- اخبار ، اخبار سایت ، عناوین مهم خبری ، یادداشت
- سهشنبه 12 ژانویه 2016 - 12:01
توهم امیرکبیری در بویراحمد/چه مشابهتی میان امیر کبیر و برخی ها وجود دارد
کسانی که امروز در” توهم امیر کبیر”!!! به سر میبرند، باید صادقانه از خود بپرسند که آیا واقعا قربتی با این صفات امیر کبیر دارند؟؟؟ به گزارش مردم استان، کسری رضوی با ارسالی یادداشتی به صبح زاگرس نوشت: ۲۰ دی ماه سالروز شهادت مردی بود که نامش به نیکی و افتخار در گنجینه ی تاریخ […]
کسانی که امروز در” توهم امیر کبیر”!!! به سر میبرند، باید صادقانه از خود بپرسند که آیا واقعا قربتی با این صفات امیر کبیر دارند؟؟؟
به گزارش مردم استان، کسری رضوی با ارسالی یادداشتی به صبح زاگرس نوشت: ۲۰ دی ماه سالروز شهادت مردی بود که نامش به نیکی و افتخار در گنجینه ی تاریخ پر افتخار این ملت ثبت شد و آن مرد کسی نیست جز میرزا تقی خان امیرکبیر.
آن چه که مرا به نوشتن این وجیزه وادار نمود، نه صرفا یادبود، بلکه جفایی است که این روزها بر امیر کبیر میرود و کسی که اندک آشنایی با تاریخ معاصر ایران داشته باشد و گوشه ای از زندگانی امیر را مرور کرده باشد، علامت سوالی همراه با تعجب در ذهنش نقش میبندد و آن اینکه آخر چه مشابهتی میان امیر کبیر و برخی ها وجود دارد که این لقب در مورد آن ها به کار میرود؟ هر چه فکر کردم دو دلیل بیشتر به ذهنم نرسید.
یا افرادی که چنین لقب با عظمتی را به این افراد میدهند، امیر کبیر را نمیشناسند و صرفا از روی احساسات و ابراز ارادت و یا سایر اقتضائات چنین القابی را نثار میکنند( که البته تا حدی نمیتوان بر این بزرگواران خرده گرفت) و دلیل دوم آنکه ممکن است خدای ناکرده پدیده ی” تملق و چاپلوسی” برخی را به این وادی کشانده است، پدیده ای که خود امیر کبیر همواره در طول دوران صدارت خویش، به شدت با آن برخورد میکرد، شاهد مثال آنکه امیر در برابر کسانی که او را “تاج امم”،” اتابک اعظم” ، “نتاج مجد” و” فهرست فضل و دفتر فیض” می خواندند، با ترشرویی هر چه تمام برخورد میکرد و یک بار نیز وقتی قاآنی شاعر در وصف او می سرود: “ز سعی صدر نامور، مهین امیر دادگر/ کز او گشوده باب و در، ز حصن و از حصارها ” ، امیر کبیر آنچنان از این تملق خشمگین شد که دستور داد قاآنی را به فلک ببندند.
حال او که خود، امیر واقعی بود، هم امیر بود وهم کبیر، هیچ گاه اجازه نمیداد چنین مداحی هایی ( که البته لایقش هم بود) در وصف او شود، حال چه شده که برخی که خودشان هم میدانند در قد و قواره ی این القاب و عناوین سترگ نیستند، در پی آنند تا ضعف های خود را با این عنوان نچسب! بپوشانند و از این ردا برای خود قبای شوکت بدوزند!!!
براستی امیر کبیر مظهر صداقت و راستی و مبارزه با نفاق و دورویی بود و از قضا پایمردی امیر در این مسیر باعث شد تا او را تاب نیاورند و شاهرگش را در حمام فین کاشان قطع کنند. حال باید از برخی که خود را امیر کبیر میدانند پرسیدکه چقدر تا کنون عملا به این مرام امیر پایبند بوده اند و چقد حاضرند در این راه ، پایمردی کنند و هزینه های آن را هم بپردازند؟؟؟ و البته آن هنگام است که به فرمایش علی(ع) پی خواهند برد که “عرصه ی حق در میدان حرف بسی گشاده و در عرصه ی عمل بسی تنگ است” و هر کس را همچون امیر کبیر یارای این پایمردی ها نیست؟
امیر کبیر براستی هر جا که بود، خوش میدرخشید و عزت می آفرید و مایه ی فخر و مباهات مردم خودش میشد، چنان که به عنوان مثال وقتی قائم مقام به مناسبتی در نامه ای به فاضل خان گروسی در وصف امیر کبیر می نویسید : “گوی سبقت از همزه ی استفهام میرباید، پای تفوق بر فرق لام ابتدا میگذارد و سخن در اوج فلک الافلاک دارد”.
به راستی با این اوصاف کسانی که امروز در” توهم امیر کبیر”!!! به سر میبرند، باید صادقانه از خود بپرسند که آیا واقعا قربتی با این صفات امیر کبیر دارند؟؟؟
شک ندارم که اگر امیرکبیر زنده بود، وعده های پوچ و توخالی نمیداد، خصوصا وعده هایی که در حوزه ی وظایف و اختیاراتش نیست، کما اینکه در دوران صدارتش نیز همین گونه بود و صادقانه آنچه را که در توانش بود و از او برمی آمد به مردمش میگفت و عمل میکرد و هر آنچه را که در توانش نبود، قول نمیداد و مردم فریبی نمیکرد.
اگر امیر زنده بود، همه را به یک چشم مینگریست و با انصاف و عدالت با مردم برخورد میکرد. البته امیر حتما پیگیر آسفالت کوچه ها بود، منتها آسفالت همه ی کوچه ها نه آسفالت بعضی کوچه ها!!!
اگر امیر زنده بود، حتما به یک طایفه ی خاص بیش از حد توجه نمیکرد و بدون شک مبنا را شایسته سالاری قرار میداد و آن وقت دیگر هیچ طایفه ای” نورچشمی” نبود.
وای که اگر امیر زنده بود…
