امام پیشاپیش مبارزه گام اول را برمیدارد و بر امریکا و اسراییل و رژیم پهلوی می تازد.رژیمی که دست نشانده اولی و حامی دومی است. امام فریاد میزند و خود رنج را شجاعانه تحمل میکند:«من از ان ادمها نیستم که حکمی اگر کردم بنشینم چرت بزنم که این حکم خودش برود من راه می افتم دنبالش.اگر خدایی نخواسته یک وقتی دیدم که مصلحت اقتضا می کند که یک حرفی بزنم، میزنم و دنبالش راه می افتم

سایت مردم استان (ک و ب) – سید عبدالحمید موسوی:

سیزده ابان برخاسته از ایمان. سیزده ابان روزی است که حوادث سرنوشت ساز این ملت را در پیشانی خود حک کرده است و شگفتا که ردپای ثابت استکبار جهانی چه در تبعید امام در سال ۱۳۴۲ و چه در کشتار دانش اموزان و دانشجویان در سال۱۳۵۷ و چه در سال ۱۳۵۸ با زدن مهر بطلان دانشجویان خط امام بر دست اندازی های استکبار جهانی در کشورمان با تسخیر سفارت امریکا به چشم میخورد.

خردسالان و کودکان هنگام تبعید امام در سال ۱۳۴۲ پانزده سال بعد دانشجویان و دانش اموزانی غیور مردی شدند که بر بیداد شوریدند.در ان روزها گفت و گوی انها نه بر سر بازی و بازیچه که بر سر ظلم شاه ، راهپیمایی ،دادخواهی و…..بود.انان با رنج و رشادت خود در این جریان برگی از دوران خونین انقلاب را به نام خویش رقم زدند.انان با پخش با رونویسی و اعلامیه های امام با نادیده انگاشتن خطر حکومت نظامی و دیوار نویسی شهر با شعارهای انقلابی ان هم با خط ناپخته خود نشان دادند که در سایه سخنان گهربار امام به شناخت،بلوغ فکری و عقیدتی رسیده اند، انان کلام پیشوای خود را که سخن خداست به جان خریدند. قل انما اعظکم بواحده ان تقوموالله مثنی و فرادی.«سبا۴۶» اری امام اعتراضات بسیار پر پیشینه فروخفته ی درون ملت را با ایمان و اعتقاد مردم گره زد و از میان ان پرشورترین انقلاب قرن را ساماندهی نمود. در ان روزها شعاری از امام حسین ورد زبان همگان بود؛ شعاری که اندیشمندان بزرگی چون شهید شریعتی و شهیدمطهری نیز از ان پیام به خوبی بهره میجستند: همانا زندگی عقیده و جهاد در راه ان است و امام نیز در تبین این شعار فرمود زندگی یعنی ارمان و مبارزه در راه ان است.

ان الحیاه عقیده و الجهاد.

مطلبی که از نظر شیوه تفکر اسلامی هیچ جای تردیدی در ان نیست که مرگ از این زندگی ذلت بار بهتر است.«صحیفه نور ج ۱۳ ص۲۱۷_۲۱۸».

امام پیشاپیش مبارزه گام اول را برمیدارد و بر امریکا و اسراییل و رژیم پهلوی می تازد.رژیمی که دست نشانده اولی و حامی دومی است. امام فریاد میزند و خود رنج را شجاعانه تحمل میکند:«من از ان ادمها نیستم که حکمی اگر کردم بنشینم چرت بزنم که این حکم خودش برود من راه می افتم دنبالش.اگر خدایی نخواسته یک وقتی دیدم که مصلحت اقتضا می کند که یک حرفی بزنم، میزنم و دنبالش راه می افتم و از هیچ چیز نمیترسم بحمدالله تعالی. رهبر بی همتای ما نمیگوید:بروید حزب تشکیل دهید طرفدار جمع کنید بعد قیام کنید.بلکه نهیب میزند اگر مسلمانید بر شما واجب است که تک تک یا دو به دو با ظلم بجنگید. سخن امام چون از جان برخاسته است بر دل مینشیند و مردم انقلابی را وارد میدان میکند. امام ترس مردم از مبارزه را اینچنین از بین میبرد.

«خون شما به پای نهال دینتان فرو میرود و همراه دینتان بالا می اید که:«ولاتحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون». ثار شما خونبهای دین خداست هرگز از بین نمیرود زیرا خود به همراه خونبهای شما زنده میشود و خونبهای شما لقاءالله است و دین خدا زنده میشود و برکت ان میماند.«بنیان مرصوص ص ۳_۳۱». در سایه این اموزه ها دانشجویان و دانش اموزان با بهره گیری از راهپیمایی و شعارها ان هم فراتر از همه چیز بر ژرفا بخشی بیشتر به مبارزه اگاهانه در سیزده ابان هزار و سیصد و پنجاه هفت لانه جاسوسی را تسخیر نمودند. اری انان در خون خود وضو گرفتند و به امام اقتدا کردند و در قیام نماز تنها خدای بزرگ را شایسته پرستش خواندند و نمازشان را در بهشت او سلام دادند.