یاسوج ۲۴: یادداشت///

 

حجت الإسلام و المسلمین اندرزیان/عضو هیأت علمی گروه الهیات دانشگاه یاسوج

در گذشته ی دور و نزدیک و در زمان کنونی بعضی از مدّعیان روشنفکری یا همان منوّرالفکرها، قلم و قدم و بیان و بنان خود را مصروف پیشرفت های اعجاب برانگیز دنیای مادی نموده و در کوی و برزن صلا می دهند که احکام اسلامی کهنه و توان پاسخگویی به نیازهای بشر را ندارد و باید برگردیم به دنیای شاهان ستمگر و خائن و یا با اروپا و آمریکا پیوند خویشاوندی برقرار کنیم تا ما هم پیشرفته و متمدّن باشیم بنابراین نکاتی را از منظر وحی الهی ذکر و از این آقایان سئوال می کنیم که آن دنیایی که شما مقهور آن شده اید کدامیک از این مؤلفه های تمدّن را دارد؟                                                               

 ۱- دنیای مادی منهای معنویت و تهی از معارف وحیانی بر خواستگاه اکثریت آنهم بنحو قراردادی و بدون از اینکه غیبت خارجی پیدا کند، سبک زندگی خویش را منظم و مقرر می دارند در حالی که خداوند اکثریت مردمی را که پیام آسمانی او را نپذیرفته اند خالی از گوهر ایمان (وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنین – شعراء ۲۶) و درون آنها را خالی (وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواء – ابراهیم ۴۳) و وجود آنها را تهی از عقل و عقلانیت بلک سفیه و بی خرد (وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّهِ إِبْراهیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَه – بقره ۱۳۰)‏ معرفی می کند.                              

۲- به پیشرفتهای مادی صرف و تنظیم قرارداد برای داشتن زندگی خوب در دنیا بدون از نیم نگاهی به جهان عقبی در حقیقت تمدّن و پیشرفت نیست چرا که برنامه ریزی و چشم انداز تا چهاردیواری دنیا و به هنگام مرگ و اعتقاد به نابودی و هلاکت، از انسان های عاقل و متمدّن بدور است آیه مبارکه (إِنْ هِیَ إِلاَّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثین – مومنون ۳۰)‏ زبان حال و قال افراد امروزی و دیروزی است که بدون اعتقاد به جهان پس از مرگ که یک روز آن معادل پنجاه هزار سال دنیاست (فی‏ یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسینَ أَلْفَ سَنَه – معارج ۴) مدّعی تمدّن و پیشرفت هستند در حالی که رسول خدا (ص) اینگونه افراد را بی عقل بلکه دیوانه معرفی نمود پس حیف از مدّعیان فهم و فکر و عقل که الگوی خود را دیوانگانی قرار داده اند که پایان کار را هلاکت می دانند.                                                     

۳– از این منوّر الفکرها می پرسیم مؤلفه های تمدّن و پیشرفت کدام است؟ آنچه از معارف قرآن و عترت بدست می آید با نگاه به دنیا و آخرت و پیوستگی آنها مؤلفه های تمدّن و پیشرفت حقیقی را بهره مندی از سرمایه های مشترک انسانی همانند فطرت الهی، عقل و عقلانیت، عدالت اخلاقی و اجتماعی، حسن خلق، معنویت، سبک زندگی الهی، فضیلت و سعادت، عشق و محبّت به خدا، احسان و خدمت به بندگان او و … پرسش این است که کدامیک از اینها را دنیای پر از ظلم و ستم که منشأ آنها از آمریکا و اروپاست دارا هستند اینها که هر کدام کشوری را مستعمره خود داشتند، در ظلم و ستم به مردم مسلمان منطقه شریک و رفیق اند، در غارت منابع و سرمایه های مسلمانان سهیم اند، در حمایت از حکومت های دیکتاتور و مستبد از هم سبقت می گیرند، در نابودی مردم مظلوم یمن، بحرین، فلسطین، عراق، سوریه، افغانستان و پاکستان همداستان و همکارند.                                                                                         

۴– اهل تمدّن و پیشرفت کسانی اند که نه تنها عاقل اند (آنگونه که از آیه ی ۱۶۴ سوره ی بقره بر می آید که خلقت آسمانها و زمین، رفت و آمد شب و روز و … را ادلّه ای بر علم و قدرت خداوند می دانند) بلکه به تعبیر استاد علّامه جوادی آملی بر اساس آیه پنج سوره جاثیه قائم به عقل اند یعنی نه تنها خود عاقل اند بلکه بستر شکوفایی عقل و عقلانیت دیگران را مهیا می کنند. متمدّن پیشرفته نه تنها بهره مند از گوهر عدل و احسان است (إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسان – نحل ۹۰)‏ بلکه شایسته ی زینت و زیور قائم به عدل و قسط است (لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط – حدید ۲۵) و بالاتر از اینها قوّام به عدل و قسط می باشد (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ بِالْقِسْط – نساء ۱۳۵) پرسش ما این است جوامعی که از مراتب عقل و عقلانیت و همینطور عدل و قسط بی بهره اند چگونه می توانند مدّعی تمدّن باشند چرا که آنجا که عقل نیست سفاهت و آنجا که عدالت نیست ظلم و فسق است مگر با سفاهت و ظلم تمدن حاصل میشود؟                                                                                                                           

۵- مطالب فوق نه پیشرفت های مادی که مقدمه و تقویت کننده ی معنویات باشد نادیده می گیرد و نه از حسن فعلی صاحبان خدمتهای بزرگ به بندگان خدا غافل است بلکه سخن ما این است که چرا عده ای از منبع لایزال الهی یعنی معارف قرآن و عترت که به دنبال تمدّن و پیشرفت و رستگاری همه انسان هاست غفلت نموده و به دنبال علم محدود و ناقص و معیوب و متغیر بشری که فقط در چهارچوب دنیای مادی تدوین و تألیف شده اند، حریصانه می روند و نسخه نجات دنیا و آخرت که (یجری مجری الشّمس والقمر) است را نادیده و یا کهنه معرفی می نمایند؟                                                                    

 ۶- تمدّن و پیشرفت وقتی ظهور و بروز دارد که دولت و ملت کشور خود را بر احیای هویّت و داشتن استقلال در همه عرصه های فکری، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و همینطور آزادی الهی و انسانی نه آزادی حیوانی، مادی و شیطانی، برپا کنند آیات و روایات ما مشحون بر عدم پذیرش سلطه ی بیگانگان (وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلا – نساء ۱۴۱) بر عدم ذلّت پذیری و حفظ عزّت و شرف و کرامت انسانی (وَ لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنین – منافقون ۸) و شعار تاریخی سالار شهیدان که هیهات منّا الذّلّه و بر توجّه به قدرت و نیروهای داخلی (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّه – انفال ۶۰) اما شاهان نگون بخت بخاطر فقدان ایمان به خدا و احساس ذلّت و دلبستگی به دنیا واگذارکردن بخشی از ایران به دیگران اقدام کوچکی از اقلام خیانتهای آنهاست و روشنفکران سکولار و تهی از ایمان با قلم ها و بیانهای سمّی و زهرآلود خود همیشه نقش پیاده نظام غارتگران بی تمدّن را بازی کرده و در صدد وابسته نمودن و از بین بردن کرامت و شرافت ملت ایران بوده اند و گرچه شعار ملّیت سر می دهند اما هیچگاه دفاع حقیقی از این ملّت را مخصوصاً به هنگام تجاوز و تعدّی دشمنان وظیفه ندانسته اند که دفاع مقدس هشت ساله یک نمونه از آن است.                                                                              

 ۷- تمدّن بدون بهره مندی از حیات حقیقی انسانی تحقق پیدا نمی کند و حیات حقیقی بدون اجابت دعوت خدا و پیامبر (ص) امکان پذیر نیست (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُم – انفال ۲۴)‏ بنابراین دنیایی که از سر حسادت (حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِم – بقره ۱۰۹) پیام خدا و رسول (ص) را نمی پذیرند چگونه به حیات حقیقی وبعد به تمدّن انسانی دست پیدا می کنند؟