- سایت های خبری
- چهارشنبه 29 ژانویه 2014 - 02:01
انتخابات کهگیلویه/لاهوتی و منطقیان؛ جمع نقیضین یا اتحاد ناممکن(۱)
** در آن سال(۷۷) حاج بهرام تاجگردون از آیت اله مجیدی حمایت کرد و در دهدشت منطقیان کمپین انتخاباتی او را رهبری می کرد و برای اولین بار لاهوتی موضعی بر خلاف آنها گرفت و بدون اینکه فعالیتی رسمی انجام دهد رایش را به مرحوم آیت اله ملک حسینی داد.
** لاهوتی در چینش مدیرین هم انچنان که پیداست سهمی ندارد و صرفا به فرمانداری کهگیلویه قناعت کرده و بازی مدیران را به منطقیان، بزرگواری و خادمی استاندار واگذارده است.
** در حالی که منطقیان هر دو را به خانه راه داد ولی به هر دو رای نداد ولی لاهوتی از دیدار با هر دو سر باز زد و نقل است که به بزرگواری گفته است: نه تنها به خانه مان نمی آئی بلکه به محله مان هم راهی نداری.
** در حوزه کهگیلویه اما واژه های جدیدی رواج یافته است که منطقواری و لاواری نام دارد و به کسانی اطلاق می شود که هوادار لاهوتی و منظقیان بوده اند ولی به بزرگواری پیوسته اند.
برای تحلیل انتخابات حوزه کهگیلویه، بهمئی، چرام و لنده بایستی روابط پیچیده اصولگرایان و اصلاح طلبان را بررسی کرد.
قصه اصلاح طلبان و اصولگرایان در کهگیلویه قصه ای پرفراز و نشیب است. اختلافات نمادهای جریان های اصلاح طلب و اصولگرا از سال ها پیش آغاز شد.
راه قادر لاهوتی و محمود منطقیان دو نماد اصلاح طلبان از انتخابات دوره سوم خبرگان رهبری به تدریج از هم جدا شد و تا کنون در هیچ انتخاباتی موضع مشترک نداشته اند و تلاش ها برای نزدیکی این دو تا کنون ثمری نداشته است.در آن سال(۷۷) حاج بهرام تاجگردون از آیت اله مجیدی حمایت کرد و در دهدشت منطقیان کمپین انتخاباتی او را رهبری می کرد و برای اولین بار لاهوتی موضعی بر خلاف آنها گرفت و بدون اینکه فعالیتی رسمی انجام دهد رایش را به مرحوم آیت اله ملک حسینی داد.
بعدها حمایت منطقیان از مجیدی دستمایه حملات لاهوتی به منطقیان شد.
لاهوتی اعتقاد داشت مجیدی اصولگراست(در آن زمانه گروه ها چپ و راست بودند) و دوستان تهرانی اش توصیه کرده بودند که از کسی حمایت نشود.
قبل از آن ولی همه آنها در سال ۱۳۷۴ و در غیاب بهرام تاجگردون که ردصلاحیت شده بود پشت سر محقق ایستادند و شکست سنگینی را از موحد و یاران اصولگرایش متحمل شدند.
هنوز هم برخی اصلاح طلبان گچساران و کهگیلویه معتقدند حمایت از محقق که نیرویی اصولگرا و البته ضعیف در سخنرانی بود، یک اشتباه تاریخی بود.
همین اختلافات به انتخابات های بعدی سرایت کرد و در سال ۱۳۷۸ رسید. آنجا که حاج بهرام علنا بین منطقیان و لاهوتی طرف اولی را گرفت و جنگ لفظی او و لاهوتی که بسیار تند می نمود موجب شد تا مدتی راه او و حاج بهرام هم از هم جدا شود(البته این رابطه بعدها ترمیم شد ولی لاهوتی هیچ گاه نتوانست و نخواست با منطقیان بر سر یک میز بنشیند).
او در انتخابات ۱۳۷۸ در رقابت با منطقیان رای کمتری داشت و به تدریج با نفوذ در سیستم اداری استان و کهگیلویه توانست این ضعف را ترمیم نماید.
او با رفقتی که با استاندار دوستی داشت توانست معصومی را مدیر کل آموزش و پرورش کند و گنجی پور نیز در کهگیلویه مشغول شد تا زمام آموزش و پرورش استان در دستان لاهوتی باشد.
او در دور دوم انتخابات ۱۳۸۲ در رقابت با منطقیان توانست در رقابتی پایاپای شرکت نماید و البته هر دو از موحد شکست خوردند و در دور بعد هر دو رد صلاحیت شدند.
واقع این است که لاهوتی و موحد هر دو از منطقه راک(همانجا که آمیراحمد تقوی از آنجا بود) و حضور او پایگاه رای لاهوتی را نشانه رفته بود و شاید اگر موحد نبود ترکیب آرای آن دو دوره نیز به هم می خورد.
در انتخابات دوره هشتم هم حمایت منطقیان از لاهوتی علنی بود اما لاهوتی حمایت رسمی نکرد ولی حضور و سخنرانی علی مومن لاهوتی برای رستاد نشان می داد که او نیز در پس پرده حمایت اصلاح طلبان از رستاد قرار دارد.
نیروهای او مثل گنجی پور که در استادیوم برای رستاد صحبت کرد و صدوقی،کریم دارانژاد، بازی، هاشمی که از نیروهای لاهوتی بودند شائبه ها را از بین برد.
انگار قرار بود هر جا که این دو هستند آن یکی نباشد و این به صورت سنتی درآمد که هر دو به آن پایبند بودند و واقعیت های سیاسی نیز به آن دامن می زد و شاید حضور نیروی سومی مانند حاج بهرام تاجگردون که مورد حمایت هر دو بود می توانست به این اختلافات پایان دهد.
اما این اختلافات به انتخابات مجلس ختم نشد و به انتخابات ریاست جمهوری سرایت نمود.
در انتخابات ۷۶ و ۸۰ هر دو از خاتمی حمایت کردند ولی انتخاب آنها در سال های بعد کاملا متضاد بود.
در سال ۸۴ که احمدی نژاد پیروز انتخابات شد منطقیان از معین حمایت می کرد و لاهوتی از کروبی حمایت کرد که برای تائید صلاحیتش تلاش کرده بود. در دور دوم آن سال هر دو از هاشمی رفسنجانی حمایت کرده بودند.
ولی در دوره بعدی که لاهوتی از میرحسین موسوی حمایت کرد، منطقیان به ستاد کروبی رفت.
لاهوتی در چینش مدیرین هم انچنان که پیداست سهمی ندارد و صرفا به فرمانداری کهگیلویه قناعت کرده و بازی مدیران را به منطقیان، بزرگواری و خادمی استاندار واگذارده است.
او خادمی را اصلاح طلب ناب نمی داند. اینکه برخی معتقدند خادمی از هواداران ناطق نوری در ۷۶ بوده است لاهوتی را از نزدیکی به وی بر حذر داشته است.
هوادارانش لاهوتی را اصلاح طلبی ناب می داند که روی اصولش حتی حاضر به گفت و گو نیست. به عکس منطقیان که هوادارانش او را سیاستمداری اخلاق گرا می دانند.
برخورد آنها با محسن رضائی و بزرگواری نشان دهنده نوع نگاه انها به پدیده سیاست است.
در حالی که منطقیان هر دو را به خانه راه داد ولی به هر دو رای نداد ولی لاهوتی از دیدار با هر دو سر باز زد و نقل است که به بزرگواری گفته است: نه تنها به خانه مان نمی آئی بلکه به محله مان هم راهی نداری.
در حوزه کهگیلویه اما واژه های جدیدی رواج یافته است که منطقواری و لاواری نام دارد و به کسانی اطلاق می شود که هوادار لاهوتی و منظقیان بوده اند ولی به بزرگواری پیوسته اند.
و کمی آنسوتر معصومی نژاد از پشیمانی از گذشته سیاسی سی ساله سخن می دهد.
این واژه ها تا جائی پیش می رود که علی شیر زهرائی در سخنرانی در ستاد بزرگواری می گوید: این دوره نه بر حسب عقلانیت سیاسی بلکه بر اساس جبر قومیتی رای می دهیم.
علی شیر زهرائی هر چند دوستانش را فراموش کرده بود ولی به درستی بر نکته ای پای فشرد که بعدها نگاه ها در حوزه کهگیلویه را از نگاهی سیاسی به قومیتی تغییر داد.
در حوزه اصلاح طلبان کهگیلویه فقط سه راه حل وجود دارد؛
۱- یا حمایت از نیروی سوم مانند حاج بهرام تاجگردون یا کسی که مثلا در تهران باشد و نقش آنچنانی در معادلات سیاسی منطقه نداشته باشد.
۲- حضور یکی در انتخابات و حمایت دیگری از وی که این گزینه با واقعیات سیاسی آن حوزه مطابقت ندارد.
۳- همانند همه این سال ها هر کدام راه خود را برود.
تلاش های اطرافیان هر دو اصلاح طلب برای نردیکی این دو در جریان است. هر چند واقعیت ها می رساند که ماهیت و دیرپائی اختلافات به گونه ای است که امکان کمی دارد ولی اصلاح طلبان فعلا به این تلاش ها دل بسته اند.
دیالکتیک منطقیان و لاهوتی تا کنون هیچ ثمری نداشته است. هرگاه یکی تز داده، آن دیگری آنتی تز شده است. این رویه همیشه ادامه داشته است.
این بار آیا تز و آنتی تز این دو می تواند سنتزی باشد که هر دو را راضی کند؟
منبع : کبنانیوز

