ماندلا اسطوره آزادی نیست، ماندلا مردی است که جنگید تا مردمش و خاکش و کشورش خودشان باشند و با تمام سیاهی دیده شوند و سایه ای بالای سرشان نباشد و اگر این یعنی آزادیِ مدنظر شما او آزاد بود و اگر نیست که شما چنین مرادی از آزادی و آزادگی ندارید او یک تروریست بود و نمی تواند اسطوره نامیده شود.

سایت مردم استان (ک و ب) – ؛ مرگ آه از نهاد بسیاری بلند و فریاد واآزادیا و واشرافتا و واانسانیتا و بسیاری وای دیگر را در گوش جهان طنین انداز کرد، بسیاری که پیرمرد را چشم آزادی خواندند و اسطوره رهایی نامیدندش و در سوگش چه اشک ها که از نوک قلم جاری و ساری کردند و دل کاغذ را زیر بار سنگین آتش دلشان کباب کردند.

اما چه اشکی و آهی که پیرمرد عمری در برابر استکبار و استعمار ایستاد و منادیان آزادی تروریستش خواندند و به زندانش افکندند و رسانه ها دست در گوش کردند تا نشنوند صدای منادی آزادی را و به انتظار نشستند تا روی در نقاب خاک بکشد و همراه با غروبش از طلوع اسطورگی اش پرده بردارند.

هدفِ پیرمرد مهم نیست، مهم مجسمه ای است که برای یک لفظ بی معنا و عاری از مفهوم ساخته می شود تا داغ ننگی باشد بر پیشانی جهانی که می تواند به راحتی دامن شرافت هر واژه ای را به ننگ بکشد و آزادانه از حرمت آزادی و رهایی سخن بگوید و به این هم فکر نکند که مدت هاست ناموس این واژه جولانگاه دست اندازی متجاوزان و زیاده خواهان شده تا بر همگان روشن شود در این دنیای بی در و پیکر ارزان ترین کالا، کلمه است و کلمه است و کلمه.

ماندلا اسطوره آزادی نیست، ماندلا مردی است که جنگید تا مردمش و خاکش و کشورش خودشان باشند و با تمام سیاهی دیده شوند و سایه ای بالای سرشان نباشد و اگر این یعنی آزادیِ مدنظر شما او آزاد بود و اگر نیست که شما چنین مرادی از آزادی و آزادگی ندارید او یک تروریست بود و نمی تواند اسطوره نامیده شود.

آزادی در قاموس شما با کدام معنا همراه است که مدام در پی اسطوره سازی برمی آئید؟

من فکر می کنم منادیان آزادی تنها و تنها در پی تهی کردن کلمات از معانی حقیقی اند تا به راحتی به اسطوره سازی مشغول شوند و در مقابل پرسش های آزادگان حقیقی انگشت اشاره به سمت حاشیه امنی که تحت لوای اسطوره ها برای خود ساخته اند دراز کنند.

جهان امروز با کمترین معنای ممکن دست و پنجه نرم می کند!