبول نیست.
این زبان که خوشحال باشیم با این کشورها مذاکره کردیم و به هر طریق به توافق رسیده ایم و آن ها را قدرت بزرگ خطاب کنیم، یک زبان منفعل و واداده است و به درد انقلاب ایستا می خورد و با انقلاب مبارز و مبارزه انقلابی هیچ سنخیتی ندارد…
