یاسوج- ایرنا- بازار شهر یاسوج ۵۰ سال پیش چیزی نبود جزتعدادی کپرکه چند دکاندار اردکانی در آنجا به معامله باعشایر می پرداختند ولی امروز حتی در کوچه های این شهر ۱۰۰ هزار نفری، مغازه پوشاکی راه اندازی شده است. گویا مردم این شهر پس از نیم قرن دوگروه شده اند؛یا فروشنده هستند یا خریدار.

جای آن کپرها را پاساژها و خیابان هایی گرفته که بازار این شهر مستطیل شکل را تشکیل می دهند، شهری که به گرداگرد یک خیابان به نسبت طولانی کشیده شده است.

اگر عصر یک روز در مرکز شهر یاسوج کاری داشته باشی به سختی می توانی از میان انبوه عابران رد شوی؛ عابرانی که بیشترشان مشتری مغازه های طلافروشی، پارچه فروشی و پوشاکی میدان هفت تیر این شهر هستند.

با کیف های پرپول می آیند و با دست های پر برمی گردند اما این وضعیت تا نیمه ماه تداوم دارد و پس از آن بازارها کم رونق است تا اول ماه بعد.

منصور که فروشگاه پوشاکی دارد می گوید: هر ماه که حقوق کارمندها را پرداخت می کنند کار و کاسبی ما هم رونق دارد اما در هفته های پایانی ماه میزان فروش ما بسیار کم می شود.

او در پی سالها کار در این بازار می گوید: بازار این استان با حقوق کارمندان می چرخد و مردم به طور معمول درآمد ماهیانه خود را در ابتدای ماه مصرف می کنند.

داستانی کوتاه در ادبیات بومی روستائیان کهگیلویه هست که به داستان دختری می پردازد که برای چیدن زالزالک وحشی به همراه تعدادی دیگر از دختران به صحرا می روند.

دخترهای دیگر بعد از دو سه ساعتی با زالزالک هایی که چیده اند بر می گردند به غیر از قهرمان داستان که در اینجا دختری است که میل به مصرف زیاد دارد.

در این داستان، این دختر سه عدد زالزالک را می خورد و یکی را برمی داشت اما دخترهای دیگر سه عدد را برمی داشتند و یکی را می خوردند و به همین دلیل زودتر توانستند برگردند اما قهرمان داستان نتوانست تا شب به اندازه کافی زالزالک جمع آوری کند و در شب گرفتار جانوران وحشی شد و ….

این داستان عامیانه که روستائیان برای فرزندان خویش نقل می کردند در حقیقت مساله پس انداز کردن را به کودکان آموزش می دهد اما همانطور که این داستان از فرهنگ عایانه حذف شده میل به پس انداز نیز از میان مردم رفته است.

ˈ م. رˈ یک زن خانه دار که شوهرش کارمند است می گوید: دوست دارم همیشه یخچال خانه پراز میوه و خوراکی باشد، حتی اگر بیشتر از نیاز خانواده باشد اینطوری احساس آرامش می کنم.

ˈ ک. الفˈ، دختر مجرد ۱۹ ساله نیز به داشتن چندین دست لباس با مدلهای گوناگون و چندین جفت کفش و انواع بارانی چرم و کیف های گرانقیمت در خانه اش افتخار می کند.

میل به داشتن خودروهای گرانقیمت میان مردم شاید از دیگر نشانه های فرهنگ مصرف بالا باشد که در همه جامعه مشاهده می شود.

ˈس . رˈ که یک دانشجو است از یکی از جمله های یکی از استادانش نقل می کند که در کلاس گفته بود: مردم در یاسوج سوار ماشین نیستند بلکه سوار آبرو هستند.

میل به مصرف زیاد در جامعه همه جا خودنمایی می کند، میهمانی ها و سفره های متنوع، عروسی های پرهزینه، خودروهای گرانقیمت، خانه های بسیار بزرگ و ….

فرهنگ تمایل به مصرف زیاد و پس انداز کم برروی برخی مولفه های اقتصادی تاثیرگذاشته که از جمله آنها منابع بانکی استان است.

سیدحسین سهمگین مدیرکل دفتر امور اقتصادی استانداری کهگیلویه و بویراحمد با بیان اینکه هم اکنون سهم منابع بانکی استان از سپرده کل کشور ۴/ درصد است افزود: این عدد نشان می دهد مردم استان میل به پس انداز یا توان پس انداز ندارد چون کمتر از نیم درصد کل سپرده کشور در بانک های این استان است.

داشتن کمتر از نیم درصد منابع بانکی کشور در حالی است که کهگیلویه و بویراحمد نزدیک به یک درصد جمعیت ایران را دارد و این نشان می دهد که مردم استان نسبت به بقیه ایران پس انداز کمتری می کنند .

سهمگین با اشاره به اینکه نسبت مصارف به منابع بانکی در این استان نزدیک به ۲۰۰ درصد است گفت: این عدد نشان می دهد نیاز مردم به تسهیلات از منابع بانکها پیشی گرفته است.

معاون برنامه ریزی، اشتغال و توسعه استانداری کهگیلویه و بویراحمد نیز گفت: کمبود منابع و بالا بودن میزان معوقات، سیستم بانکی این استان را با چالش روبرو کرده است.

ˈعلی حسن نوروزیˈ افزود: منابع بانکی کم یکی از چالش های جدی اقتصاد استان است و باعث شده تا نقش نظام بانکی در رونق اقتصادی، تولید و اشتغال، زیاد نباشد.

او نقش بی میلی مردم به پس اندازهای هرچند کم و ناچیز را در این وضعیت، بسیار موثر دانست و گفت: باید فرهنگ پس انداز بین مردم تشویق شود.

برپایه رقم های اعلام شده مسوولان اقتصادی کهگیلویه و بویراحمد، منابع بانکی استان حدود پنج هزار میلیارد ریال است.

اگرچه کم بودن منابع بانکی می تواند دلایل دیگری هم از جمله نبودن موسسه های اقتصادی بزرگ دولتی داشته باشد اما روشن است که فرهنگ میل به مصرف بالا و پس انداز کم از دلایل اصلی این مساله است.

سعدی شیرازی که یک باب از کتاب بوستان را به فرهنگ قناعت اختصاص داده است می گوید:

اگر هرچه باشد مرادت، خوری / ز دوران بسی نامرادی بری

تنور شکم دم بدم تافتن / مصیبت بود روز نایافتن

گزارش از: سیدولی موسوی نژاد

۶۲۷

انتهای پیام /*

: ارتباط با سردبیر
<a href="mailto:' newsroom@.ir

منبع : خبرگزاری ایرانا