این شعر که به گویش محلی سروده شده است در شبکه های اجتماعی نیز بازتاب های زیادی داشته است. َ

به گزارش مردم استان،‌صمد صالحی شاعر کهگیلوی وبویراحمدی به زبان شعر درد فراق بردچهره را بر کمرزرد نشانه رفته است و از ماتم کوه نیر سخن رانده تا عزای ایل بزرگ و با فرهنگ منطقه را در داغ تخریب “برد چهره” به ما نشان دهد.

این شعر که به گویش محلی سروده شده است در شبکه های اجتماعی نیز بازتاب های زیادی داشته است. َ

بَرد در گویش محلی استان کهگیلویه و بویراحمد به معنی “سنگ” است.(برد چهره یعنی سنگ چهره)

شعر زیر سروده صمد صالحی شاعر کهگیلویه وبویراحمدی است:

بزن بارون کمر زرد، غم گروهته

تمام کوه نیر، ماتم گروهته

 

تمام ایلمو ، و من عزا بی

همه دسشو وبالا ، تی خدا بی

 

همه گفتن شنیدیت ک چه وابی؟

 سر مازی کمر غوغا و پابی

 

ک برده چهره هم صاحب عزایه

 وو هم، یکی و آثارل خدایه

 

دلم خینه بزن بارون نسوزوم

 وداغه برد چهره بند کرده پوزم

 

اگر ک شهرمو، مهمون نواز بی

حواس و فکرشو، و تی نماز بی

 

ولی نماد شهرمو و برده چهره

مو ک فکر ایکنم صلحو صفا ره

 

زمهسونو تابستونو بهاری

تمام لحظیل خاطره داری

 

 کمر زرده برد چهره په چه وابی

مو دونم ک چه غم و مازه داری

 

 بیام سرپاریو مو سروزیرم

الهی ک وداغت مو بمیرم

 

اگر ک برد چهره سنگ سر سنگه

خدا دونه ک دلمو سیش چه تنگه

 

 نماد شهرمو بی “برد چهره

خدا دونه ک هم اسمش قشنگه

 

دلم نیخو برم صحری جخونه

ک کوه نیره ببینم بی نشونه

 

 صمد ایگو، ک برد چهره وفا داشت

 سره مازی کمر، صلحو صفا داشت

 

 ویادم نی روی هرچند ده نیسی

خدا ایکرد ک خوت بخی وریسی