بعد از مسابقه به حوزه هنری اومدم و ماجرا رو برای یکی از اساتید تعریف کردم و اون هم جریان خاک سپاری امام رضا رو برام تعریف کرد که وقتی داشتن قبر این اختر تابناک رو می کندن،

یاسوج۲۴, اصلا قرار نبود در مسابقه نقاشی شرکت کنم و برای روز مسابقه برنامه های دیگه ای رو آماده کرده بودم تا اینکه شب مسابقه خواب دیدم که ماهی های قرمز بسیار زیبایی در یک فضای کویری در حال شنا هستند، صبح که از خواب بیدار شدم وسایل نقاشی رو برداشتم و گفتم هر جوری که شده باید در این مسابقه شرکت کنم. با رنگ و قلم مو، خودمو به محل برگزاری مسابقه رسوندم و با حیرت هنرمندان و شرکت کننده ها که قبلا بهشون گفته بودم شرکت نمیکنم روبرو شدم، هرکس پرسید قضیه خوابو گفتم و بهشون گفتم به عشق امام رضا می خوام اون چیزی که توی خواب دیدمو به تصویر بکشم، هین مسابقه یکی از داورا که استاد کارگاه هم بود بعد از دیدن بخشی از نقاشی که حوض و ماهی قرمز را کار کرده بودم ، گفت این نقاشی مقام نمیاره چون هیچ ربطی به امام رضا و نداره، منم بهش گفتم که خوابی دیدم و  فقط بخاطر اون خواب خودمو به مسابقه رسوندم و اصلا مقام اوردن یا نیاوردنش هم برام فرقی نمیکنه، بعد از حرفای یکی از داورا کمی دلم شکست اما باز به خودم گفتم که اصلا هدف چیز دیگست و با عشق و علاقه ادامه نقاشی رو کار کردم، پس ازپایان مسابقه و داوری آثار ، نقاشی من که چند نفر دیگه هم گفته بودند بخاطر عدم ارتباط با موضوع مقام نمیاره از میان آثار کار شده در اون روز مقام دوم را کسب کرد، بعد از مسابقه به حوزه هنری اومدم و ماجرا رو برای یکی از اساتید تعریف کردم و اون هم جریان خاک سپاری امام رضا رو برام تعریف کرد که وقتی داشتن قبر این اختر تابناک رو می کندن، یک حوض آب شفاف به همراه یک ماهی قرمز بسیار زیبا نمایان شد، و بعد از اون تعریف استاد به کلی به هم ریختم و تا چند ماه توی فکر مسابقه نقاشی رضوی، خواب، ماهی، امام رضا، و … بودم
خاطره از / آبان ۹۵

 

نقاشی  - افشین