گرچه بی تفاوتی دانشجویان نسبت به اقدامات معاون و مدیرفرهنگی،آنها را مصممتر به ادامه کار خود میکرد ولی نگاه نظارتی رئیس دانشگاه ایشان را به این اطمینان رسانید که ادامه این نوع نگاه در حوزه معاونت فرهنگی به صلاح نیست و در یک اقدامی غیرمنتظرانه معاون فرهنگی خود دکترنیکروز را برکنار و در اقدامی غیرمنتظرانه تر با ادغام دو حوزه وسیع معاونت فرهنگی،اجتماعی و معاوت دانشجویی ، جناب آقای دکتر فریبرز نیکدل که مسئولیت مرکز مشاوره را بر عهده داشتند را به عنوان رئیس حوزه تازه تاسیس شده معاونت

سایت مردم استان )(ک و ب)- باقر بهدار پور: یکی از مناسبت ها ثبت شده در سالنامه هجری شمسی که همه ساله در آستانه رسیدن به این روز و توقفی چند ساعته در آن برای قشری از جامعه،هیجان انگیز و پرخاطره و تجدید پیمانی همه ساله می باشد.

شانزده آذر برای دانشجویان روزی آشناست،خاطرات ۱۶ آذر ۱۳۳۲ را هر ساله زنده میکند و روحیه ظلم ستیزی وآرمان گرایی و مطالبه گری در کالبد جسم تقویت میکند.

ازوظایف مهم دانشجویان این می باشد که با تاسی از حرکت انقلابی دانشجویان در دانشکده فنی دانشگاه تهران که با توجه به تصمیم دولت وقت مبنی بر حضور یک نماینده رسمی کشور آمریکا در دانشگاه تهران با اعطای مدرک دکترای افتخاری،حقارت خود را به عنوان نوکر و خادمی وفادار به ارباب ظالم خود نشان بدهند ولی بلوغ فکری و استقلال ملی و آزادی دینی دانشجویان وقت این اجازه را  به آنها نداد که نسبت به این اقدام اشتباه حکومت پهلوی بی تفاوت باشند و با تحصن وبستن دروازه های دانشگاه مانع از ادامه سناریوی حکومت شدند و اعتراض خود را نشان دادند و جان بر کف پای تصمیم خود ایستادند و با صدای بلند ندا دادند که دانشجو میمیرد ولی ذلت نمی پذیرد و اینجور هم شد!!

حالا شصت و یک سال از آن روزها میگذرد و ۱۶ آذر را با دانشجویان میشناسند و روحیه نقادانه و اصلاح طلبانه نسبت به محیط اطراف به عنوان یک شعار و الگو برای دانشجویان باقی ماند و در ذهن ها ثبت گردید.

مقام معظم رهبری هر ساله در جمع دانشجویان یکی از گفتارها و جملاتی که مرتب یادآور میشوند بحث نگاه منتقدانه و تفسیری عالمانه نسبت به وقایع اطراف،کشور و جهان می باشد.

متاسفانه فضای فعلی حاکم بر دانشگاه های کشور از پیام ۱۶ آذر فاصله گرفته وتقریبا بی تفاوتی و انفعال در جمع دانشجویان نقش بسته وجنبش دانشجویی ازرسالت خود دور شده است.البته شدت این نوع بی تفاوتی در دانشگاههای استان کهگیلویه وبویراحمد بیشتر میباشد و با توجه به اینکه دانشگاه دولتی هر استانی به عنوان دانشگاه مادرمیتوانند نقشی اصلی وتاثیرگذارترداشته باشند،اهمیت دانشگاه دولتی یاسوج و دانشجویان آن بیشترمشخص میشود.

با توجه اتفاقهای رخ داده در چند ماه اخیر در دانشگاه دولتی یاسوج و بی تفاوتی دانشجویان وهیئت علمی،عمق فاجعه بیشتر مشخص میگردد.

بعد از روی کارآمدن دولت تدبیروامید و به تبع آن تغیر مدیران از وزارتخانه تا سطوح پایین تر،تغیرمدیریت در دانشگاه یاسوج نیز صورت گرفت و دکتر شاپور رمضانی به عنوان سرپرست دانشگاه منصوب شدند و تا امروز نیز به عنوان سرپرست به کار خود ادامه میدهند. ایشان جهت پیشبرد برنامه های خودشان می بایست معاونان خود را انتخاب میکردند و با اطلاع از سوابق وتجربه برخی معاونان در دوره مدیریت قبل،آنها درسمت خود ابقاء شدند و در معاونت فرهگی و اجتماعی و معاونت پژوهشی عزل و نصب صورت گرفت که طبیعتا با توجه به حساسیت هایی که در حوزه فرهنگی دانشگاه وجود داشت نگاهها به این سمت متمرکز شد که چه کسی این مسئولیت خطیر را عهده دار میشود.

بعد از مشخص شدن دکتر نیکروز به عنوان معاون فرهنگی،مجید باقریان نیز به عنوان مدیر فرهنگی تعیین شدند.در این حوزه بسیار وسیع و حساس فرهنگی معاون و مدیر فرهنگی در ابتدای شروع کارشان با انرژی مضاعف و شوقی برگرفته از حس خدمت کردن در میدان حساس فرهنگی با شعارهمکاری و همیاری بیشتر با تشکل های رسمی دانشگاه وانجمن های زیرمجموعه خود فعالیتشان را آغاز کردند!!

ریخت و پاش بی رویه درمصرف هزینه جهت اجرای برنامه های مختص معاونت فرهنگی،محدود کردن تشکل های دانشجویی،کانون ها و انجمن ها و قبضه کردن اکثر برنامه ها به نام معاونت فرهنگی با نگاه کمیتی به اجراء برنامه ها،نوشتن نام معاونت فرهنگی در بنرهای تبلیغاتی شرط دادن مجوز برا برگزاری همایش ها و برنامه ها و…نمونه های از این اقدامات اصلی بود که در یک سال معاونت فرهنگی صورت گرفت.

گرچه بی تفاوتی دانشجویان نسبت به اقدامات معاون و مدیرفرهنگی،آنها را مصممتر به ادامه کار خود میکرد ولی نگاه نظارتی رئیس دانشگاه ایشان را به این اطمینان رسانید که ادامه این نوع نگاه در حوزه معاونت فرهنگی به صلاح نیست و در یک اقدامی غیرمنتظرانه معاون فرهنگی خود دکترنیکروز را برکنار و در اقدامی غیرمنتظرانه تر با ادغام دو حوزه وسیع معاونت فرهنگی،اجتماعی و معاوت دانشجویی ، جناب آقای دکتر فریبرز نیکدل که مسئولیت مرکز مشاوره را بر عهده داشتند را به عنوان رئیس حوزه تازه تاسیس شده معاونت فرهنگی،اجتماعی،دانشجویی منصوب کردند.

حالا این سوال پیش میاید که ایشان(دکتر رمضانی) با چه هدفی این کار را انجام دادند؟آیا دو حوزه وسیع دانشجویی و فرهنگی در این شرایطی که اکثر مجوزها و برنامه ها باید به امضای معاون برسد ایشان وقت فکر کردن و تصمیم گرفتن و صحبت کردن با ارباب رجوع را پیدا میکنند؟آیا دکتر رمضانی شرایط الان دانشگاه را با زمانی که خودشان مسئولیت معاونت فرهنگی و دانشجویی داشتند مقایسه میکنند؟آیا نمیدانند اون موقع دانشگاه فقط یک دانشکده و جمعیت دانشجوها یک سوم جمعیت الان دانشگاه نمیشد؟آیا ارزش حوزه فرهنگی و دانشجویی کمتر از معاونت توسعه و برنامه ریزی میباشد که شما در شروع مسئولیتتان واحد عمرانی را اززیرمجموعه ای معاونت مالی جدا و تحت عنوان یک حوزه معاونتی جدید تاسیس کردین؟

شما در پاسخ سوالهای ما فقط این جواب را دادین که جمعیت هفت هزار نفری دانشگاه نیاز به دومعاون ندارد واینجور هزینه ها کاهش پیدا میکند.آیا کاهش هزینه چیزی جز مبلغ هفتصد یا هشتصد هزار تومان به عنوان حق مدیریت برا هر معاون بود؟؟

چرا این تصمیم را برا ادغام معاونت مالی با معاونت توسعه نگرفتین؟

شما گفته بودین دانشگاه یاسوج اولین دانشگاهیست که به این دستور ادغام معاونت ها لبیک گفته و در اولین اقدام شروع به یکی کردن حوزه فرهنگی و دانشجویی کرده؟؟

جناب آقای دکتر رمضانی آیا شما با فکر و برنامه ریزی قبلی و البته با نیت توسعه فرهنگی و خدمات رفاهی دانشگاه زودتر از همه دست به این اقدام زدین یا خدای ناکرده هدفتون صرفا خوش خدمتی جهت تثبیت کرسی ریاستتون بوده؟

شما قبلا خودسرانه و بدون مشورت و حتی مطرح نکردن در شورای فرهنگی نام کتابخانه مرکزی دانشگاه را  انتخاب کردین و حاضر به هیچ گونه پاسخ گویی در مورد این تصمیمتون نشدین؟

شما به عنوان سرپرست فعلی دانشگاه موظف هستین به این سوال های ما پاسخ بدین و آگاه باشید دانشجویان بیدار هستند و اجازه هیچ گونه نگاه سیاسی کاری را در جایگاه مهم و حساسی چون دانشگاه نمیدهند و با تمام عزم و اراده خود نسبت به این گونه تصمیم گیری های نسنجیده واکنش نشان خواهند داد و ایستادگی میکنند!!!!!!

امید به اینکه دانشجویان هیچگاه از هویت و رسالت اصلی خود فاصله نگیرند.