- خبرگزاری ها
- شنبه 24 می 2014 - 09:05
آلزایمر فرهنگی در کمین نسل جدید
یاسوج- ایرنا- محمدمهدی ۱۳ سال بیشتر ندارد،اما هیچ چیز را به یاد نمی آورد،زبان مادری را فراموش کرده، تاریخ را به خاطر ندارد، هیچ شعری که پدرانش با آنها سخن سرایی می کردند را نمی داند، حتی متل های کوتاهی که زمانی همه حفظ بودند را از یاد برده،گویا آلزایمر گرفته است؛ آلزایمر فرهنگی.
پدربزرگ محمدمهدی شعرهای فردوسی را می داند، شاهنامه خوانی هنر اوست اما نه تنها محمدمهدی بلکه هیچ یک از نوه هایش با این هنر آشنایی ندارند.
اگرچه زبان محلی لری کهگیلویه و بویراحمدی به اندازه ای غنی هست که بتواند با آن به راحتی زندگی کند اما یک بیماری هم گیر باعث شده محمدمهدی از بکار بردن واژه های این زبان خودداری کند.
*زبان و واژه های در معرض انقراض
اگرچه مردم کهگیلویه و بویراحمد دارای خط و ادبیات مکتوب نبوده اند اما ادبیات شفاهی غنی و گسترده ای دارند که تاکنون به صورت شایسته و بایسته ای گردآوری نشده است.
یوسف نیک روز که پژوهشی پیرامون زبان مردم کهگیلویه و بویراحمد انجام داده است می گوید: گویش لری این منطقه به دلیل داشتن ذخیره واژه ها و ساخت نحوی و آوایی مشترک پیوند بسیار نزدیکی با زبان فارسی میانه و فارسی امروزی دارد.
به گفته وی این گویش بسیاری از واژه های زبان های کهن ایرانی بویژه فارسی میانه را که برخی از آنها به فارسی امروزی نرسیده حفظ کرده که برای بهترخواندن متون پهلوی سودمند است.
نیک روز با آشنا شدن با این زبان به برخی از مشکلات در فهم برخی واژگان شاهنامه فردوسی پی برده که حاصل آن را در این پژوهش آورده است.
اما به نظر می رسد نه تنها نسل های جدید، بسیاری از این واژه ها را فراموش کرده اند و آنها را به کار نمی برند بلکه این واژه ها و ساختار زبانی و نحوی آن ثبت نشده است.
*موسیقی
زبان، تنها عنصر فرهنگی این استان نیست که رو به فراموشی می رود بلکه دیگر عناصر فرهنگی از جمله موسیقی بومی نیز با این چالش روبرو شده اند.
موسیقی کهگیلویه و بویراحمد را به بخش های رزمی، بزمی، شادی، عزا و کار و زندگی تقسیم می کنند که شامل دو جزء اساسی آلات موسیقی و کلام می شود.
حسن بهرامی یکی از پژوهشگران موسیقی استان باور دارد این موسیقی یکی از میراث های کهن ایرانی به شمار می رود، از جمله موسیقی بزمی آن که به موسیقی باستانی ایران پیوند خورده است.
او می گوید: یار یار و دی بلال دو قالب این موسیقی است که وزن آن برگرفته از شعر هجایی ایران باستان است و به مرور زمان از وزن عروضی تاثیر پذیرفته است.
با تغییرنسل ها این موسیقی که ریشه در تاریخی طولانی ایران دارد جایگاه خود را در جامعه از دست داده و موسیقی های دیگری جای آن را گرفته است.
در سال های اخیر نوعی موسیقی در استان رایج شده که به آن اُرگ می گویند و بیشتر در جشن های عروسی کاربرد دارد اما بسیاری از هنرمندان، آن را موسیقی مبتذل می دانند.
اگرچه کارشناسان، هنرمندان و مردم می توانند دیدگاه های گوناگونی در این باره داشته باشند اما آنچه مهم است زنده نگه داشتن شعرهای سنتی، آوازهای محلی و ابزارهای موسیقی گذشتگان است که بخشی از هویت فرهنگی استان به حساب می آید.
*ادبیات داستانی
ادبیات داستانی نیز مورد بی مهری قرار گرفته است؛ ظرفیتی که با آن می توان برخی از مشکلات فرهنگی و اقتصادی را برطرف کرد.
متل ها که روزگاری، روشی برای تربیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کودکان بود امروزه به کلی فراموش شده اند و نمی توان هیچ کجا این متل ها را به صورت شایسته و مکتوب یافت.
داستانی کوتاه در ادبیات بومی روستائیان کهگیلویه هست که به داستان دختری می پردازد که برای چیدن زالزالک وحشی به همراه تعدادی دیگر از دختران به صحرا می روند.
دخترهای دیگر بعد از دو سه ساعتی با زالزالک هایی که چیده اند بر می گردند به غیر از قهرمان داستان که در اینجا دختری است که میل به مصرف زیاد دارد.
در این داستان، این دختر سه عدد زالزالک را می خورد و یکی را برمی داشت اما دخترهای دیگر سه عدد را برمی داشتند و یکی را می خوردند و به همین دلیل زودتر توانستند برگردند اما قهرمان داستان نتوانست تا شب به اندازه کافی زالزالک جمع آوری کند و در شب گرفتار جانوران وحشی شد و ….
این داستان عامیانه که روستائیان برای فرزندان خویش نقل می کردند در حقیقت مساله پس انداز کردن را به کودکان آموزش می دهد اما نه تنها این متل کوتاه بلکه هیچ یک از آنها مکتوب نشده است و این ظرفیت فرهنگی رو به فراموشی رفته است.
* آثار باستانی
علاوه بر اینها بخشی از میراث فرهنگی که به میراث تاریخی و باستانی معروف است نیز دستخوش از بین رفتن است.
علی اصغرآتش فراز کارشناس باستان شناسی کهگیلویه و بویراحمد می گوید: در بسیاری از روستاهای این استان آثار تاریخی از دوره های گذشته بویژه دوره صفویه هست که می تواند شناسنامه تاریخی و هویتی استان باشد.
هنوز کاوش های چندانی روی آثار باستانی استان صورت نگرفته است و پژوهش های صورت گرفته نیز از اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بیرون نرفته است.
این میراث تاریخی که در زبان محلی به ˈگبریˈ معروف است چنان در حال تخریب است که گوی سبقت را از نابودی زبان نیز گرفته است.
* دو عامل عمده فراموشی فرهنگها
پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی دو دلیل عمده برای فراموشی فرهنگ ها در ایران نقل می کنند که هر دو به صورت فرایندهایی چندصد ساله در حال حرکت به جلو هستند.
دکتر سیدحمدالله اکوانی عضو هیات علمی دانشکده علوم انسانی دانشگاه یاسوج در این باره می گوید: فرایند دولت – ملت سازی در چندقرن اخیر و جهانی شدن در دهه های جدید دو عامل عمده فراموشی فرهنگ های سنتی ایران است.
به گفته وی فرایند دولت – ملت سازی با حذف تفاوت ها و برجسته کردن شباهت ها، عناصر قومی – قبیله ای را تضعیف کرده و هویت جدیدی برای یک ملت خلق می کند.
او جهانی شدن فرهنگی را نیز در فراموشی برخی آیین ها و عناصر فرهنگی دخیل می داند که به گفته وی در همه جهان متداول است.
پژوهشگران می گویند هم اکنون از حدود هفت هزار زبان زنده دنیا، نزدیک به نیمی از آنها در معرض خطر انقراض قرار دارند که این یک فرایند در سراسر جهان است.
*جمع بندی
آیین های عروسی، بازی های محلی، زبان و گویش لری، لباس های رنگارنگ محلی، داستان ها و متل های بومی، افسانه های قومی، جشن های ویژه، آیین های عزاداری، موسیقی، آواز، صنایع دستی که چهارچوب های فرهنگ مردم کهگیلویه و بویراحمد را می سازند همه رو به فراموشی رفته است.
هرچند با جهانی شدن و دولت – ملت سازی، فراموشی زبان ها، آیین ها، لباس ها، داستان ها، جشن ها و موسیقی محلی نیز جهانی و ملی شده است و بسیاری از جوامع را دربرگرفته اما نباید به راحتی از کنار آن عبور کرد.
اگرچه در سال های اخیر برخی از این عناصر فرهنگی به عنوان میراث فرهنگی و معنوی مردم استان ثبت شده است اما هنوز بسیاری از آنها باقی مانده که تا دیر نشده باید گردآوری، ثبت و مکتوب شود که از جمله آنها می توان به واژه های اصیل بومی، ضرب المثلها، متل ها، آیین ها و … اشاره کرد.
گزارش از: سیدولی موسوی نژاد
۶۲۷
انتهای پیام /*
منبع : خبرگزاری ایرانا
