یاسوج ۲۴: یادداشت///

 

حجت الإسلام و المسلمین اندرزیان/فعال سیاسی و فرهنگی و عضو هیأت علمی الهیات دانشگاه دولتی یاسوج

روایت هفتاد و سه فرقه شدن امت (ص) و نجات یک فرقه ی آن، شاهد خوبی است بر عدم همراهی هفتادو دو فرقه با و مولای خویش و تأسیس نحله ها و گروه های مختلف، تشدید اختلافات، تبعیض و بی عدالتی، ظلم و ستم، راه اندازی جنگ و خونریزی، مقابله با دین خدا، گرایش به خرافات و سرانجامی شوم و نامیمون. به همین جهت نکاتی را به عرض می رسانیم:                                                                                                              

۱- در گذر زمان حوادثی که پدید می آید اگر میزان معرفت و شناخت به مبانی دینی و اعتقادی افزون نشود، پیاده شدن و از خط مستقیم خارج شدن امری اجتناب ناپذیر است. خواص جامعه به هوش باشند (آنگونه که علیه السلام فرمود: فی تقلّب الاحوال علم جواهر الرّجال، در دگرگونی و حوادث باطن افراد ظاهر می شود) بدون علم قضاوت نکنند، از حدود و قانون الهی خارج نشوند، در مقابل اصول و ارزشهای اسلام و نظام نایستند، برای خوشایند فلان گروه و یا جناح اوامر و منویات رهبری معظم را نادیده نگیرند، ملت ایران را دشمن

 ۲- بعد از معرفت و شناخت صائب بدون تقویت و تقوی حرکت در مسیر ولایت امکان پذیر نیست و حضور در فرقه های ضالّ و مضلّ حتمی است. افرادی که سکّان مسئولیت و مدیریت کلان و خرد را در نظام اسلامی به عهده گرفته اند باید مستحضر باشند که اگر به زیور و تقوای توحیدی آراسته نباشند، نمی توانند بار مسئولیت را به مقصد برسانند.                                                                                                           

 ۳- آنهایی که از مردم سالاری و رأی مردم بهره می برند مراقب باشند که اگر بهتر و شایسته تر از آنها باشد و یا افرادی را به کار بگیرند که از حیث توانمندی و شایستگی های معنوی بهتر از آنها باشد به خدا و پیامبر و مؤمنین خیانت نموده و کسی که خیانت کند نمی تواند دولت، جامعه و تمدّن اسلامی را به ارمغان بیاورد. از همین جاست که سخن رهبری را زمین گذاشته و به دنبال اهواء و امیال خویش رفته و کشور و ملت را از دست یابی به اهداف بلندش ناکام می کند.     

 ۴- چرا عده ای وحی منزل و معجزه ی جاوید خدا را کهنه و پیروانش را متّهم به کهنه پرستی می نمایند اما آنچه بی رگ و ریشه، خرافاتی و مورد تأیید عقل و شرع نیستند تأیید و تبلیغ می کنند، به چه دلیل بعضی به امامان معصوم (ع)، امامزادگان و بزرگان دین بی اعتنا و بعضاً بی حرمتی اما فضای مجازی و حقیقی را نسبت به شاهانی که بیشترین ظلم و ستم را به ملت روا داشته، بخشی از ایران را تقدیم دیگران نموده، طبقه ی ضعیف را به عنوان نوکر و رعیت انتخاب و به عنوان برده بیشترین بهره کشی را از آنها برده و عزت و شرف را به ذلّت وابستگی به شیطانی همانند انگلیس و آمریکا فروخته پر می کنند آیا اگر اینها در روز عاشورا بودند در سپاه عمرسعد تحت فرمان او با امام به حق نمی جنگیدند

۵- چه شده است که عده ای تعرب بعدالهجره را انتخاب و خوراک آنها ایران باستان و مکتب ایرانی و ایران زرتشتی شده و نسبت به دین اسلام که متعلق به همه ی انبیاء بوده، نسبت به قرآنی که معجزه جاوید الهی است، نسبت به پبامبر اسلام که خاتم و افضل انبیاء می باشد بی حرمتی و یا بی توجهی می کنند. در مورد کوروش چه آیه و روایتی چه فتوا و اظهار نظری از بزرگان دین داریم (جز احتمالی که علّامه طباطبایی از اظهار نظر ابوالکلام آزاد هندی داده) که اینقدر تبلیغ و حرص و ولع چرا دشمنان انقلاب بویژه صهیونیستها اینقدر به این مسئله دامن می زنند این افرادی که بر مقبره ی کوروش سجده می کنند اگر اهل سجده هستند باید بدانند جز بر خدا بر دیگری نشاید. اینها اگر اعتقادی به جایگاه کوروش دارند چرا از بزرگان دین و امام و رهبر معظم انقلاب نمی پرسند و پیروی نمی کنند؟                                                                                                                        

 ۶- اخیراً یکی از مسئولین مطالبی را در خصوص کم کاری و سوء مدیریت و توجه به قوم و قبیله به جای توجه به خدمت به مردم داشته اند که قابل تقدیر است. از نگاه دینی و انقلابی سئوال می کنیم آیا سخن حضرت امام که فرمودند در تقدم ملاکها جهاد و مورد نظر باشد رعایت می شود؟ چگونه است که کمترین دغدغه نسبت به دین و ایمان مردم مشاهده، کمترین توجه به فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر دیده می شود و کمترین عنایت نسبت به نیازهای معنوی در کنار مسائل مادی وجود دارد. چرا نسبت به مطالبات رهبر معظم انقلاب در خصوص غارتگری فرهنگی و جنگ نرم، در خصوص سبک زندگی اسلامی، در مورد خانواده و مسئولیت خطیر او، در مورد استفاده از نیروهای انقلابی، در خصوص بصیرت و روشن بینی و عدم خواب آلودگی، در مورد حفظ ارزشهای اسلامی و انقلابی، در خصوص خطر نفوذ دشمن و تغییر در محاسبات مسئولین، در مورد کرسی های نظریه پردازی، درباره ی تقویت و کمک به کارهای مذهبی و فرهنگی خودجوش، در مورد مقابله با شیطان اکبر و اذنابش، درباره ی فتنه ی هشتادوهشت و فتنه گران و … کم توجهی می شود؟

آیا می توان ادعا نمود که ما با رهبری همراه و پشتیبان او هستیم؟ از مسئولین محترم در سطح ملّی و محلی این توقع می رود که برای ادای دین به امام و شهیدان و رهبر عزیز و مردم مؤمن در تغییر و تحولات آینده از افرادی با اندیشه ی انقلابی و جهادی و طرفدار خدمت بی منّت به مردم استفاده نمایند و رضایت خدا را بر رضایت فلان گروه یا حزب و جناح مقدم بدارند وگرنه شعار تبعیت و همراهی با ولایت شعاری بدون عمل خواهد بود.                                                                                                                                  

۷- اقتصاد مقاومتی و توجه جدّی به معیشت مردم و برطرف نمودن موانع سر راه از مطالبات رهبری معظم است و بارها اظهار نگرانی نموده آیا بعضی از مدیران آنگونه که برای تثبیت جایگاه و میز و صندلی خود سعی و تلاش می نمایند، گرفتار شرک اصغر می شوند، از تملّق و چاپلوسی بی بهره نیستند، رضایت جناح و قوم را با استفاده از جایگاه و مسئولیت بر رضایت خدا مقدم می دارند، نگاه بخشی و منطقه ای دارند با اینکه مسئولیت ملّی پذیرفته اند و … چگونه می توانند همراهی با و رهبری معظم را مدعی شوند؟ آیا با همان سعی و تلاش نمی شود در صدد رفع محرومیت و حل معیشت مردم و شکوفایی اقتصاد برآمد؟ نمی شود در محیط کار و خدمت فضای معنوی و اخلاقی ایجاد کرد؟ نمی توان آرمان ها و ارزشهای انقلابی را مورد تأکید قرار داد؟     

۸- همراهی با امام و رهبری یعنی داشتن اندیشه ی انقلابی و جهادی در اندیشه و صفات و رفتار، دارا بودن روحیه ی ستیز با دشمنان اسلام و انقلاب، حمایت از مدافعان حرم و نیروهای حزب الّلهی، پس چرا عده ای سر سفره ای که محصول همین اندیشه ی انقلابی است نشسته و بهره می برند اما مقتدای آنها غرب و فرهنگ منحط اوست، با اندیشه ی سکولارش ابلاغ گرفته و نظام ولایی را قبول ندارد، ساکت و ساکن و بی تفاوت نسبت به اسلام و انقلاب اما پرگو و پرحرف و مدافع نسبت به دشمنان ملّت، حضور پر رنگ، آنجا که منفعتی باشد و نان به نرخ روز خوردن در جایی که خطری نباشد. پس مراقب باشیم که در محضر خدا و شهیدان نیاز به حجّت شرعی داریم و آن همراهی با امام و ولی است نه با حزب و جناح و قوم و قبیله!