تغییر نام” یک استان ناقض و نافی پیشینه ی تاریخی و جغرافیای آن خطه نمی باشد. از “تغییر هویت و فرهنگ” می بایست بهراسیم. “تغییر نام” توسعه زا و راهکار برون رفت از مشکلات و محرومیت هم محسوب نمی شود و قاعدتاً تغییر بر این مبنا توهمی بیش نیست.

یاسوج۲۴- * : این نوشتار نه در تأیید و نه در رد که این ایام تبدیل به اولین چالش رسانه ای این خطه شده است؛ به نگارش در آمده است.
با توجه به این که این روز ها در این باب، زیاد خوانده ایم و بسیار نوشته اند؛ قصد تحلیل و بررسی ندارم اما هم استانی هایم را دعوت به اندیشه در مورد گزاره های زیر می نمایم.
۱ – “تغییر” هم خوب است و هم بد.
۲ – “تغییر نام ” هم، هم خوب است و هم بد.
۳ – “اندیشیدن” هم خوب است.
۴ – “تجربه” و “تاریخ” ثابت کرده اند که درصد بالایی از “تغییرات” ضروری، لازم و مفیدند.
۵ – همگان در حافظه مان “تغییر نام” های اشخاص، خیابان ها، شهرها، استان ها، کشورها و … را به خاطر داریم و با آن مواجه شده ایم. آیا تغییر نام ها مصیبت محسوب می شوند؟
۶ – “تغییر نام” یک استان ناقض و نافی پیشینه ی تاریخی و جغرافیای آن خطه نمی باشد. از “تغییر هویت و فرهنگ” می بایست بهراسیم.
۷ – “تغییر نام” توطئه و خیانت محسوب نمی شود.
۸ – “تغییر نام” توسعه زا و راهکار برون رفت از مشکلات و محرومیت هم محسوب نمی شود و قاعدتاً تغییر بر این مبنا توهمی بیش نیست.
۹ – به زعم حقیر، نام گذاری این استان به این نام از اول غیر کارشناسی و غیر حرفه ای بوده است. این اسم جامع نیست و تازه ناقص هم می باشد. اسم فعلی حاوی نام یک منطقه و یک ایل است. آیا حفظ این نام که در برگیرنده ی تمام ایلات و مناطق استان نیست همان دغدغه ی حفظ پیشینه و اصالت و هویت این استان است که مخالفان آن را فریاد می کنند؟!
۱۰ – مخالفت با تغییر نام این استان هیچ دردی را دوا نمی کند و مخالفین هم نمی توانند به مخالفتشان افتخار کنند و موافقان نیز نمی توانند تغییر نام را فتح الفتوح تلقی کنند.
۱۱ – کاش نمایندگان ادوار مجلس از نخستین گرفته تا واپیسن، چه مخالف و چه موافق، کمی بیش از پافشاری ها بر موافقت و یا مخالفتشان، سهم خواهی بیشتر از درآمد حاصل از فروش نفت و گاز و دیگر منابع و معادن استان را سرلوحه ی برنامه هایشان قرار می دادند. و ای کاش مثلا در آزمون های اسخدامی دولت و دستگاه ها به خاطر این منابع، درصد و سهم ویژه ای برای جوانان تحصیلکرده ی این استان را به صورت قانون در می آوردند. و ای کاش از دولت ها مطالبه گری ها می کردند. (البته منکر تلاش های مثبت حضرات نیستم)
۱۲ – کاش به گاه و به جای سیاسی کاری و سیاست بازی هایشان، اندکی واقع بینانه و کارشناسی شده به توسعه می نگریستند.
۱۳ – کاش نخبگان، نویسندگان و پژوهشگران این خطه به جای فریاد وا مصیبتا برای تغییر نام استان، در باب تاریخ، پیشینه، اصالت و هر آن چه می شود بدان افتخار کرد کتاب ها می نگاشتند تا ترسی از فراموش شدن به دل ها راه نیابد.
۱۴ – برای افتخارات استان، کتاب بنگاریم، نماد سازی کنیم و مجسمه بسازیم. مگر نام “آریوبرزن” در لابلای کلمات نام استان آمده بود؟ اما همه شاهد بودیم که با ساختن مجسمه اش آوازه اش از لابلای تاریخ بیرون آمد و جهانی شد.
۱۵ – هر چند نام “کهگیلویه و بویراحمد” در میادین و عرصه های ورزشی، علمی، سیاست، تاریخ، دفاع مقدس، مشارکت سیاسی، سابقه مبارزاتی با دولت های زورگو، قیام های مردمی و انقلابی، عشایر، ذخائر، منابع و معادن و … خوش می درخشد و افتخار آمیز است؛ اما متأسفانه در عرصه هایی دیگر مایه ی مذمت هم گشته است:
آمار نزاع های دسته جمعی، درگیری های مسلحانه، اعتیاد، طلاق، خودکشی، توسعه نیافتگی، بیکاری، قوم گرایی و طایفه بازی، پارتی بازی، قاچاچ، کوچ نخبگان به سایر استان ها، عدم توجه به نخبگان و بی حرمتی ها به اهل فهم و شعور و دانش و تجربه و تخصص، سیاسی کاری و سیاست بازی مفرط حزبی، تخریب بی رویه ی محیط زیست و منابع طبیعی، آسیب زدن به حیات وحش، فرهنگ بد ترافیک و و و و و و .
۱۶ – به جای نگرانی از فراموش شدن هویت، اصات، پیشینه و افتخارات و … ؛ موزه ها بسازیم و کتاب ها و مقالات پژوهشی بنگاریم.
داشتن نامی زیبا، فاخر، جامع، روان و در بردارنده ی هویت، پیشینه، اصالت و جغرافیای سیاسی و تاریخی این خطه حق مسلم شهروندان این استان می باشد. این جانب شخصاً موافق تغییر نام هستم اما تک تک شهروندان این استان هم محق نظر دادن اند. برگزاری یک رفراندوم و تشکیل یک اتاق فکر از سیاسیون، نخبگان، نویسندگان، پژوهشگران، فعالین اجتماعی، هنرمندان و اساتید دانشگاه قطعا می تواند در این تصمیم سازی و تصمیم گیری تاریخی کارگشا باشد.

تغییر نام کهگیلویه و بویراحمد

*  گرافیست و مدرس دانشگاه. آبان ماه ۱۳۹۵