- سایت های خبری
- سهشنبه 22 آوریل 2014 - 09:04
سیاست ایران برای رهبری منطقه چه باشد ؟
عدم بکارگیری این رویکرد در سالهای اخیر پیامدهایی چون اتخاذ رویکردهای تاکتیکی با پرداخت هزینههای استراتژیک را به منافع ملی ما تحمیل کرده و کشور ما را از بهره برداری حداکثری از ظرفیتهای استراتژیک اش محروم کرده است.

عصردنا – سید عطا تقوی اصل * : استراتژی مکث و ابهام رویکردی است که در آن موضع گیری در قبال تحولات منطقه ای و جهانی با تاخیر و گاه همراه با ابهام انجام میگیرد و یا موضع گیری اتخاذ نمیشود.
چینی ها، سالهاست که از این استراتژی بهره میبرند وکسب منافع حداکثری آن را تجربه کردند. سیاستی که دقیقاً منطبق بر نگاه رئالیستی در حوزه دیپلماسی خارجی است.
در همین راستا، یکی از شاخصهای مهم مذاکرات دیپلماتیک در هزاره سوم، اتخاذ تصمیمات اساسی در پشت درهای بسته، بصورت غیر رسمی، غیر اعلامی و نانوشته است؛ متداول شدن این استراتژی در روابط نظام بینالملل، تاییدی بر لزوم تطبیق دادن و نهادینه کردن این رویکرد در دستگاه دیپلماسی کشور ماست.
عدم بکارگیری این رویکرد در سالهای اخیر پیامدهایی چون اتخاذ رویکردهای تاکتیکی با پرداخت هزینههای استراتژیک را به منافع ملی ما تحمیل کرده و کشور ما را از بهره برداری حداکثری از ظرفیتهای استراتژیک اش محروم کرده است.
در اکثر مواقع تحولات سیاسی بحدی سریع و غیر قابل پیش بینی است که هر نوع موضع گیری شتابزده برای کشور ما که در کمربند شکننده خاورمیانه قرار دارد، را با پیامدهای ناخوشایندی مواجه خواهد کرد.
بهترین مصداق برای لزوم توجه جدی و نهادینه کردن این استراتژی در حوزه دیپلماسی خارجی، تحولات سیاسی در کشورهای عربی، معروف به بهار عربی بود که برای رصد کنندگان غیر حرفه ای، انقلاب و تحول بنیادی محسوب میشد، ولی کارشناسان خبره تحولات سیاسی واقف بودند که این جنب و جوشها چون از پیش بینی سازوکارهای نهادی یا نهاد سازیهای لازم غفلت شده بود و بسترهای اجتماعی برای این تغییرات فراهم نشده بود، عقیم خواهد ماند و منجر به تحولات ژئوپلیتیکی نخواهد شد. بنابراین اتخاذ موضع در قبال تحولات این چنینی، انزوای ژئوپلیتیکی بیشتر ایران را در بر خواهد داشت.
ایران برای دستیابی به رهبری منطقه نیاز به اتخاذ چنین خط و مشیهای دارد تا به مشکل صفر باهمسایگان برسد و در دام سیاستهای پیچیده هژمون سلطه قرار نگیرد.
کشور ما از زمان جهانی شدن سیاستها که آغازش جنگ جهانی اول بود، به دلیل موقعیت جغرافیای اش به عنوان یک کالای استراتژیک در بده و بستانهای سیاستهای بینالمللی معامله میشد که تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.
به نظر میرسد رعایت این استراتژی به ما خواهد گفت اتخاذ چنین شیوه ای، خروج ایران را از انزوای ژئوپلیتیکی را امکان پذیر خواهد کرد و ژئوپلیتیک ایران را در خدمت تولید قدرت برای کسب منافع منطقه ای و جهانی اش قرار خواهد داد. بنابراین رویکرد حوزه سیاست گذاری و تصمیم سازی ما باید در راستای کسب منافع ملی قرار گیرد.
منافع ما باید تعهداتمان را شکل دهد نه بر عکس. ما اگر نتوانیم بین آنچه را که باید انجام شود و آنچه را دوست داریم انجام دهیم و آنچه فراتر از توانایی ماست، تفاوت قائل شویم؛ منابع فکری و مادی خود را تباه خواهیم کرد. امروزه شهرت دولتمردان بزرگ نه به دلیل دانش گسترده آنها است، بلکه به علت درک فطری آنان از جریانات تاریخی و توانایی شان در تشخیص نشانههایی است که آینده را شکل خواهد داد. فهم غالب ما در ایران از جهان به دوره جنگ سرد مربوط است؛.
ما نسبت به جهان ذهنیت داریم و نه شناخت. خوشبختانه آنچه امروز در حوزه دیپلماسی خارجی دولت تدبیر و امید با کارگزاران سیاسی حرفه ای و در راس آن رئیس جمهور محترم و وزیر خارجه فهیم قرار گرفته اند، حرکت در راستای پیگیری همین رویکرد است.
امیدواریم مشی به کار گرفته شده در این دولت در دستگاه دیپلماسی ما نهادینه شود؛ تا به این باور حقیقی برسیم که موقعیت حساس و ویژه ژئوپلیتیکی ما اجازه اتخاذ دیدگاههای ایدالیستی و شتابزده را در هر زمان و با هر رویکردی، به سیاستگزاران و تصمیم سازان سیاست خارجی ما نخواهد داد.
*دانش آموخته دکتری جغرافیای سیاسی–
منبع : عصردنا
