- اخبار ، اخبار سایت ، گردشگری ، معرفی شهرها و روستاها ، یادداشت ، یادداشت ادبی - هنری ، یادداشت فرهنگی اجتماعی
- یکشنبه 8 می 2016 - 11:05
بابامیدان…
بابا میدان روستای استان تو نیست، اما هیچ روستایی را به اندازهاش نمیشناسی و ندیدهای، نام هیچ روستایی به اندازهاش در زندگیات طنینانداز نشده. اما حالا دیگر بابامیدان یک روستا نیست یا یک محور ارتباطی مهم حتی! بابامیدان یک گذرگاه فرهنگی است،
سایت مردم استان (ک و ب) – سحر دانشور:
راننده ضبط ماشین را روشن میکند و صدای موسیقی محلی میپیچد توی ماشین، اول آهنگ صدای پرطنین مردی سخن آغاز میکند: «استریو دانیال بابامیدان تقدیم میکند…»، همان موسیقی و همان تقدیمیه را از گوشی دوستت میشنوی، همینطور از دکهی نبش خیابان و فروشگاه سیدی و فیلمِ کنار مسجد جامع و ماشین لوکسی که باد صدای موسیقیاش را به گوشات رسانده و در مجالس عروسی و شادیِ دوست و آشنا و فامیل. از اولین باری که این نام به گوشات خورد، سالها میگذرد. «بابامیدان» روستای کوچکی است در یک شاهراه ارتباطی مهم، این جملهی اخبار و مسئولان و سایتهاست. آنها میگویند این شاهراه میتواند کهگیلویه و بویراحمد را به خوزستان و فارس و بوشهر پیوند بدهد، آنها از تصادفات این محور ارتباطی و تلاش برای بهبود مسیرش هم زیاد میگویند. اما بابامیدان برای تو بوی اتوبوس و جاده و سفر میدهد، بوی مسافرکشهای خط «بابامیدان-یاسوج» با جملهی ثابت «بامیون یه نفر» ۱، بوی استراحتی که وسط یک سفر نیمهطولانی یا طولانی، تهِ خستگی است، بوی شلوغی و گریهی بچه و خرید بادکنک و نماز شکسته در گرماگرم ترانهی لری و بهانهی ساندویچ و بوی کباب. اما همه اینها با صدای بلند ضبطهای فروشگاهها و هوس خرید جدیدترین سی دیهای ترانهی محلی و بوی عروسی و «دستمالبازی»۲ و نام استریو دانیال بابامیدان رنگ میگیرند؛ رنگ خاص خودشان، رنگ بابامیدان. بابا میدان بدون صدای «ارگهایش»۳ و سیدی فروشیها و کاستهای جدید و خوانندگان نوظهورش چیزی کم دارد، همانطور که زندگی سالهای اخیر مردم بدون بابامیدان چیزی کم دارد. مسافران، تنها از سه راهی بابامیدان عبور نمیکنند تا به مقصدشان برسند، مردم با تولیدات موسیقایی بابامیدان زندگی میکنند، آنها سفیران خستهای هستند که جدیدترین تولیدات استریو دانیال و دیگر استریوها را وقتهای استراحتِ بین راه، به شهرهای خود میبرند. همین بود که کمکم طنین سوغاتیهای سفیران خسته توانست به مراسم عروسیشان نفوذ کند تا بعد از آن استریوها تولیداتشان را متنوعتر کنند و وسیعتر. سیدیهای دستمال بازی و خوانندگان نوظهور آغازِ رواج مدهای جدید دستمالبازی و لباسهای جدید محلی شد. خوانندگان استریوها ستارههای پرنور شبهای عروسی شدند و برنامههای کاریشان تا چند ماه پر! بابامیدان حالا میتوانست همه جای زندگیها حضور داشته باشد، حتی در مهمترین شب زندگی هر کسی.
مجری از اعجوبهی این روزها حرف میزند، از کسی که ظاهرا فیلمش توی شبکههای مجازی دست به دست میشود، ولی تو ندیدهای. پسرک که میآید، سالن یک دست میشود در تشویقش. پشت سنتور میایستد، کمی از میز کوتاهی که دستگاه رویش قرار گرفته بلندتر است. واقعا میخواهد سنتور بزند؟! نه! لابد برای برنامهی بعد است این دستگاه. در پاسخ به سوال «چند سالت است؟» میگوید: «نمیدانم» و سالن ذوقزده میشود از این پاسخ کودکانه، اما به سر و شکلش میخورد سه یا چهار ساله باشد. بعد از بازار گرمیهای مجری، نوای سنتور توی سالن میپیچد! گردن میکشی برای دیدن بهتر جایگاه، هیچکس پشت دستگاه نیست مگر اعجوبهی این روزها، پس برای برنامهی بعد نبود. عالی مینوازد، تسلطش بر آن دو چوبی که تو حتی نمیتوانی هماهنگ با هم بر دستگاه فرودشان بیاوری، حیرتانگیز است. سالن به وجد میآید. نوای موسیقی برایت آشناست، به بخش موسیقی ذهنت میروی، همهی بستهها را به هم میریزی برای یافتن نوا که صدای پسرک سوالت را پاسخ میدهد. از میان جعبههای به هم ریختهی ذهنت به سمت پسرک برمیگردی و انگشت به دهان میمانی! شروع کرده به خواندن ترانههایی لری که این روزها توی همهی عروسیها، بیشتر ماشینها، بیشتر گوشیها و تمامی نوارفروشیهای این شهر و شهرهای دیگر استان به گوشات خوردهاند، با پیشزمینهی «استریو دانیال بابامیدان تقدیم میکند…» بوی سفر و خستگی و نماز شکسته با زمینهی ترانه و بابامیدان جان میگیرد.
بابا میدان روستای استان تو نیست، اما هیچ روستایی را به اندازهاش نمیشناسی و ندیدهای، نام هیچ روستایی به اندازهاش در زندگیات طنینانداز نشده. اما حالا دیگر بابامیدان یک روستا نیست یا یک محور ارتباطی مهم حتی! بابامیدان یک گذرگاه فرهنگی است، یک محور مهم مواصلاتی در حوزهی فرهنگ. یک نام مهم که در هرجایی حضور دارد، در یاسوج، دهدشت، گچساران، نورآباد و شیراز و و و! وسط سایتهای اینترنتی، توی گوشیها و عروسیها و ماشینهای عبوری! گذرگاهی که در غفلت عجیب اهالی فرهنگ توانست به ذائقهسازی بپردازد و موسیقی تولیدی خودش را به مخاطب بقبولاند. اما این تنها بخشی از ماجراست. این گذرگاه حالا به تربیت آدم هم مشغول است، او میتواند اعجوبههای موسیقی را به سمت خواندن ترانههای خودش جهت بدهد تا مردم نواهای محبوبشان را از زبان کودکان در مسیر رشدشان بشنوند. بابامیدان حالا علاوه بر حضور در مهمترین شب زندگی هر فرد در مهمترین مسیر زندگی هر فرد هم حضور دارد، در مسیر تربیت کودکان این استان بوی سفر و خستگی و کباب و سه راهی و استریو دانیال بابامیدان پیچیده است.
۱٫ بابامیدان یک نفر
۲٫ نوعی رقص محلی که با استفاده از دو دستمال انجام میشود.
۳٫ در سالهای اخیر ترانههای لری با ارگ نواخته میشوند. جامعه به اختصار این تولیدات را ارگ نامیده است.
