چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟ شهری که طبیعت خدادادی و نیز آب و هوای سالمش می‌تواند فرصتی برای پیشرفت همه‌جانبه‌اش باشد در بزنگاه‌ها، تبدیل می‌شود به تهدید.

سایت مردم ک و ب – ا. ش:  صفرم؛ یادم هست چند سال پیشتر و در تعطیلات نوروزی به لطف تبلیغاتِ گستردهٔ شبکه استانی –که به نظر حقیر آن بخش متعلق به خودش در این حوزه را خوب انجام داده بود– و به لطفِ بی‌تدبیری دوستانِ متولی وقت، مسافران و میهمانانِ شهر برای تأمین آب آشامیدنی و نان هم دچار مشکل شدند. چیزی که در تعطیلات نوروزی سال‌های بعد خودش را نشان داد و ورودی گردشگر افت شدیدی را تجربه کرد. آن روزها مسجدِ جنب پارکِ مهرورزی، شبانه‌روزی باز بود تا کمی از کم‌کاری آقایان را جبران کند.

یکم؛ دو سه سالی گذشته و از قضا قضایا تکرار شده‌اند، می‌گویم؛ –و در قوسِ نزولی حجم مسافرانِ تعطیلاتِ عید سعید فطر– حوالی ساعت بیست و چهار، کارمند محترمِ یکی از نهادهای دولتی با بادیگاردی جوان‌تر و با حالتی نه‌چندان دوستانه وارد همان مسجد شد و فرمود که از جانب معاون سیاسی استاندار –که به خاطر ندارم جنابشان را از نزدیک دیده باشم– مأمور شده‌اند تا بحرانِ نبود زیرساخت‌های شهر را یک‌تنه و اگر نشد، به کمک بادیگاردِ آماده‌باششان –خلق‌الساعه– حل کنند. بعد از تماسی کوتاه و کمی گفت‌وگو جنابشان رفتند تا احتمالاً گزارشِ حلِ مسأله را بدهند.

دوم؛ به نظر می‌رسد آقایان مسئول در نهادهای متولی حداقل آگاهی را از ملزوماتِ پذیرش مسافر –گردشگر پیشکش– ندارند وگرنه آن همه تبلیغ از شبکهٔ استانی بدون آماده کردن حداقل زیرساخت‌ها –از ابتدایی‌ترین ملزومات، مانند سرویس بهداشتی و آب آشامیدنی گرفته تا نمازخانه و مایحتاج غذایی و …– چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟ شهری که طبیعت خدادادی و نیز آب و هوای سالمش می‌تواند فرصتی برای پیشرفت همه‌جانبه‌اش باشد در بزنگاه‌ها، تبدیل می‌شود به تهدید. پشیمانی گردشگران و مسافران و قطعاً تبلیغات چهره‌به‌چهرهٔ منفی، جهت پرهیز دادن دیگران از تکرار اشتباهشان در سفر به پایتخت طبیعت ایران! حداقل نتیجه‌ای است که می‌تواند رخ دهد. یک ماه بیشتر از همایش روزِ نمی‌گذرد. می‌گویم کاش این پول‌ها حداقل صرف ساختن دستشویی می‌شد تا لازم نباشد برای حل این مشکل جناب معاون به زحمت بیفتند.

سوم؛ بیش از این حرف زدن حاصلی ندارد که در خانه اگر کس است یک حرف بس است. این‌ها را گفتم تا آقایانِ مسئول و مدیرانِ بحران و دوستانِ دلسوز –مانند همان کارمند عزیز که ذکرش رفت– از امروز فکر فردا کنند تا لازم نباشد برای حل مسأله‌ای احتمالی، خواب عزیزشان را به خود حرام کنند. البته راه حل دیگری هم هست و آن اینکه به محض رؤیت مکتوب حاضر، پیگیرِ کاتب بشوند و احیاناً آنچه ذکرش رفت را – که البته بعید می دانم– تکذیب و اساسا صورت مسأله را پاک کنند.

والعاقبه للمتقین | ا.ش. | دانشجوی دکتری مدیریت