- سایت های خبری
- سهشنبه 7 ژانویه 2014 - 09:01
سهم اصلاح طلبان از مدیریت استان؛تعیین کننده سرنوشت انتخابات ۹۴
هر چه باشد صحنه بسیار نوستالژیکی خواهد بود وقتی حاج بهرام مانند بهمن ۷۸ تریبون را به دست می گیرد و لحظه ای که منطقیان و لاهوتی و موحد روی تریلی سخنرانی پشت یک نفر می ایستند یا سیدباقر و مندنی پور به همراه هدایتخواه بر علیه رقیب مشترکی به نام حاج زارع می جنگند و آدم های دهه هفتاد دوباره به دیدن آن صحنه ها امیدوارند.
تغییرات در حوزه مدیران رفته رفته به روزهای پرهیجانی تبدیل می شود.
از یک سو به نظر می رسد مدیران منتسب به جریان اصولگرا با واقعیات امروز جامعه سیاسی خود را وفق داده و به تدریج میزشان را آماده می کنند تا به اصلاح طلبان واگذار و خود را مهیای رفتن می کنند.
آنچه اوضاع را کمی پیچیده تر کرده نحوه برخورد با مطالبات جریان اصلاح طلب استان می باشد. هر چه باشد این جریان خود را صاحب نفع و سهم در دولت روحانی می داند و برای تصدی کرسی های مدیریت در استان خود را بیش از هر جریانی محق می داند.
آنها به تدریج چهره اپوزیسیون جریان حاکم بر استان را به خود می گیرند و این در مقالات و رفتارهای سیاسی شان هویداست.
مدیریت مخالفت ها به تدریج علنی شده و وکیلی پرچمدار این مخالفت هاست. این جریان به تدریج در حال تشکیل تیم رسانه ای قدرتمند برای ابراز نظرات خود می باشند.
اما آنچه قطعی به نظر می رسد سرنوشت مدیران اصولگرائی هست که در این هشت سال جای هیچ گونه مانوری را برای اصلاح طلبان نگذاشته بودند.
در این بین به نظر می آید تفاوت اساسی میان مدیران اصولگرای منتسب به بزرگواری با مدیران منتسب به هدایتخواه و سیدقدرت حسینی خواهد بود. مدیران هدایتخواه و حسینی تقریبا بی کم و کاست برکنار می شوند و فقط کسانی که با حاج زارع و تاجگردون بمانند امکان ماندن دارند ولی مدیرانی که با بزرگواری آمده اند با توجه به اینکه استاندار خادمی نیز از سادات امام زاده علی(ع) بوده و از مدیران آن حوزه حمایت می کند امکان آسیب پذیری کمتری دارند مگر آنکه خادمی نیز تحت فشار اصلاح طلبان حوزه کهگیلویه به تغییراتی تن دهد و جای برخی مدیران اصولگرا از نیروهای اصلاح طلب کهگیلویه استفاده نماید.
به نظر می رسد با تقسیم کار بین نمایندگان و استاندار و رعایت ملاحظات قومی و سیاسی بسیاری از مسائل حل شدنی به نظر می رسد. اما با شدت گیری تغییرات در حوزه مدیران، انتقادات به نماینده ها و استاندار افزایش می یابد.
مثلا در حوزه زارع برخی معتقدند با توجه به مرکزیت حوزه انتخابیه وی باید اکثر نیروهایش را بر مسند مدیریت بنشاند.
از سوئی غلامرضا تاجگردون نیز می داند که توقع گچسارانی ها با آمدن دولت روحانی به او دو چندان شده است. برای همین هم با رفتن حاج زارع پور به اداره کل آموزش و پرورش هواداران تاجگردون تعجب نکردند، خوشحال شدند.
ولی بیشترین نگرانی های استاندار خادمی مربوط به حوزه ای است که از آنجا آمده است. او حالا نمی داند با مطالبات منطقیان و لاهوتی در مقابل خواسته های بزرگواری و احتمالا موحد چه کند.
همه اینها در حالیست که تا کنون چند مدیرکل بیشتر برکنار نشده اند.
زمزمه های چندی پیش معاون سیاسی و اظهارات یکی از مدیران که هر دو تصحیح شد، با چنان پاسخی از سوی حاج زارع روبرو شد که احتمالا هیچ یک از مدیران به خود اجازه ندهند تا مدت ها بر علیه اتحاد نمایندگان وارد شوند.
آنچه ولی این کلاف را سر در گم می نماید درهم پیچیدگی منافع و تودرتوئی عرصه سیاست است. به نظر می رسد تاجگردون در راضی کردن جریان موسوم به چپ قدیم کار دشواری در پیش داشته و این طیف قدرتمند سیاسی، در عوض هنوز هیچ چراغ سبزی به حاج غلام نشان نداده است.
عدم حضور در مراسمات علنی نشان می دهد که آنها کوچکترین واکنشی به پالس های چپ جدید نداشته و راه خود را می رود.
شاید کاندیداتوری یک نفر در دور آینده و مطرح نمودن کاندیداهائی در برابر وی، عکس العملی باشد در برابر آنچه غلام تاجگردون می کند و از نظر اینها انحصارطلبی خوانده می شود.
رقابت احتمالی حاج بهرام با حاج غلام، البته این با توجه به قرابت های فامیلی و رودربایستی های سیاسی کمی بعید به نظر می رسد و احتمال اینکه افراد مصلح و دوستان مشترک به نزدیکی این دو طیف کمک کنند بیشتر است.
غلام تاجگردون ولی با مدیریت آموزش و پرورش نشان داد فضای استان را تا چه اندازه در دست دارد و او که احتمالا در دور آینده نیز کاندیدا خواهد بود احتمالا به این راحتی فضای استان را به رقبای درون حزبی اش واگذار نکند.
حکایت چپ قدیم به نوعی در بویراحمد نیز مصداق دارد. چپ در این حوزه نیز به دو دسته جدید و قدیم تبدیل شده است.
چپ قدیم به رهبری دکتر مندنی پور و سیدباقر و چپ جدید به رهبری محمد بهرامی و وکیلی.
با این تفاوت که اتحاد در میان چپ های بویراحمدی به دلیل اینکه در مسند قدرت نیستند هنوز حفظ شده است.
در این میان زارع نیز کار دشواری در پیش دارد. او بدون توجه به اصلاح طلبان، راه خود را از آنها جدا نموده و اصلاح طلبان نیز که تا حدودی از حاج زارع ناامید گشته اند نیم نگاهی به اتحاد چپ قدیم و جدید دارند.
البته حمایت های حاج زارع از برخی نیروهای چپ، پالس هائی را به جریان چپ ارسال کرده است اما این پالس ها آنقدر قدرتمند نیستند که بتوان نشانه های یک ائتلاف بر علیه دکتر هدایتخواه را در آن دید. پدیده ای که در انتخابات گذشته جواب داده و اصلاح طلبان و حاج زارع در ائتلافی نانوشته به یک پیروزی شکننده ولی تاریخی دست یافتند.
به نظر می آید اتحاد اصلاح طلبان(چپ جدید و قدیم و آنها که در انتخابات گذشته به زارع پیوستند) در انتخابات آینده با تشکیل جبهه ای قدرتمند مقابل زارع صف آرائی کنند مگر آنکه زارع بخواهد یا بتواند گروهی از آنها را جذب نموده و میان آنها انشقاق بوجود آورد که با محبوبیتی که سیدباقر در میان آنها دارد امکان جذب تعداد زیادی از آنها بعید به نظر می رسد.
وکیلی که حالا به جریان رسانه ای مقابل استاندار تبدیل شده است خود را به عنوان جانشین احتمالی حاج زارع مطرح می کند.
همراهی وکیلی با سیدباقر در مراسم پسر سیدباقر آنچنان که برخی گواهی می دهند نشان از یک همراهی عادی نداشت و می تواند نشانه هائی از بروز تدریجی علائمی از یک اتحاد استراتژیک علیه هدایتخواه و زارع باشد.
در حوزه کهگیلویه اما اوضاع خیلی پیچیده است و اصلاح طلبان در آنجا علاوه بر اینکه یک مانع به نام بزرگواری دارند ولی یک امکان نیز برای شان فراهم است که اگر بتوانند از آن استفاده نمایند می توان آینده خوبی را برای آنها متصور بود.
آنها خادمی را به عنوان عمق استراتژیک خود در حوزه بویراحمد می شناسند و رفاقت خادمی با منطقیان، از وی یک مدافع حقوق اصلاح طلبان کهگیلویه ای ساخته است.
اما انتقادات بزرگواری از اصلاح طلبان از یک سو و عدم استفاده از آنها در مدیریت استان از سوی دیگر، اصلاح طلبان را به گرفتن انتقامی سخت از سید صریح اللهجه تهییج کرده است.
هر گرنه حمایت این دسته از بزرگواری در انتخابات آینده بعید به نظر می رسد و با توجه به میزان محبوبیت لاهوتی و منطقیان، توافق این دو بر سر هر گزینه ای و احتمال حمایت موحد از آن، ممکن است به شکستی برای بزرگواری بینجامد که تبعاتش بیش از حد تصور باشد.
البته این در حالتی است که اجماع بوجود آید وگرنه بزرگواری ثابت کرده در مواقع خطر، به انواع سیاست ها دست می زند و معلوم نیست این بار نیز این گونه نشود.
به هر حال پیگیری مطالبات و خواسته های جریان اصلاح طلب، آن گونه که این جریان متوقع بود چندان از سوی نمایندگان جدی گرفته نشده است و باید منتظر بود و دید این جریان چه واکنشی به نمایندگان خواهد داشت و آیا عکس العمل آنها انتخاباتی خواهد بود یا پیش از آن و در طول این دو سال نیز شاهد واکنش های آنها خواهیم بود.
هر چه باشد صحنه بسیار نوستالژیکی خواهد بود وقتی حاج بهرام مانند بهمن ۷۸ تریبون را به دست می گیرد و لحظه ای که منطقیان و لاهوتی و موحد روی تریلی سخنرانی پشت یک نفر می ایستند یا سیدباقر و مندنی پور به همراه هدایتخواه بر علیه رقیب مشترکی به نام حاج زارع می جنگند و جوانان و میانسالان دهه هفتاد دوباره به دیدن آن صحنه ها امیدوارند.
هیچ کس حق ندارد ما را از دیدن صحنه های زشت و زیبای زمستان ۹۴ محرم نماید.
منبع : کبنانیوز

