دانش آموزان دختر گچسارانی در قالب اردوی راهیان نور به مناطق جنگی جنوب اعزام شدند و از محمودوند معراج شهدای ایران دیدار کردند.

گزارش تصویری

اینجا محمود وند معراج شهدای راه حق

دانش آموزان دختر گچسارانی در قالب اردوی راهیان نور به مناطق جنگی جنوب اعزام شدند و از محمودوند معراج شهدای ایران دیدار کردند.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی سپاه فتح از اهواز، فرزند عزیزم!

برق آخرین نگاهت، چراغ خلوت تنهاییم شده است و نگاه چشمان مهربانت، تنها امید زندگیم. روزگاری به من میخندیدی و مرا می‌خنداندی. نگاهم میکردی و من هم دلشاد میشدم، اما امروز در خاطرم می‌خندی و مرا می‌گریانی و نگاهم می‌کنی و با گرمی نگاهت مرا می‌سوزانی.

نور چشمانم!

روزها به یاد شهادتت در کربلا گریه میکنم و شبها به یاد غربتت در بقیع اشک می‌ریزم و تو را در میان این و آن جستجو می‌کنم، در شلمچه، در فکه، در اروند، در طلائیه و …

پسرکم !

کدامین گل از صحرای سرخ شهادت را ببویم که بوی تو را دهد؟! ای کاش میدانستم کدامین گل سرخ، صبح و شام شبنم اشک را بر مزار غربتت  میریزد، تا به او میگفتم بیشتر اشک بریز که این جوان غریب، مادری هم دارد.

گلی گم کرده‌ام می‌جویم او را

به هر گل می‌رسم می‌بویم او را …

عزیز دلم!

صدای پای در و پنجه پریشانم می‌کند که گویا کسی می‌آید. صبا کجایی که این پیغام را به فرزندم برسانی، که هنوز هم که هنوز است: «تو را من چشم در راهم»

بغض گلویم را گرفته، عقده‌های دلم را هنوز وا نکرده‌ام، هنوز فریادی بر گلویم سنگینی میکند: یوسف بیوفایم ! پیراهنی، پلاکی، نشانی …

پسرم !

شرمنده‌ام که هنوز زنده‌ام، شرمنده‌ام که هنوز نفس می‌کشم. به همه گفته‌ام که چون تو بازگردی و من نباشم، به تو بگویند :

تو را مادرت چشم در راه است

DSCN6630

DSCN6647

DSCN6737

DSCN6833

DSCN6863

DSCN6864

DSCN6867

DSCN6868

DSCN6873

انتهای پیام /

منبع : پایگاه اطلاع رسانی سپاح فتح