- اخبار ، اخبار سایت ، یادداشت ، یادداشت سیاسی
- پنجشنبه 5 دسامبر 2013 - 10:12
جنبش دانشجویی و …
جنبش دانشجویی، جنبشی نیست که صرفاً منتقد یا صرفاً موافق باشند، بلکه جنبشی است که برخاسته از منطق و عدالت است، یعنی مطالبه گری بر اساس منطق بر اساس یک گفتمان حاکم بر آن حرکت.
جنبش دانشجویی به عنوان یک قشر از جامعه که علاوه بر اینکه از بطن جامعه آگاه است غافل از عوامل بیرونی آن جامعه نیست، قشری که هوشیار و آگاه است بدون هیچ وابستگی.
سایت مردم استان (ک و ب)- علی رفعتی؛ وقتی تاریخ را ورق می زنیم، هر تغییر و تحولی که در جامعه ای رخ داده، مبنایی داشته و آن مبنا بر خاسته از یک حرکت ، یک جنب و جوش درونی از یک گروهی بوده که باعث تغییر و تحولاتی در جامعه شده است و مهم ترین گزینه در این حرکت جنب وجوش درونی و داشتن یک هدف است.
از جمله این حرکت ها می توان به حرکت های دانشجویی در طول تاریخ اشاره کرد. حرکت یا جنبش دانشجویی ، یک جنبش خود جوش.
خودجوشی از این منظر که بدون هیچ اتکا به گروه خاصی دست به مطالبه گری می زنند.
مطالبه گری در مورد موضوعی مهم که حتی می تواند یک نظام را عوض کند یا آغاز کننده یک تغییر کلی در ساختار جامعه ای می باشد. ولی مهم ترین چیزی که در این مطالبه گری وجود دارد بحث هدفمند بودن آن است، بحث آرمانگرایی آن است. ولی نمی توان نام هر حرکتی را جنبش گذاشت.
حرکتی، جنبش به حساب می آید که آرمان هاو هدف های شفاف و واضحی داشته باشد.
حرکتی، جنبش به حساب می آید که یک ایده و تفکر جامع زیر بنای ساختاری آن باشد، حرکتی که یک دگرگونی ایجاد کند وتا به آن هدف و مقصود نرسیده از پای ننشیند، اینجاست که به قول مقام رهبری می توان گفت: بیداری دانشجویی.
جنبش دانشجویی، جنبشی نیست که صرفاً منتقد یا صرفاً موافق باشند، بلکه جنبشی است که برخاسته از منطق و عدالت است، یعنی مطالبه گری بر اساس منطق بر اساس یک گفتمان حاکم بر آن حرکت.
جنبش دانشجویی به عنوان یک قشر از جامعه که علاوه بر اینکه از بطن جامعه آگاه است غافل از عوامل بیرونی آن جامعه نیست، قشری که هوشیار و آگاه است بدون هیچ وابستگی.
به قول شهید بهشتی: دانشجو مؤذن جامعه است و اگر خواب بماند نماز امت قضاست.
جنبش دانشجویی باید سیاسی باشد ولی نه سیاست زده. جنبش دانشجویی، جنبشی است که یک فکر وایده بالقوه دارد که این فکر و ایده به یک حرکت و اراده بالفعل تبدیل می شود.
نمونه ای از این حرکت ها و بیداری ها را می توان در ۱۶/ آذر/۱۳۳۲ یافت؛ روزی که با ورود نیکسون، معاون رئیس جمهور آمریکا به ایران همراه بود.
این حرکت به صرف ورود شخص نیکسون به کشور ایران نبود بلکه ورود نیکسون، نماد ورود یک تفکر بود، تفکری که مغایر آرمان های یک جامعه بود، و حرکت در مقابل آن بیداری در برابر امپریالیزم غربی است.
این حرکت پیروزی حق علیه باطل، پیروزی استضعاف بر استکبار است.
عزیزان من! ببینید؛سالها قبل از انقلاب، یک واقعه ى جنایت آمیز در روز شانزده آذر اتفاق افتاد. از اول انقلاب، مى شد کارى کنند که شانزده آذر اصلا فراموش شود؛ چون آنقدر ما حوادث داشتیم! اما نه ، مسؤولان کشور و علاقه مندان به مسائل کشور، مایلند خاطره ى این روز زنده بماند . چرا؟ چون آنروز به خاطر سخن حقى، اتفاقى در دانشگاه افتاد که بعدها جبهه ى دژخیمان بخاطر همان هدفى که جوانان داشتند و هدف والایى هم بود با آنها مقابله کردند و به کشته شدن سه نفر انجامید. مسأله ى آن روز چه بود؟ ضدیت با امریکا. چه زمانى؟ آن زمان که سیاست امریکا و دولت امریکا و رژیم امریکا و عناصر اطلاعاتى و نظامى امریکا ، در تمام شؤون این کشور حاکم بودند. در این کشور ، چه آشکار و چه پنهان، همه چیز در دست امریکایی ها بود… حال یک عده بیایند به عنوان دانشجو نقطه مقابل حرکت۱۶ آذر را علم بکنند؟! یعنی گرایش به آمریکا! این پشت کردن به جنبش دانشجویی است!
مقام معظم رهبری۱/۹/۷۸
این جنبش ها وحرکات دارای فراز و نشیب های فراوانی هستند که می توان در طول تاریخ از زمانی که دانشگاه وجود داشت را مشاهده کرد وهر موقع که این حرکت ها وجود داشت تفکری هم با آنها بوده که می توان گفت در دهه بیست تا دهه سی گرایش های مارکسیتی و چپ و بعد از آن گرایش های مذهبی تا زمان انقلاب و دهه ۶۰ و بعد از آن می توان گفت جنبش ها تا حدودی تحت تأثیر دولت های زمانه بودند، تا جایی که در دوره ای بعضی از جنبش ها به پیاده نظام های دولت ها تبدیل می شدند یا در جاهایی جنبش ها فداییان شخص هایی می شدند که ضربات سنگینی به این نظام زدند.
