- اخبار ، اخبار سایت ، سایت های خبری ، یادداشت ، یادداشت سیاسی ، یادداشت فرهنگی اجتماعی
- یکشنبه 5 ژانویه 2014 - 10:01
فتنه یا بزرگترین عنایت الهی؟
وجود برخی کارکنان و مدیران ترسو، کم توان و حتی منافق و خود فروخته در سازمان اطلاعات ایران که در سطح بالای وزارتخانه حضور دارند اما در واقع مأمور نفوذی سفارتخانهها و سازمانهای جاسوسی خارجی هستند را باید یکی از مهمترین پیامها و نکات فیلم مذکور دانست.
سایت مردم استان (ک و ب)- اسلام ذوالقدرپور : سرانجام بعد از دو سال از ساخت و نمایش فیلم سینمایی “قلاده های طلا” که عنوان سیاسیترین فیلم ایران را نیز دارد، این فیلم توسط صدا و سیمای ایران طی دو شب از شبکههای داخلی ،پخش گردید. برای اینجانب که فیلمهایی خاص مانند مارمولک از کمال تبریزی را بالغ بر ده بار دیدهام، دو بار دیدن فیلم قلادههای طلا، فارغ از مسایل هنری آن، دارای پیامها و رویکرد خاصی است.
آیا فساد و نابسامانی در سیستم اداری و حکومتی ایران، نفوذ و رخنه نموده است؟
آیا دستگاهها و نهادهای امنیتی و انتظامی ایران گرفتار خیانت هستند؟
مسئولین دولتی و حکومتی ایران، چه نقشی در مسایل و اغتشاشات سال ۱۳۸۸ دارند؟
آیا این فیلم را باید انتقادی بر تابوی معصوم بودن نیروی انتظامی و امنیتی ایران دانست؟
و…
حوادث و رویدادهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال ۱۳۸۸ در ایران که از آن با نام فتنه ۸۸ نیز نام برده میشود را میتوان یکی از مهمترین رویدادهای دوران ۳۰ ساله انقلاب(تا سال ۱۳۸۸) و بلکه تا کنون قلمداد نمود. این اغتشاشات و آشوبهای خسارتبار که ماهها گریبانگیر ایران شده بود را باید یکی از سختترین مراحل تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران دانست.
اما نگاه فیلم قلادههای طلا و به خصوص کارگردان آن جناب آقای ابوالقاسم طالبی را میتوان از یک نگاه و یا فضای متفاوت نیز مورد بررسی قرار داد. نگاه و فضای ذهنی متفاوت که مورد نظر میباشد را باید در انتقاد شدید و بیسابقه از دستگاههای امنیتی و انتظامی کشور، آنهم در سطح مسئولان رده بالای این نهادها، دید. در زیر به بررسی برخی نکات مهم فیلم در فضای انتقاد بیسابقهاش به برخی مسایل، پرداخته میشود.
الف- وزارت اطلاعات:
در این فیلم، یکی از بارزترین عوامل ایجاد و گسترش حوادث سال ۸۸ را میتوان در ناکارآمدی، نابسامانی و ضعف برخی از نیروها و حتی مدیران ارشد وزارت اطلاعات و سیاستزدگی و دخالت گرایشات سیاسی آن در وظایف خود، مشاهده نمود!
وجود برخی کارکنان و مدیران ترسو، کم توان و حتی منافق و خود فروخته در سازمان اطلاعات ایران که در سطح بالای وزارتخانه حضور دارند اما در واقع مأمور نفوذی سفارتخانهها و سازمانهای جاسوسی خارجی هستند را باید یکی از مهمترین پیامها و نکات فیلم مذکور دانست.
هر چند کارگردان در فکر القای این است که در پس برخی کمکاریها و سهلانگاریهای نیروهای امنیتی، یک برنامه و طرح مهم برای شناسایی و شکار جاسوس و عامل نفوذی در وزارت اطلاعات نهفته است، صراحت فیلم در ارایه ذهنیت وجود نفوذی و جاسوس در بدنه وزارت اطلاعات ایران را نمیتوان مسئلهای کوچک دانست.
ب- نیروی انتظامی:
انگارههای مورد اشاره فیلم و کارگردان محترم آن در این فیلم در مورد نیروی انتظامی نیز دارای برخی نکات مشرک با وزارت اطلاعات میباشد.
انگارههایی که از وجود نفوذی، جاسوس، سهلانگاری و نابسامانی در بدنه نیروی انتظامی ایران حکایت دارد. افسری که مانع از انجام وظیفه یگان ویژه شده و آنان را برای انجام وظیفه خود مردد میسازد و به راحتی باعث آزادی جاسوس و مهره سازمانهای اطلاعاتی بیگانه از دست مأموران ایرانی میشود!
عدم هماهنگی، همکاری و اعتماد میان مسئولین نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات نیز در فیلم قلادههای طلا به نمایش درآمده است.
این فیلم به خوبی از آسیبپذیری برخی مدیران و مسئولین حکومتی کشور پرده برداشته است. آسیبپذیری در مقابل بیگانگان و جاسوسی برای آنان در قبال ویزای تحصیلی، ویزای اقامت برای دیدار خانواده، پول و حتی اقداماتی برای بچهدار شدن همسر معاون نفوذی وزارت اطلاعات!!!
این آسیبپذیری مسئولین و مدیران ایرانی را باید مصداق همان دیالوگ معروف حاج کاظم جورابچی، نفوذی منافقین در فیلم سینمایی “نفوذی” به کارگردانی احمد کاوری،۱۳۸۷ مشاهده نمود که میگوید:((بیچاره، اینجا ایرانه، هر چقدر بیشتر زحمت بکشی بیشتر میزنن تو سرت، بیشتر دل بسوزونی بیشتر بهت انگ میزنن، آسته میام آسته میرم به هیچی و هیشکی دل نمیبندم به غیر پول، توی این مملکتِ بلبشو اینقدر راه هست که بتونی پول دربیاری و هیچ کس هم ازت نمیپرسه از کجا آوردی؟اینجا کشور خرید و فروشه، وزیرو میخرن، وکیلو میخرن، نمایندهی مجلسو میخرن، فکر روشنفکرو میخرن، منم خریدارم))!!!
به نظر میآید قلادههای طلا را باید اولین و تنها فیلمی دانست که به صراحت از وضعیت نابسامان و سهلانگاریهای نهادهای امنیتی و اطلاعاتی کشور انتقاد نموده و حتی بسیاری از مشکلات رخ داده در آشوبهای سال ۸۸ را نیز به برخی مدیران و مسئولین حکومتی و اداری کشور نسبت داده و رهیافتی نوین در بررسی مسایل کشور ارایه میدهد. این فیلم را باید سناریویی برای محاکمه و مجازات برخی مدیران و مسئولین سهلانگار و غیر کارآمد نظام دانست و نه فیلمی در ضدیت با خواستههای سیاسی مردم.
قلادههای طلا را میتوان فیلمی دانست که بعد از سالها توانسته است تابوی خطاناپذیری و معصوم بودن نیروی انتظامی و اطلاعاتی از اشتباه و خطا را شکسته و حتی برخی از آنان را عامل فتنه نیز معرفی نماید. فیلم نشان میدهد که نظام جمهوری اسلامی سالها و بلکه سی سال با پرداخت حقوق و مزایا به کارمندان و مدیرانش، آنان را برای روزها و رویدادهایی مانند سال ۸۸ آماده میسازد تا بتوانند وظیفه و مسئولیت خود در قبال نظام را انجام دهند، اما گویا برخی از آنان قادر و یا راضی به ایفای وظایف خود نیستند و حتی تبدیل به مهرههای بیگانه برای ضربه زدن به نظام هم شدهاند!
هنوز هم برخی از حامیان و علاقمندان به آشوبهای ۸۸ و کاندیداهای مغلوب آن، علیرغم اعتراف تئوریسنهای اصلاحطلب در مورد عدم تقلب و استفاده از واژه تدلیس برای نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، حاضر به پذیرش حضور حماسی مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم نبوده و تنها از انتخاباتهای دوم خرداد ۱۳۷۶ و ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ که ظاهراً جریان فکری آنان پیروز انتخابات بوده است با عنوان حماسه حضور مردم نام می برند!
هنوز هم برخی از حامیان و علاقمندان به آشوبهای ۸۸ و کاندیداهای مغلوب آن، علیرغم اعتراف تئوریسنهای اصلاحطلب در مورد عدم تقلب و استفاده از واژه تدلیس برای نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، حاضر به پذیرش حضور حماسی مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم نبوده و تنها از انتخاباتهای دوم خرداد ۱۳۷۶ و ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ که ظاهراً جریان فکری آنان پیروز انتخابات بوده است با عنوان حماسه حضور مردم نام می برند!
آشوبها و اغتشاشات ۱۳۸۸ را باید یکی از بزرگترین عنایات الهی در حق نظام جمهوری اسلامی دانست تا ضمن بازسازی و بازآفرینی حوادثی چنین تلخ، خسارتبار و سنگین برای ایران، صحنهای شفاف و روشن برای تمرین واقعی سیستم جکومتی و اداری کشور در پیش چشم مسئولین و سران نظام ایجاد نماید تا ضمن بازبینی، بازخوانی و تفکر در این رویدادها، به واکاوی و کشف علل بروز اینگونه مسایل پرداخته و راه را بر بروز فتنههای بیگانگان در کشور ببندند
