رنگ و بوی سیاسی این روز گاهی اوقات باعث درگیری های لفظی و در برخی مواقع فیزیکی بین دانشجویان با گرایشهای سیاسی مختلف می گردد. اما باید توجه داشت که این مطالبات سیاسی لزوما برخواسته از داخل خود دانشگاهها نیست و در بسیاری موارد سخن احزاب سیاسی است که از دهان دانشجویان زده می شود.

سایت مردم استان «»؛ ۱۶ آذر هر سال یاد آور به خاک و خون کشیده شدن عده ای از دانشجویان دانشکده فنی تهران توسط رژیم شاه در اعتراض به سفر معاون رئیس جمهور وقت آمریکا می باشد. این روز معمولا توسط دانشجویان گرامی داشته می شود و در دانشگاههای مختلف مراسم هایی برای آن برگزار می گردد که البته مدعوین این مراسم ها معمولا فعالین سیاسی می باشند.

رنگ و بوی سیاسی این روز گاهی اوقات باعث درگیری های لفظی و در برخی مواقع فیزیکی بین دانشجویان با گرایشهای سیاسی مختلف می گردد. اما باید توجه داشت که این مطالبات سیاسی لزوما برخاسته از داخل خود دانشگاهها نیست و در بسیاری موارد سخن احزاب سیاسی است که از دهان دانشجویان زده می شود. در حقیقت این روز به جای آنکه فرصتی برای مطرح شدن مشکلات و چالش های پیشروی جامعه دانشگاهی کشور باشد به محملی برای بیان دیدگاه های سیاسی احزاب مختلف تبدیل گشته است. اما نکته تلخی که در این میان وجود دارد این است که برعکس هزینه بالایی که دانشجویان بابت مسائل سیاسی پرداخت می کنند اصولا مسائل سیاسی نقش چندانی در زندگی دانشجویی ندارد.

شاید بتوان بزرگترین مشکل حال حاضر جامعه دانشگاهی کشور را بی برنامگی علمی کشور دانست. یک دانشجو در طول تحصیل همواره با این سئوال در ذهن خود مطرح است که واحدهای درسی که می گذراند آیا واقعا به درد او می خورند و مهارتهای علمی و عملی او را افزایش می دهد یا اینکه واحدهای درسی بهتری هم می توانسته اند ارائه شوند. همین نکته در مورد تحقیقات علمی اعم از مقالات یا پایان نامه ها هم وجود دارد و سئوال اساسی این است که این پژوهش ها بر مبنای نیاز کشور تعریف می شوند و یا صرفا برای بالا بردن آمار تعدادمقالات بدرد می خورند. و آیا با گذراندن این واحدها و انجام پژوهش ها موقعیت شغلی خوبی نصیب دانشجو می گردد؟ این بی برنامگی در سطوح اساتید نیز وجود دارد و ضعف علمی شدید برخی اساتید این سئوال را ایجاد می کند که چه معیار علمی برای جذب آنها وجود داشته است و چگونه می توان آنها را از سیستم دانشگاهی خارج کرد.

مشکل بعدی بسته بودن فضای علمی کشور است. این معضل هم در داخل و هم در ارتباط با خارج از کشور وجود دارد. بسیاری از تحقیقات انجام شده توسط دانشجویان در همان دانشگاهها نگه داری می شوند و امکان استفاده دانشجویان دانشگاههای دیگر به سختی فراهم می شود. به دیگر سخن دانشگاههای ما بصورت جزیره های پراکنده ای هستند که هر کدام کار خود را می کنند و ارتباط علمی خاصی با یکدیگر ندارند.

این معضل در ارتباط با مراکز علمی دنیا بسیار پر رنگ تر است. با وجودیکه کشور ما بیش از ۱۰ برابر متوسط جهانی سرعت پیشرفت علمی دارد و دانشجویان و اساتید حجم بالایی مقاله تولید می کنند ولی به جرات می توان گفت که رویدادهای علمی بزرگ دنیا در کشور ما اتفاق نمی افتند. بسیاری از کنفرانس ها و همایش های طراز اول دنیا در خارج از مرزهای ایران برگزار می شوند و دانشجویان ایرانی برای بهرمندی از آنها ناگزیر به پرداخت هزینه و مسافرت به یک کشور خارجی هستند و البته در بسیاری مواقع عطای شرکت در کنفرانس های خارجی را به لقایش می بخشند.

مشکل دیگر نوع حمایت دولتمردان از جامعه دانشگاهی کشور است. با وجودیکه مسئولین کشور در آمارهایشان به رشد علمی کشور به عنوان یک دستاورد بزرگ اشاره می کنند اما در مقام عمل ترجیح می دهند تا برای گروه های پر سر و صدا تر نظیر فوتبالیست ها هزینه کنند و با آنها عکس یادگاری بیندازند و در نتیجه دانشجو معمولا بهره خاصی از حمایتهای دولت ندارد. آنجا هم که دولت حمایت می کند شاهد یک بی برنامگی شدید هستیم بطوریکه این گونه حمایت ها معمولا بدون لحاظ کردن استانداردهای مشخص صورت می پذیرند. همچنین با توجه به عدم رتبه بندی کنفرانس های علمی، بعضی اساتید با تولید مقاله های کم ارزش و ارائه آن در کنفرانسهای سطح پایین بودجه های پژوهشی را صرف سفرهای دور دنیای خود می کنند.

مجموع این مشکلات بسیاری از دانشجویان دانشگاه های طراز اول کشور را به این نتیجه می رساند که برای کسب مدارج بالای تحصیلی راهی خارج از کشور شوند تا ضمن برخورداری از حمایت مالی امکان ارائه کارهای برجسته علمی را نیز داشته باشند. کشورهای اروپایی، کانادا و آمریکا نیز با آغوش باز این نخبگان را جذب می کنند و حمایت از فوتبالیستها، هنرپیشگان و خوانندگان را به مسئولین کشورمان واگذار می کنند!!

با این وجود می توان وضعیت موجود را تغییر داد. قدم اول در رها شدن از این وضعیت می تواند رتبه بندی دانشگاه ها باشد . این رتبه بندی البته نه بصورت کلی شامل جدولی از اعداد بدون مفهوم بلکه می تواند با ارائه جزئیات نظیر آنچه در سایتهایی نظیر U.S.News برای دانشگاهای آمریکایی انجام شده است باشد. ارائه جزئیات آموزشی مربوط به هر دانشگاه این امکان را به مسئولین هر دانشگاه می دهد تا نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند و دانشجویان نیز در انتخاب دانشگاه سردرگم نمی شوند. کنفرانسها و مجلات علمی نیز به تبع آن می توانند دسته بندی گردند و حمایتها می تواند صرفا به آن کنفرانسهایی شامل شود که ارزش علمی شناخته شده ای در دنیا دارند. استفاده از متخصصین صنعت و بازار کار و اعمال نظر آن­ها در تدوین برنامه درسی دانشگاهها و نیاز سنجی از بازارکار برای جهت دهی به پژوهش ها هم می تواند تا حد زیادی دانشگاه را به بازار کار نزدیک کند. در واقع وقت آن رسیده که در کنار عبارت هایی نظیر وحدت حوزه و دانشگاه، عبارتهایی نظیر وحدت صنعت و دانشگاه یا وحدت بازار کار و دانشگاه نیز وارد ادبیات مسئولین کشورمان بشود. همچنین تغییر هدف از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی به صعود دانشگاهای کشور به رتبه های بالاتر جهانی می تواند علاوه بر درخشان شدن کارنامه مسئولین باعث ارتقا موقعیت ایران در جهان نیز بشود.

آنچه که تا کنون در مراسم های مربوط به شاهد بوده ایم عمدتا میتینگ های سیاسی ، تظاهرات گروههای مختلف و بحث های انتخاباتی بوده است. اما چه خوب می شد تا مشکلات اساسی دانشجویان و راه حل های پیشرو نیز در این روز به بحث گذاشته می شد تا دانشجویان هم از این روز که به نامشان نامگذاری شده است نفعی داشته باشند.