چرا برخی انسان ها در میانه ی راه انتخابی خود، خسته می شوند؟ شاید در ابتدا به ذهن خواننده بیاید که این انسان ها در زندگی خود، هدف مشخصی ندارند! اما با اندک تاملی در خواهیم یافت که اطراف ما پر است از انسان هایی که برای خود هدف هم داشته اند، اما در مسیر…

مردم استان:

چرا برخی انسان ها در میانه ی راه انتخابی خود، خسته می شوند؟

شاید در ابتدا به ذهن خواننده بیاید که این انسان ها در زندگی خود، هدف مشخصی ندارند! اما با اندک تاملی در خواهیم یافت که اطراف ما پر است از انسان هایی که برای خود هدف هم داشته اند، اما در مسیر رسیدن به هدف دچار خستگی، تردید، و تزلزل هایی شده اند. اما اصلا” آرمان خواهی به چه معناست؟ آیا آرمان همان هدف است؟ آیا آرمان خواهی به معنای هدف داشتن است؟ یا چیزی فراتر از آن خواهد بود؟ یک داوطلب کنکور را در نظر بگیرید که هدف خود را قبولی در رشته ی پزشکی دانشگاه تهران تعریف کرده و برای رسیدن به این هدف تلاش هم می کند، اما در میانه ی راه خسته شده و دچار سستی در مسیر می شود. به نظر شما علت چیست؟ و یا مبارزی را در نظر بگیرید که در میدان مبارزه با تمام قدرت در حال مبارزه است، اما ناگهان دچار ضعف و سستی می شود. قطعا” پیش بینی اینکه چه سرنوشتی در انتظار اوست، کار دشواری نخواهد بود….آری! شکست و حذف از ادامه ی مسیر….

زندگی هم یک مبارزه است و برای داشتن بهترین عملکرد در این مبارزه، باید تا آخرین لحظه جنگید. و آنچه در این مبارزه، به مبارز، انرژی، هوشیاری، ثبات، و تعالی می دهد آرمان خواهی است. هدف صرفا” یک نقطه است. اما آرمان خواهی یک مسیر و فرآیند است. آرمان خواهی، مسیر حیات ابدی است. مسیری که در آن، یک برنامه ی کلی و درازمدت برای داشتن یک زندگی زیبا طراحی شده است و هر کدام از اهداف ما، در دل این برنامه ی کلی، صاحب یک برنامه ی جزئی خواهد بود. تنها در مسیر آرمان خواهی است که می توانی به عنوان یک مبارز، مسائل و بحران ها را شناسایی و حل کنی….چرا که آرمان خواهی، هنر از بالا به زندگی نگاه کردن است. هنر از بالا میدان مبارزه را نگریستن ! تنها با چنین نگاهی است که می توانی بر میدان مبارزه ی زندگی اشراف کامل داشته باشی و در این حالت است که به خود می گویی که اگر چنین مساله ای پیش آمد، کدام برنامه را فدای کدام برنامه باید کرد؟ نقش غیر قابل انکار نگاه از بالا را به خوبی می توان در میادین ورزشی مشاهده کرد، تا جایی که بزرگ ترین مربیان رشته های مختلف ورزشی، خود را نیازمند به آنالیزورهای بسیار قوی می دانند که در سکوی بالا نشسته و اطلاعات و نیازهای تیم را لحظه به لحظه به مربی انتقال داده و فرصت و توانایی حل بحران ها را به مربی تیم می دهند. به گونه ای که اگر خوانندگان گرامی، لیگ جهانی والیبال امسال را کمی حرفه ای تر دنبال کرده باشند نقش آنالیزورها(نگاه از بالا به میدان مبارزه) را به خوبی در قهرمانی فرانسه در این لیگ مشاهده کرده اند…به گونه ای که فرانسه قبل از حضور در فینال، در چند بازی حساس و سخت، تا آستانه ی شکست و حذف از مسابقات پیش رفت. اما این آنالیز و نگاه از بالا بود که از شکست، پیروزی ساخت و ورق مبارزه را به سود فرانسه برگرداند. به گونه ای که یک مربی جوان و نه چندان مطرح، بر اندیشه ی تمام مربیان نامی دنیا غلبه می کند و از فرانسه ی بی ستاره، با نگاه از بالا به میدان مبارزه، مجموعه ای قوی و شایسته ی قهرمانی می سازد. و این مساله بسیار روشن است که اگر اولویت های زندگی را مشخص نکردیم و اصل و فرع زندگی را نشناختیم، به راحتی حادثه های زندگی، ما را با خود می برد.

باید به خود یادآوری کنیم “زندگی من برای اینکه رنگ و بویی داشته باشد، برای اینکه صبح به ذوقی بیدار شوم و شادی و موفقیت را در زندگی خود تجربه کنم، لازم است در آرمان ها و ارزش های زندگی، خود را بازیابی کنم” آری….”خود را بازیابی کنم” حتما” تا به حال با کسانی روبرو شده اید که غصه می خورند که فرصت های زیادی را در زندگی از دست داده اند. این شکست ها به این علت است که اصول و ارکان شخصیت خود را درست تشخیص نداده اند و اهداف خود را اولویت بندی نکرده اند. در نتیجه حالا با چیزهایی روبرو شده اند که اصل زندگی نیست!

باید به خود یادآوری کنیم که در زندگی، نقش های متعددی داریم. نقش هایی که هر کدام، بخشی از زندگی ما را تشکیل داده و تکمیل می کند. و آنچه هماهنگی این نقش ها را در در مبارزه ی زندگی کارگردانی می کند و مانع خستگی، تردید، و تزلزل در انسان می شود آرمان خواهی است. چرا که در آرمان خواهی، اهداف و رویاهای انسان، منطبق بر درونی ترین ابعاد وجودی او هستند. این ابعاد، همان ابعاد شخصیت ساز انسان هستند که موفقیت ها و سرنوشت او را رقم می زنند و عبارتند از “خیال، عقل و قلب” بزرگ ترین مشکل انسان امروز- حتی انسان دیندار- این است که ارتباط خود را با این ابعاد شخصیت ساز خود از دست داده است و یا در صورت داشتن ارتباط، نتوانسته این ابعاد اصیل شخصیت خود را هماهنگ و مدیریت کند. این است که کارها و روشی که با آن زندگی می کند، خستگی آور و سبب حیرانی او می شود. در واقع برای کامل تر شدن، ابتدا باید جامع تر شوی و برای داشتن یک زندگی اصیل، باید ابتدا به یک شخصیت جامع دست یابی. چرا که انسان جامع، با عقلش درست برخورد کرده، خیالش را درست مدیریت می کند، و از همه مهم تر دلش را جهت داده و پرورانده است. چنین جامعیتی نتیجه ی آرمان خواهی است و تنها در چنین حالتی است که انسان دیگر دچار خستگی و تردید نخواهد شد. چرا که آرمان خواهی، انطباق نگرش انسان بر درونی ترین ابعاد وجودی اوست. در این نگرش است که جوان آرمان خواه، با شناختی که از خود می یابد، به خودآگاهی می رسد و در هنگام انتخاب رشته ی تحصیلی خود، تخصص علمی خود را در شخصیت خود جست و جو می کند. بر خلاف جوان هایی که در اثر عدم خودآگاهی ناشی از آرمان خواهی، حتی شخصیت خود را هم در تخصص علمی شان جست و جو می کنند و آن هنگام که چنین جست و جویی بی نتیجه می ماند فضای یاس و خستگی و فرار از رشته ی تحصیلی که خود انتخاب نموده بر مجامع علمی و آموزشی کشور حاکم می شود.(البته در پیدایش چنین فضایی، عوامل مهم دیگری نیز دخیل می باشند که در این قالب نمی گنجد) در چنین فضایی است که می بینیم فشارهای روحی و روانی زیادی بر چنین انسان هایی وارد شده و امنیت روانی جامعه را به خطر می اندازد. خصوصیت بارز آرمان خواهی همین است که انسان ابتدا شخصیت و عالم خود را می شناسد و بعد جهت زندگی خود را در رسیدن به این عالم تعیین می کند. در چنین حالتی حتی دیگر مشکل کمبود وقت هم مطرح نمی شود. چون شناخت کافی از خود وجود دارد و مسیر و جهت زندگی کاملا” مشخص است. با حاکمیت چنین نگرشی دیگر انسان دچار تردید و تزلزل نخواهد شد. چرا که می داند در زندگی باید نقش ها و اهداف متعددی برای خود ترسیم نماید و تمام آنها را در مسیر آرمان خواهی به هم ارتباط دهد و این گونه خواهد شد که رسیدن به هیچ هدفی برای او پایان نخواهد بود. بلکه آغازی بر بخشی دیگر از مسیر زندگی و حرکت از ایستگاه بعدی خواهد بود.

آرمان خواهی به زندگی ما افق می دهد. آری….نه تنها نگاه ما را به افق می سپارد، بلکه افق را به نگاه می سپارد و به زندگی ما، معنی می بخشد. آرمان خواهی شخصیت ساز است. چرا که در آرمان خواهی، اهداف و رویاها، منطبق بر درونی ترین ابعاد وجودی انسان هستند. “خیال، عقل، و قلب” ابعادی که هماهنگی و مدیریت آنها توسط انسان، از او یک  شخصیت قوی، محکم، و پویا می سازد. در چنین شخصیت جامعی، خیال، عقل، و قلب – و به زبان ساده تر تمام سلول های بدن – درگیر کار و هدف مورد نظر می شوند و دیگر خستگی در میانه ی راه معنایی نخواهد داشت. آرمان خواهی وحدت را در تمام سلول های بدن به وجود می آورد. اما آرمان خواهی که نباشد، فقط و فقط ذهن است که درگیر است و این همه تلاش و کوشش در مسیر طولانی زندگی، موجب خستگی و تزلزل خواهد شد. چرا که ذهن کار اضافی انجام داده است. کاری که باید با میلیاردها سلول دیگر انجام می شد.

لازم است با خود تکرار کنیم که تنها در مسیر آرمان خواهی است که می توانیم به نهایت ارزشمندی خود دست یابیم. چرا که آفریدگار و مربی حقیقی انسان ها، در برنامه ای که برای دست یابی بشر به زندگی اصیل فرستاده فرموده است”إِنَّ الَّذینَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ یَهدیهِم رَبُّهُم بِإیمانِهِم….همانا کسانی که ایمان آوردند و اعمال شایسته(تعهدات متناسب با ایمان) به جای آوردند، پروردگارشان به وسیله ی ایمانشان(که با عمل همراه است) هدایتشان می نماید”(۱) این آیه به زیبایی و با صراحت تمام، بیان می دارد که تنها مسیر منتهی به زندگی اصیل، مسیر آرمان خواهی است. یعنی ایمان همراه با عمل….چه در زندگی فردی و چه در جامعه. و برای دست یابی به این مهم، ابزاری قوی چون “خیال، عقل، و قلب” به انسان ها داده و از آنها خواسته که با هماهنگی و مدیریت صحیح این ابزار، به شخصیت هایی قوی و جامع تبدیل گشته و در اثر این وحدت، جامعه را به یک جامعه ی آرمان خواه تبدیل نمایند. و این آرمان ها را در آیات متعدد معرفی و تبیین نموده است: عدالت، امنیت، رفاه جامعه، آباد شدن روی زمین و آباد شدن دل انسان ها، و ….

آری! آرمان ها، خواسته های خداست. و خود نیز به ما اطمینان خاطر داده است که اگر در مسیر آرمان خواهی باشی، تو را یاری خواهم نمود و چراغ هدایت را هر لحظه پیش پای تو خواهم نهاد. آنجا که فرمود”وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسِنینَ ….و آن کسانی که در راه ما(و به خاطر اهداف الهی) مجاهدت کنند، به راه های خود(که همان زندگی اصیل و حیات طیبه است) رهبری شان می کنیم. و بی گمان، خدا با نیکوکاران است”(۲)

آری! بی شک خداوند، انسان های آرمان خواه را یاری خواهد کرد. و به یاد آوریم کلام زیبای حضرت امیر علیه السلام را که فرمود” ارزش مرد، به اندازه ی همت اوست” پس کمربند همت ببندیم که ارزش های والای انسانی، با راحت طلبی به دست نخواهد آمد….و در ابتدای این مسیر که به درازای تاریخ است، ببینیم و بپذیریم تابلوی نصب شده به دست سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی را که فرمود” آرمان خواهی انسان، مستلزم صبر بر زنج هاست….” برای برخی ها کاشته شدن بذر در دل خاک، شاید در ابتدا نوعی مرگ باشد. رفتن در دل خاک و تجربه ی تاریکی. اما این فقط خود بذر است که می داند از پس این همه اتفاق است که رشد می کند و درختی قوی و نیرومند می شود.ترس، بذر را عقیم می کند و امید و عشق، آن را رشد می دهد و به درخت تبدیل می کند. و این امید و عشق و رشد، مسیر آرمان خواهی انسان است….

تو پای به راه نه و هیچ مپرس                       خود راه بگویدت که چون باید کرد

 

 

پی نوشت :

۱ _ آیه ۹ سوره یونس

۲_ آیه ۵۸ سوره عنکبوت