استاد باباچاهی درخصوص برگزاری جشنواره ملی شعر زاگرس بیانیه ای صادر کرد.

رهت بگرفته نوخیزان زراه دور می کنید

نیما

نوشتن، ساده است به ظاهر، هوس انگیز ولی هولناک است. چه بر پوست آهو، چه بر ورقِ کاغذ و کاغذ هراسی از اینجا آغاز می شود:

«چه» بنویسیم و «چگونه»؟ آن هم در سرزمینی که شعر و نثر و داستان های منظوم اش، با سابقه ای دور و دراز، اعجاز گونه و حیرت زاست.

«نود سال شعر نو فارسی» را هم که بدان بیفزائیم، جا دارد که به تاکید بگوئیم: شرط اول قدم آن است که عاشق باشی! برای ما این حرف بورخس موجه است و معقول ، بهت انگیز ولی نیست. او درمصاحبه ای می گوید:

    اگر در سرزمینی با قدمت چندصدساله ی نوشتاری به دنیا می آمدم، به آسانی پیش نمی رفتم و به سرعت به حق و حقوقی که بیش از انتظار من است دست نمی یافتم.

این زمینه سازی بهانه ای است تا اعتراف کنم که با خواندن آثار شما شاعران جوان، حیرت زده دریافتم که آغازی دیگر در راه است، فصلی دیگر، بهاری دیگر و تولدی دیگر!

با این وصف گفتن ندارد که :

داوری و در نهایت گزینش آثار چند نفر به عنوان «اولی ها» نخست آسان می نمود، در عمل اما افتاد   مشکل ها که باخود گفتم:

بیا کاین داوری ها را به پیش داور اندازیم!

«بارامانت» را اما باید به منزل می رساندم. پس دست به کار شدم: نکته به نکته، به لغت، به قید، صفت، به صوت، صدا، تصویر،  به جمله وَ شعر به شعر!

    اکنون ملزم می دانم خود راکه معیارهایم را درکار داوری و گزینش آثار برتر باشما دوستان ارجمند درمیان بگذارم شاید نیاز به یادآوری نباشد که در این میان تعدد ژانرهای شعری مورد توجه و تحلیل من بوده، چرا که همواره به «اصل تفاوت» ارج گذاشته  و می گذارم.

 

واما معیارهای مورد اشاره:

۱- انداموارگی، که نیما آن، «ساختمان شعر» نامیده است. با این توضیح که به نوعی ارتباط صوری- محتوایی در کلیت اثر نظر داشته ام. البته نه تا بدان جا که تقابل ها و تناظر های سنتی و تک مرکزیتی شعر، حرف نخست را بزنند. مثلاً با آوردن نام لیلی، ملزم به احضار مجنون شویم. بلکه در ژرف- ساختارهای شعر، در جستجوی نوعی ارتباط و مراکز متعدد برآمده ام.

۲- «زبان» شعر را صرفاً «وسیله» ای برای «انتقال» معنا و یا پیامی خاص در نظر نگرفته ام. اجرای زبانی یک متن، در ارتباط با لذت بخشیِ تکوینی آن مد نظر من بوده است.

۳- نوع نگاه یا نحوه تفکر شاعر در اجرای موفق زبانی، تجلی بیشتری پیدا می کند. گزارش واقعیت ها یا شرح ماجرای طرب انگیز یا اسفناک وَ رونویسی وُ یادداشت برداری از رویاها و تمینات – هرچند از سر صدق-بیرون از دایره شعر قرار می گیرد. در نتیجه «زبان شعر» مورد توجه من بوده است ونه «زبان گزارش»

۴- زبان شعر را چیزی سوای زبان نثر و زبان نظم دانسته ام، در عین حال تعریف یا تصور من از زبان، ربطی به بازی های تفننی رای در بخشی از شعر امروز ایران ندارد.

۵- لذت بخشی و تاثیرگذاری شعر همواره در ارتباط با نوعی موسیقی برون-درونی، قابل تصور است. چنانچه اثری فاقد نوعی موسیقیِ پیوندیِ مبتنی بر افاعیل عروضی باشد، رعایت و یا ایجاد «موسیقی زبان»، طبعاً امتیازی برای آن شمرده می شود.

۶- تازگی و طراوت                               7- پرهیز از به کار بردن تشبیه و استعاره های ملال آور

۸- ایجاد فضاهای غریب و غیر منتظره       9- ممکن ساخن ناممکن ها در شعر

۱۰- ابداع واقعیت های تازه                   11- طنز و تخیل فعال

 12- به فرم و محتوای شعر اهمیت داده ام با این اشاره که به برتری بر آن یا برعکس اعتقادی نداشته ام و این دو را غیر قابل تفکیک می دانم.

۱۳- از بدیهیات است که کلیت اثر که آمیزه ای از دقایق و ظرایف زبانی است، حضور خود را ابراز و در نهایت اثبات می کند. چرا که به رغم قانونمندی های رایج ادبی:

       دقیقه ای است که عشق از آن خیزد!.                     

  علی باباچاهی

 

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:”Table Normal”; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:””; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:”Calibri”,”sans-serif”; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
منبع : سایت اسلامی