- اخبار ، اخبار سایت ، یادداشت ، یادداشت سیاسی ، یادداشت فرهنگی اجتماعی
- سهشنبه 1 مارس 2016 - 09:03
انتخابات و مثلث شوم ثروت، قدرت، فرهنگ
یک تحلیل محتوی ساده از نطقها و شعارهای نامزدها و مباحث مطبوعاتی در این دورها به راحتی حضور این مسئله را آشکار مینماید. موضوعی که عواقبی مانند نخبهگریزی و فرار سرمایه انسانی و اقتصادی در استان را به دنبال داشته است
سایت مردم استان (ک و ب)- حمید دهقانیان:
- یکی از نقدهای اساسی که درباره ساختارسیاسی دموکراسی همواره در حوزه سیاست مطرح بوده، مداخله عنصر ثروت در مکانیزم انتخابات بوده است. چون ساختارسیاسی دموکراسی داعیه دار ایفای حق مردم در تعیین سرنوشت سیاسی جامعه خود است، به راحتی توان نمایش دخالت قدرت به شکل سخت در روند و نتایج انتخاب مردم را ندارد. اما این بدان معنا نیست که صرف وجود این ساختار سیاسی ، صحت و سلامت انتخابات را تضمین میکند. نفوذ جریانها و اشخاص به واسطه ثروت و قدرت کسب شده توسط آن، راه نفوذی در تغییر مسیر سالم انتخابات چه در فرایند شکل گیری و اجرا وچه در نتیجه آن بوده که نمونه بارز آن سلطه و دخالت مستقیم و غیر مستقیم صاحبان شرکتها و تراستهای بزرگ اقتصادی و همچنین اشخاص ثروتمند کشورهای غربی در امر انتخابات این کشورها بوده تا از طریقی ظاهراً مشروع به اهداف و منافع خود برسند که این موضوع منشأ نقد بسیاری از صاحبنظران سیاسی گردیده است،به طوریکه بعضی از آنها به طور کلی از دموکراسی روی گردان شدهاند.
- استمرار و نهادینه شدن حضور و نفوذ در عرصه سیاسی به واسطه ثروت، کسب قدرت نامشروع و تضعیف نقش مردم در مدیریت و تصمیم گیری و نظارت در سطح محلی و ملی را به دنبال دارد. وقتی نامزد انتخابات دریابد که برای تحرک عمودی در عرصه سیاست راهی جز دست به دامان شدن صاحبان ثروت ندارد، علی القاعده نمیتواند زبان گویای مردم باشد و همواره جهت باقی ماندن در قدرت میبایست وامدار جریان ثروت بوده و وفاداری خویش را به وسیله تأمین منافع آنها اثبات نماید. این به معنای شکل گیری فساد ساختاری در جامعه است.
- فلسفه وجود نهادهای نظارتی در امر انتخابات، در احراز و تأیید صلاحیتها، فرایند تبلیغات و در نهایت رأی گیری و شمارش آن کاستن از آسیبهای ذکر شده است. اما نکته قابل تأمل و مهم که میتواند به شدت اثر بخشی نظارت را کاهش دهد همراهی افراد به سبب نا امیدی از توان مقابله خود، با جریان فساد و قدرت وابسته به ثروت است که موجب فرهنگی شدن آن در جامعه میشود. پذیرش چنین فرهنگی در بین مردم به شدت پویایی و حیات جامعه را به سبب عدم شایستهسالاری و حضور جدی مردم در عرصه تصمیم گیری های کلان مدیریتی که میتواند منافع بومی وملی را تحت الشعاع خود قرار دهد،تهدید مینماید. شکاف طبقاتی و عدم وجود عدالت اجتماعی در توزیع ثروت از جمله پیامدهای منطقی چنین فرهنگی است.
- یکی از مسائل مطرح شده در روند انتخابات در استان در طی دورههای اخیر که وجهه ناخویشاندی از استان چه در بین نخبگان هم استانی و چه در عرصه ملی به جای گذاشته مناقشه نقش آفرینی پول و ثروت و قومیت در فرایند انتخابات مجلس است. یک تحلیل محتوی ساده از نطقها و شعارهای نامزدها و مباحث مطبوعاتی در این دورها به راحتی حضور این مسئله را آشکار مینماید. موضوعی که عواقبی مانند نخبهگریزی و فرار سرمایه انسانی و اقتصادی در استان را به دنبال داشته است.آمارها و وضع موجود در شاخصهای توسعه انسانی، فرهنگی و اقتصادی و فاصله زیاد با استانهای همجوار و بعضاً هم سطح، سوء مدیریت ها در عرصه کلان استان ناشی از شایستهسالاری را نشان میدهد. بدیهی است نقد و مقابله با شکل گیری چنین فرهنگی توسط عموم مردم و نخبگان استانی که البته در این دوره در شعارهای انتخاباتی پررنگ تر به چشم آمد تنها نقطه امید برای برون رفت از وضع موجود است.
