فلسطین، فلسطین، فلسطین! همه‌اش کمک به مردم فلسطین و حمایت از لبنان. آخر مگر کشور ما کم مشکل دارد که ما باید همه‌ی هوش و حواسمان به مردم فلسطین و لبنان باشد و همه‌اش به فکر آن‌ها باشیم؟ آیا فقط به این دلیل به فلسطین و لبنان کمک می‌کنیم که مسلمان هستند؟ پس چرا به مسلمانانی که در سایر نقاط دنیا مورد ظلم و تبعیض هستند کمکی نمی‌شود؟

به گزارش خبرنگار فرهنگی مردم استان، دفتر فرهنگ دانشگاه آزاد اسلامی واحد یاسوج هر هفته به یک سوال پاسخ می دهد ، که در صفحه اول مردم استان منتشر می شود.

لازم است ابتدا ببینیم و بدانیم که آیا ایجاد یک دولت جعلی به نام «اسرائیل» فقط ظلم به فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها و بالتبع دیگر اعراب است، یا برای خود ما نیز به صورت مستقیم یک تهدیدی جدی قلمداد می‌گردد؟

بر همگان روشن است که از طرح ایجاد حکومت واحد جهانی به صدارت و ریاست آمریکا (تشکیلات ماسون و صهیونیسم) بیش از یک قرن می‌گذرد و تمامی سیاست‌های اقتصادی، فرهنگی، نظامی، سیاسی، خبری و … استکبار جهانی نیز بر اساس ضرورت‌ها و ملزومات تحقق این هدف تدوین و اجرا می‌گردد.

از طرفی کشورهای اسلامی و به‌ویژه منطقه‌ی خاورمیانه، چه به لحاظ معادن زیرزمینی (به‌ویژه نفت، گاز و اورانیوم) و چه به لحاظ جغرافیای سیاسی و اقتصادی، جزء غنی‌ترین و مهم‌ترین مناطق جهان هستند، به گونه‌ای که می‌توان آنها را « رگ حیات جهان» معرفی نمود.

ایجاد دولت جعلی به نام «اسرائیل» در این منطقه در واقع ایجاد یک پایگاه نظامی قدرتمند آمریکایی برای اشغال تمامی منطقه و تبدیل کردن کشورهای آن به ایالات کوچک و بزرگ تحت سلطه‌ی آمریکاست. لذا از همان ابتدا صهیونیسم به برخورداری از یک سرزمین (اگر چه اشغالی)، در قبال هولوکاست ساختگی قناعت نکرد و شعار«از نیل تا فرات» را سر داد و اکنون نیز دایره‌ی این طمع را بسیار بزرگ‌تر مطرح می‌نماید. (هر چند اسرائیل این شعار را قبل از تشکیل حکومت اسلامی نیز سرداده و این از آرزوهای تاریخی یهودیان به شمار می‌رود).

پس نقشه‌ی راه و هدف آمریکا تشکیل خاورمیانه‌ی جدید به محوریت و صدارت اسرائیل و به نمایندگی از صهیونیسم بین‌الملل می‌باشد که کشور جمهوری اسلامی ایران نیز در قلب آن قرار دارد.

حال چه جهان اسلام (به ویژه خاورمیانه) را به دلیل مشترکات دینی و منافع وابسته به یکدیگر، یک‌پارچه فرض کنیم و چه کشور ایران را به صورت مستقل در نظر بگیریم، رژیم اشغال‌گر اسرائیل که پایگاه نظامی آمریکا در منطقه می‌باشد،‌ دشمن شماره‌ی یک قلمداد می‌گردد و سرزمین فلسطین و سپس لبنان،‌سوریه و پس از آن عراق – که از اهداف اولیه‌ی اشغال‌گری آمریکا توسط اسرائیل است- خاک‌ریزها و سنگرهای خط‌مقدم محسوب می‌شوند. لذا اگر هر یک از آنها سقوط کند، ‌مسلماً زمینه سقوط خاک‌ریز و سنگر بعدی فراهم‌تر است.

پس، جمهوری اسلامی ایران حتی اگر فقط در اندیشه‌ی دفاع از مرز و بوم و منافع خود نیز باشد و با کوتاه‌نگری و ساده‌لوحی شرایط و تحولات جهانی و منطقه‌ای را مربوط به خود نداند، باید با تمام قوا از تمامی خاک‌ریزها و سنگرها و به ویژه خط مقدم که سرزمین فلسطنین است دفاع نماید.

اما ظلم حکومت‌های زورگو تنها منحصر به کشورهای اسلامی نمی‌شود و تبعاً حمایت دیگر ملت‌ها نیز محدود به مسلمانان نخواهد بود و این قضاوت که جمهوری اسلامی ایران تنها به مردم کشور فلسطین یا لبنان توجه و کمک می‌کند نیز دور از واقعیت است. مگر پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کشور عراق میلیون‌ها مسلمان شیعه را از کشورش اخراج ننمود و ایران به رغم مشکلات عدید‌ه‌ی خود آنها را پناه نداد و مگر سایر کشورها و سازمان ملل از هر گونه کمکی(طبق قوانین) خودداری ننمودند؟ مگر در همان دهه‌ی اول انقلاب به دنبال حملات شوروی و سپس آمریکا به افغانستان، چهارمیلیون افغانی به صورت غیرقانونی به ایران مهاجرت نکردند و تحت پوشش حمایتی قرار نگرفتند؟! در آن هنگام که یوگسلاوی تفکیک شد و با چراغ سبز آمریکا، نسل‌کشی مسلمانان بوسنی هرزگوین به‌دست صرب‌ها آغاز شد و آن جنایات و تجاوزاتی که در طول تاریخ بشر کم‌سابقه است اتفاق افتاد، چه کشور دولت یا سازمانی به‌غیر از دولت و نهادها و مردم جمهوری اسلامی ایران از مسلمانان بوسنی حمایت کردند؟ به هنگام جنگ میان آذربایجان و ارمنستان، کدام کشور و یا دولتی به کمک مسلمانان آذربایجان شتافت و با مناطق وسیعی برای جنگ‌زده‌گان، مجروحین و … ایجاد نمود؟ مگر جمهوری اسلامی ایران کمک‌های خود را برای زلزله‌زدگان هائیتی و مصیبت‌زدگان سونامی – اگر چه مسلمان نیستند- گسیل ننمود؟ و همین‌طور در بسیاری از کشورهای فقیر غیرمسلمان مراکز امداد‌رسانی، بیمارستان صحرایی و … ایجاد ننمود؟!

دقت داشته باشید که گاهی دشمن سعی می‌کند از همین روحیه و سیاست ارزشمند نظام اسلامی «کمک به مستضعفین و مظلومان» که از سوی دیگر نشانگر قدرت بین‌المللی اوست سوء‌استفاده نماید و با ترفندهای عجیب و غریب وارد شده و کشور را دچار بحران نماید! به عنوان مثال:

وقتی آمریکا گروه نظامی « القاعده» به رهبری سرمایه دار سعودی «بن‌لادن» را از سودان به چچن اعزام داشت تا به بهانه‌ی تجزیه طلبی و استقلال مسلمانان چچن ، جنگی با روسیه بهراه  اندازند، در ایران جو عجیبی به راه افتاد که: ایران باید نیروی نظامی به چچن اعزام کند! اما هدف پنهانی و اصلی این بود که روسیه از مرزهای گسترده شمالی خود به ایران حمله نظامی کند و آمریکا و انگلیس نیز موفق شوند ضمن تلاش برای براندازی نظام، تمامی مناطق نفت‌خیز جنوبی را به اشغال دراورند! پس می‌بینیم که هر شهبه‌ای بی‌دلیل و ریشه هم نمی‌تواند باشد. درست است که گاهی برخی توطئه‌ها تنها به شکل یک سؤال مطرح میشود اما در باطن باید به ریشه و عامل ایجاد آن نیز دقت و توجه کرد.

این را هم فراموش نکنیم که عمق حمله و فشار دشمن به اسلام که نمونه بارز آن حکومت جمهوری اسلامی ایران است، از طرف صهیونیسم جهانی است و حتی کینه صهیونیسم از اسلام و حکومت ایران که آمریکا را به دشمنی با ایران تحریک نمود. بنابراین شرعاً و عقلاً در چنین شرایطی واجب است که از نزدیک‌ترین نقطه به دشمن با او جنگید و به‌عبارتی خط مقدم جنگ با اسلام نیز در همین منطقه واقع شده است. لذا جمهوری اسلامی تا جایی که که توان امنیتی سیاسی و همچنین مالی و تجهیزاتی‌اش ایجاب میکند  در دفاع این خط مقدم تاکنون به خوبی توانسته است اوضاع کشورمان را تحت کنترل و نظارت همه‌جانبه قرار دهد و شاید اگر بیش از این امکان برایش فراهم شود از تمام سنگرهای این جنگ و همه مسلمان مظلوم جهان نیز بتواند دفاع نماید که این از آرمان‌ها و اهداف بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی (ره ) نیز بوده و هست.