مردم استان:

من حسینم، پناهی ام ؛ حسین پناهی دژکوه، خودمو می بینم، خودمو می شنفم …
۱۱ سال از در گذشت مردی می گذرد که در سن ۱۱ سالگی با سری تراشیده و کتِ بلندی که از زانوانش می‌گذشت به دنیای کفش پا نهاده بود.کودکی روستایی که “در حسرتی مجهول، سهم گندم خود را به بلدرچین‌های گرسنه می‌بخشید” مردی که خود را روستازاده‌ای می داند که “کفایت می‌کرد او را حرمت آویشن و از دیوار راست بالا می رفت به معجزه کودکی با قورباغه‌ای در جیبش” و شاید رازی که می گفت در همین اشعار او پنهان باشد. مردی که پا به عرصه ی طلبگی  و دروس حوزوی نهاد و  این چنین استنباط می کرد که ” خدا، تو جوانه انجیره، خدا، تو چشم پروانه است وقتی از روزنه ی پیله اولین نگاهش به جهان می‌افته. بام ذهن آدمی، حیات خانه خداست”.
شیخ علی حسین انسانی بود که پس از دوران طلبگی خود، دوباره ترک دیار نمود و زندگی توام با تنهایی را برگزید. تصور و نگاه ما به بازی او را خود چنین تفسیر می کرد: “حراج می‌کرد همه رازهایش را یک جا، دلقک می‌شد با دماغ پینوکیو”. بلکه ما دریابیم همه رازهایش را افسوس که … . آری او فراتر از کالبد وجودی خود بود. مردی که هم کشاورز بود و هم دامدار، هم روحانی بود و هم معلم، هم پاسدار بود و هم رزمنده، هم بازیگر بود و هم کارگردان، هم شاعر بود و هم نویسنده، هم فلسفه می خواند و هم خرد می ورزید و همینکه به واقع او یک انسان واقعی بود. اما به راستی نمی دانم های او چه بود و چرا به نمی دانم های خود ایمان داشت  و اشک می ریخت و همواره می گفت اشکهایم خون بهای عمر رفته ی من است؟؟ و چرا پشت پنجره ها را نقطه ی عطف زندگی می دانست ؟ چرا ؟ غروبِ غریب رفتنش مصداق “میهمان بی‌دردسری” او را به تصویر می کشاند. حسین کتیبه خوان قبایل دور بود . پناهی “سرگذشت کودکی بود که به سرانگشت پا هرگز دستش به شاخه ی هیچ آرزوئی نرسیده است، و هرشب گرسنه می‌خوابید و چند و چرا نمی‌شناخت دلش”.
استاد مرحوم حسین پناهی دژکوه، هنرمندی خلاق، پرکار، متفکر و توانمندی بودند که امروزه به عنوان افتخار هنری استان کهگیلویه و بویراحمد به حساب می آیند. استاد پناهی همواره منشا جغرافیایی و فرهنگی خود را رها نکرده و روستایی بودنش و البته لر بودنش را در بازیهای خود نمایان می کرد و این راز دوست داشتن پناهی بین مردم زاگرس نشین هست. شاید بتوان گفت رفتار و منش هنری مرحوم حسین پناهی دژکوه، یکی از عناصر تقویت حس همنوع دوستی و وحدت مردم این استان بوده و هست. بی شک سادگی و بی آلایشی، صداقت و صمیمیت و صفای دل و انسانیت و اخلاق مداری از مهمترین ویژگیهای حسین پناهی دژکوه بوده است.
از وصف شرح حال استاد پناهی که بگذریم به شکایتی می رسیم . و آن، این که اگر آن زمان از ظرفیت های هنری – فرهنگی پناهی استفاده نکردیم چرا امروزه  از نام و آثار او بهره ای برای دیار فرهنگی و هنری مان نگیریم؟ چرا از شخصیت های ملی و البته هنری دیارمان آن گونه که شایسته است تجلیل نمی کنیم؟ چرا حتی از فرصت های پس از مرگ ایشان هم استفاده نمی کنیم ؟ چرا دارایی هایمان را زود فراموش می کنیم و به همایش ها و سالگردهای زودگذر و بعضا بی تاثیر اکتفا می کنیم ؟ چرا قبل از اینکه کسانی دیگر برای یادبود حسین پناهی به ما پیشنهاد بدهند خود خلاقانه از ظرفیت های فرهنگی هنری مان استفاده نمی کنیم؟ و اینکه چرا به این همه توجه متفکران، هنرمندان، بازیگران، کارگردانان، دانشجویان، هنردوستان و حتی همنوعان مان در کشورهای خارجی توجه نمی کنیم؟ آیا ترجمه ی کتابهای حسین پناهی به بیش از چندین زبان خارجی و تفسیرهای متعدد کتب ایشان مایه افتخار این استان نیست؟ و چرا های دیگر …
از این رو جریان این نوشتار را بدین هدف سمت و سو می دهم که :
اساسا ترویج هنر و فرهنگ در منطقه ای که شهروندانی هنرمند را می پروراند ضروری بوده و اقدام در این راه از این طریق لازم است . پرداختن و توجه داشتن به آثار و مسایل انسانی و اخلاقی یک هنرمند چه در زمان حیات و  چه در زمان وفات، الگو و ابزار مناسبی برای تقویت روحیه هنری فرهنگ دوستان و علاقه مندان به هنر شعر ، بازیگری، کارگردانی و … می باشد . از طرفی ، داشتن هنرمند ، شاعر ، بازیگر ، کارگردان و انسان به معنای واقعی برای منطقه ای که شناخته شده نیست مایه ی افتخار بومیان آن منطقه است . شناخت شخصیت ، آثار ، روحیات و توانمندیهای استاد مرحوم حسین پناهی دژکوه به عنوان یک هنرمند ، شاعر ، بازیگر و کارگردان، مطالبه ی خیلی از هنرمندان و شهروندان منطقه است . لذا ساخت و ایجاد مجموعه فرهنگی – هنری ( موزه ی آثار ، فرهنگسرا و …) برای آن مرحوم در زادگاهش فرصتی مناسب هم برای ارج نهادن به ارزشهای آن مرحوم و هم به ارزشهای فرهنگی و هنری منطقه و هم اینکه موجب جذب هنردوستان دیگر مناطق به عنوان بازدید کننده می باشد . از این رو با هدف ترویج هنر و فرهنگ ، شناخت و معرفی آثار آن مرحوم و جذب گردشگران داخلی توجه به ساخت فرهنگسرا و یا موزه هنری استاد حسین پناهی ضروری به نظر می رسد. در حقیقت باید کوشید تا همان ارتباط و حسی را که بین خالق یک اثر و خود وجود داشته در قالب موزه ی آثار به نوعی دیگر به بازدیدکنندگان منتقل نمود که این امری دور از دسترس نیست. برای ارج نهادن به هنرمندان، نویسندگان، مخترعان و مفاخر جامعه، معمولا” پس از در گذشتشان در خانه شخصیشان و یا در یک فضای ایده آل مجموعه های فرهنگی اعم از موزه و فرهنگسرا پدید می‌آید که دربرگیرنده ی وسایل شخصی، وسایل کار و آثار ایشان است. بدین سبب شایسته است چنین امکانی فراهم گردد تا برای استاد مرحوم حسین پناهی دژکوه این چنین مجموعه ی فرهنگی هنری مهیا شده و شهروندان از مفاد این مجموعه که شامل ترویج و تبلیغ فرهنگ بومی  ،درآمدزایی و توسعه ی گردشگری منطقه بهرمند گردند .
از مهمترین اهداف این ایده مطرح شده می توان به موارد زیر اشاره نمود: جذب گردشگران داخلی و خارجی ؛ اشتغالزایی و درآمدزایی از طریق جذب گردشگران هنری – ادبی ؛ فراهم شدن بستری مناسب جهت برگزاری دوره های آموزشی مربوط به فعالیت های هنری و فرهنگی در سطوح ملی و منطقه ای ؛ فراهم شدن بستری مناسب جهت برگزاری مسابقات ملی و استانی شعر،تئاتر ، فیلم، سرود و … ؛ شناسایی، جذب و کشف استعدادهای علمی، فرهنگی، هنری، اجتماعی و… ؛ طرح مسائل و مشکلات و معضلات فرهنگی و هنری با حضور اساتید و کارشناسان و ارائه راه حل در قالب سمینارهای هنری؛ تقویت روحیه ی فرهنگ محلی و فرهنگ سازی برای مشارکت‌های اجتماعی در برنامه های هنری و فرهنگی ؛  برگزاری برنامه های مختلف  شامل مناسبت های خیریه، جشن‌ها و سوگواریها، جشنواره‌ها و نمایشگاه ها ، و … .
استفاده از ظرفیت های مردمی در راستای خدمت رسانی مطلوب تر به شهروندان، ویژگی و هنر اصلی فرهنگسراها و موزه ها است. انجام فعالیت های فرهنگی مرهون استفاده ازپتانسیل های مردمی است، چراکه اگر این ظرفیت نبود حتی درصدی از فعالیت های فرهنگی هم به ثمر نمی رسید. باید به منظور تنوع و جذابیت در فعالیت ها از ظرفیت های مردمی در جهت بهره مندی از ایده ها حداکثر استفاده را ببریم. ترویج فعالیت های فرهنگی باید در دستور کار فعالیت عرصه های مختلف قرار گیرد.پرداختن به هنر و فرهنگ از لوازم توسعه ی اجتماعی و فرهنگی شهروندان محلی می باشد به خصوص که با وجود آثار هنرمندی چون استاد مرحوم حسین پناهی دژکوه بسیاری از شهروندان و هنرمندان منطقه مشتاق به شناخت بیشتر و دسترسی بهتر و آسان تر به آثار ایشان بوده و خواستار بهره گیری و الگو برداری از فرصت های ترقی ایشان را دارند . لذا در تبیین اهمیت این موضوع باید گفت که بستری را برای توسعه ی فعالیت های فرهنگی و هنری فراهم نموده و از طریق برگزاری جشنواره ها ، نمایشگاه ها و همایش های سالانه در سطح ملی و منطقه ای می توان از این فرصت ها بهره گرفته و علی رغم جذب گردشگر و توسعه ی اقتصاد استان و غنی تر شدن فرهنگ و ارتقای بعد اجتماعی استان و البته زادگاه آن مرحوم – شهر سوق – می توان فرصت های دیگری در این زمینه بوجود آورد .
نکته دیگر که شایسته است در این مقال بدان پرداخته شود فراگیر شدن ارسال اشعار و نوشته هایی به نام استاد حسین پناهی دژکوه هست که در هیچ یک از آثار شفاهی و کتبی ایشان مشاهده نشده و متاسفانه این اطلاعات غلط هنری همواره در بسیاری از فضاهای مجازی دست به دست می چرخد و اندیشه فکری آن مرحوم را خدشه دار می کند. امید است این مهم از سوی هنردوستان و علاقه مندان به استاد پناهی جدی گرفته شود و با تلاش بیشتر جلوی تبادل این پیام ها گرفته شود.

با آرزوی توفیق برای همه ی فرهنگ دوستان و هنرمندان هم استانی مان.

صدراله طیبی