نخستین بار در سال ۷۳۰ هجری ، حمد الله مستوفی صاحب تاریخ گزیده درباره زبان لُری سخن گفته و یاد آوری نموده که در گویش لری الفاظ عربی بسیار است. در فاصله قرن های (۲۰- ۱۸) میلادی، سیاحان وپ‍‍‍زوهشگران اروپائی از مناطق لر نشین دیدن کرده و درباره گویش لری نظراتی را ابراز داشته اند.

chape-ketab-www.behtanashr-

 

 

سایت مردم استان (ک و ب)؛

کتاب « کتاب » از مجموعه دانش نامه فرهنگ و تمدن استان کهگیلویه و بویراحمد

با همکاری

گردآوری و تالیف: سید فیض الله افرازی زاده

ناشر: بهتا پژوهش اصفهان

این کتاب در ۱۰۴ صفحه به بررسی و ریشه‌یابی برخی از واژگان پرکاربرد لری در زبان‌های باستانی ایران می پرازد.

بخش هایی از کتاب:
گویش‌های لُری نزدیک‌ترین گویش‌های ایرانی به زبان فارسی هستند. گویش لری همانند زبان فارسی نواده‌ای از زبان پارسی میانه است و واژه‌های آن همانندی بسیاری با فارسی دارد. ریشه زبانهای ایرانی لری- بختیار مانند زبان فارسی به پارسی میانه (پهلوی ساسانی) و از طریق پارسی میانه به پارسی باستان (زبان هخامنشیان) برمی­گردد. ویژگی‌های گویش لری نشان می‌دهد که چیرگی زبان‌های ایرانی در منطقه کنونی لرستان در تاریخ باستان از سوی ناحیه پارس صورت گرفته و نه از سوی ناحیه ماد. زبان‌شناسانی دیگر لری را یک پیوستار زبانی از گویش‌های ایرانی جنوب غربی بین گونه‌های فارسی و کردی دانسته‌اندکه میان مردم لُر در غرب و جنوب غرب ایران رایج است و خود از سه گویش جدا تشکیل می‌شود که عبارتند از گویش لرستانی، بختیاری و لری جنوبی (کهگیلویه و ممسنی و بویراحمدی) و در دو سوی پیوستار با انواعی از زبان‌های کردی و فارسی شانه به شانه‌است. به عبارت دقیق تر این خانواده یک گروه جدا اما مرتبط از چند زیر گروه پیوسته از ایلات و طوایف است، شناخته شده‌ترین این گروهها عبارتند از فیلی یا کوچک و بختیاری، بویراحمد، کهگیلویه و ممسنی (چهار گروه اخیر بزرگ را تشکیل می دهند). فیلی بیشتر به پیشکوه و پشتکوه تقسیم می شود، چند گروه کوچکتر دیگر هم هستند.

پراکندگی قوم لر:
قوم لر دارای تقسیم بندی‌های زیادی است که در مهم‌ترین و کلی‌ترین تقسیم‌بندی به دو شاخه لر بزرگ و لر کوچک تقسیم می‌شوند. لر بزرگ بیشتر در استان کهگیلویه و بویراحمد و فارس، بوشهر، چهارمحال و بختیاری،

قسمتی از اصفهان، قسمتی از خوزستان، و قسمت کوچکی از لرستان زندگی می‌کنند؛ اما لر کوچک در لرستان و پشت کوه (ایلام)، و نیز استان همدان و قسمتی از کرمانشاه و مرکزی و شهرستان اندیمشک از استان خوزستان و همینطور در استانی غربی از عراق زندگی می‌کنند. و البته طوایفی از لر در صدها سال پیش (در دوره های صفویه، افشاریه، قاجاریه و پهلوی) به طور اجباری کوچانده شدند. و اکنون در استان های قزوین و شهر ()، گیلان و خراسان مستقر شده اند و اکنون بعد از گذشت سال ها همچنان به زبان لری صحبت و آداب و رسوم خود را حفظ کرده اند. و همین طور تعداد دیگری از لرهای بختیاری هم در جنگ های گذشته و یا طی سفرهایی در مناطق مختلف شرقی مستقر شده اند. چنانچه تعدادی از آنان در افغانستان اکنون جمعیت قابل توجهی دارند و البته در چین هم قبری وجود دارد که متعلق به یک بختیاری در زمان های قدیم است و اکنون تعدادی از مسلمانان چین نسب خود را به ایشان می دانند.که البته این دو دسته در حفظ سنن و زبان خود کوشا نبوده اند.

:
گروهی از آریایی‌ها پس از حرکت از خاستگاه شمالی خود سرتاسر نوار غربی را درنوردید تا به دریای پارس رسید. در این کوچ، دسته‌هایی در سرتاسر نوار غربی از شمال تا جنوب در بخشهای گوناگون ایران پراکنده شدند، از همین روی پیوندهایی میان گویش‌های کنونی در استانهای کردستان، کرمانشاه، ایلام، لرستان، چهار محال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و بخش‌هایی از خوزستان، اصفهان و تهران دیده می‌شود. منطقه جغرافیای استفاده از این زبان جنوب غربی خاک ایران امروزی را در بر می‌گیرد. به گمان پرویز ناتل خانلری، گویش‌های لری در برگیرنده گستره وسیعی از واژگان زبان پارسی میانه و به کارگیری فراوان آنها بصورت زنده در محاورات روزمره می‌باشد. به طور دقیق­تر می توان گویش‌های لری را به مناطق جغرافیایی زیر تقسیم کرد:
۱. لرهای بختیاری: استان چهار محال و بختیاری، قسمت اعظم خوزستان، شرق لرستان (الیگودرز) و قسمتی از استان اصفهان دزفول، اندیمشک، قسمتی از استان کهکیلویه و بویراحمد، قسمتهایی از استان بوشهر
۲. لرهای : کرمانشاه، ایلام، لرستان.
۳. لرهای ثلاثی: بروجرد، ملایر، نهاوند، تویسرکان، شازند و کنگاور.
۴. لرهای جنوبی: نورآباد ممسنی، شهرستان رستم، بخشی از شهرستان سپیدان، قسمتهایی از استان بوشهر

۵. لرهای کهکیلویه و بویراحمدی: استان کهکیلویه و بویراحمد، اقوام ساکن در دیلم و گناوه در استان بوشهر و قسمتهایی از خوزستان.
۶. لرهای فیلی: خرم‌آباد، دورود، دوره، پل دختر، دره شهر، لوشان، وقسمتهایی از شوش، قزوین و قسمتهایی از عراق.
۷. لرهای شولستانی: شولستان شامل نیمی از لرستان (سرزمین‌های قوم لر) بود واز نورآباد ممسنی استان کهکیلویه و بویراحمد، گناوه، شمال غربی بهبهان، گتوند و لرستان را شامل می‌شد.
۸. : کشورعمان و جزیره ی مسندم.
۹. هداوند: در بخش هایی از استان تهران به ویژه در منطقه ی ورامین (شامل شهرستان های ورامین، پیشوا، پاکدشت).
تلاش های گذشته:
مور خین پیش از قرن هشتم هجری هیچ گونه مطالبی در گویش لری به جا نگذاشته اند. حمد الله مستوفی برای اولین بار ضمن بر شمردن طوایف و ایلات لر، به طور مختصر اشاره ای به زبان لُری نموده و یاد آور شده که در گویش لُری الفاظ عربی بسیار است. اما این ده حرف در گویش لری نمی آید: ( ح خ ش ص ض ط ظ ع ق). لرها کمتر به زبان خود مطلب نوشته اند بلکه نوشته­ های آنها به زبان فارسی است (مستوفی،۱۳۶۳ ص ۵۳۹) گزارش
حمد الله مستوفی از این جهت حائز اهمیت است که نشان می دهد دست کم زبان لری در قرن هشتم هجری وجود داشته است. پروفسور تکستون استاد زبان فارسی در دانشگاه هاروارد معتقد است که زبان لری نزدیک به ده هزار سال پیش یا کمتر از زبان فارسی منشعب شده است. بحث و بررسی درباره ریشه شناسی وا‍‍‍‍‍‍ژه های لُری با سایر زبان ها و لهجه ها پیوستگی این زبان را با سایر زبانها و لهجه های آریائی نشان می دهد. چنانکه در این تحقیق اجمالی وجود ۱۵۰ واژه­ی همانند در زبان لری و زرتشتی به روشنی حکایت از پیوستگی دیرینه این زبانهاست که در واقع از این اصل و مبدأ اشتقاق یافته اند.
پیشینه تحقیق
نخستین بار در سال ۷۳۰ هجری ، حمد الله مستوفی صاحب تاریخ گزیده درباره زبان لُری سخن گفته و یاد آوری نموده که در گویش لری الفاظ عربی بسیار است. در فاصله قرن های (۲۰- ۱۸) میلادی، سیاحان وپ‍‍‍زوهشگران اروپائی از مناطق لر نشین دیدن کرده و درباره گویش لری نظراتی را ابراز داشته اند. اُ. مان (o- man) آلمانی. لریمر ((Lorimer انگلیسی و اُرانسکی روسی از جمله پزوهشگران خارجی هستند که گویش لری را در مقایسه با فارسی نو و دیگر زبانهای ایرانی بررسی کرده اند. (اُ. مان) با مقایسه نمونه هایی از لهجه های مختلف لری ثابت کرد که لری از زبان های ایرانی جنوبی است و با کردی که از زبانهای شمالی است تفاوت دارد. اثر او به نام گویش لرهای جنوب غربی ایران در سال ۱۹۱۰ میلادی به آلمانی انتشار یافت. دانشوران ایرانی تحقیقاتی در زمینه برسی گویش لری انجام دادند که بیشتر به جمع آوری واژه نامه ها، ضرب المثل ها، فرهنگ عامه و اشعار محلی محدود می شود و جای یک پژوهش علمی بر مبنای مطالعات زبان شناسی خالی است.

خطر فراموشی گویش یا زبان لری:
فرهنگ از اولین و مهمترین مؤلفه های هویت هر قوم است، و در بین مولفه های مختلف وگوناگون فرهنگی مهمترین بخش های هر نظام فرهنگی، زبان اولین جایگاه را بخود اختصاص داده است. شاید چنین به نظر برسد که زبان تنها وسیله یا فاکتوری برای ایجاد ارتباط است، اما زبان، زمانی که با تاریخ و هویت یک قوم پیوند می خورد، اهمیتی فراتر از یک وسیله ارتباطی می یابد، زیرا در خود حجم عظیمی از اطلاعات فرهنگی هنری و تاریخی را بطور نهفته دارد که هر کدام به نوبه خود حاوی آیتم های دیگری برای اثبات هویت یک قومیت یا نژاد محسوب می شوند.
اگر به زبان نیز در همان سطح ابتدایی یعنی ایجاد ارتباط نیز بنگریم،
می بینیم که بواسطه نوع خاص آن باید با عده بخصوصی از افراد جامعه بشری ارتباط داشته و با برخی به حکم ضرورت زبانی ارتباطی نداشته باشیم؛ و این خود به نوعی موثر در تفکرات و اندیشه های انسان خواهد بود. هرچه قدمت زبانی بیشتر از دیگران باشد بار های فرهنگی آن نیر بیشتر خواهد بود به این نوع زبان های دارای قدمت، باید چون یک میراث فرهنگی نگریست و برای حفظ آن از تهاجم فرهنگی و تبلیغات مخرب، برنامه ریزی ها و راهکار هایی مناسب هر دوره ارائه کرد. مرگ گویش و لهجه ها به معنی مرگ فرهنگ های بومی و اصیل یک کشور است که امروزه به دلیل سایه علم و تکنولوژی کمتر مورد توجه قرار می گیرد.
در علل و عوامل مرگ زبان ها و گویش ها عوامل متعددی را ذکر
کرده اند که می توان آنها را در دو عنوان کلی عوامل درون زبانی و عوامل برون زبانی تقسیم کرد. این عوامل درون زبانی و برون زبانی، در رابطه تنگاتنگ باهم قرار دارند و بر شدت و ضعف هم تاثیرمی نهند. هرچه متکلمین یک گویش به خود باوری درمورد فرهنگ وآداب ورسوم خود برسند و برای حمایت از آن راهکار و برنامه داشته باشند و در این مورد بخصوص از زبان مادری یا گویشی خود بیشتر استفاده کنند، میزان تاثیر عوامل خارجی کم وکمتر می شود.
منظور از عوامل خارجی هر گونه برنامه در هر قالب و محتوایی است که زبان خاص خود را به همراه دارد، از قبیل تأثیر تکنولوژی که زبان های محلی را مورد هجوم خود قرار داده و سهمی زیاد در نابودی آنها دارد. ایران از جمله کشورهایی بوده و هست که همواره مورد هجوم سایر فرهنگ ها قرار گرفته و زبان فارسی چندین بار در تاریخ پرفراز و نشیب خود در خطر انقراض قرار گرفته است. که با تلاش ایرانیان و بزرگ مردانی از این خطه پر گهر تمام این آفات دفع شده، هر چند که ردپایی از این حضور بیگانگان در فرهنگ و زبان ایرانی رسوخ کرد اما کلیت فرهنگ ایرانی همچنان محفوظ مانده است و ما نه به زبان عربی سخن می گویم نه ترکی و نه هیچ زبان دیگری. اهمیت گویش های ایرانی که از فرزندان زبان فارسی هستند به اندازه خودزبان فارسی است. این اجزا فرهنگی به دلیل ارتباط که باهم دارندکلیت نظام فرهنگی مارا تشکیل می دهد.
دومین عامل که منجر به از بین رفتن زبان و اداب و رسوم یک قوم می شود عامل درون زبانی است و به عملکرد و نگرش خود اشخاص بستگی دارد ومعلول فرهنگ عمومی جامعه وعدم سیاستگذاری صحیح است. مردم آن سرزمینی که زمانی درمعرض یک فرهنگ یا زبان جدید قرار می گیرند اعتماد به نفس حمایت از زبان آبا و اجدادیشان را نداشته باشند محکوم به نابودی فرهنگ و زبان خود هستند. ما نباید با نداشتن خود باوری و عدم اطمینان به فرهنگ آبا و اجدادی خود به یاری عوامل بیرونی رفته و در اشاعه فرهنگ

بیگانه درمرز و بوم خود به مهاجمین کمک کنیم. مردمی که به دلیل نداشتن آگاهی از اهمیت زبان و فرهنگ خود و پی نبردن به ضرورت حفظ آن، دل به تبلیغات دیگران می دهند و با باور آنها، میراث زبانی خود را به فراموشی می سپرند.
در تقسیم بندی دیگر که در خصوص زبان ها بدست آمده زبان ها را بر اساس تکلم در خانواده ها تقسیم بندی کرده اند .که یکی از خطرات مهم برای زبان ها و گویش ها را عدم توجه والدین در بکار گیری آنه در مکالمات با فرزندان و کودکان است، بدین گونه که وقتی فرزندان و کودکان با این گویشها تکلم نکنند و از آنجا که اینان باز ماندگان اجداد خود می شوند بنابراین در نسل بعد گویش مورد نظر از بین می رود و به دست فراموشی سپرده می شود. این خطری است که امروزه در استان کهگیلویه و بویراحمد وجود دارد. از یک طرف کودکان را در سالیان اولیه با زبان فارسی آشنا می کنند و تلاش دارند تا در محیط خانواده با کودکان فارسی تکلم نمایند؛ که این خود به دلایل متعدد مانند عدم خود باوری در زیبایی گویش لری و احساس کمبود کردن در داشتن لحجه در هنگام سخن گفتن است. این نقیصه در والدین باعث گردیده است که تلاش نمایند در محیط خانه گویش لری به کنار گذاشته شود. از طرف دیگر برنامه های رسانه ها و ارتباط جمعی دو تاثیر با همزمان در فراموشی یا روی گردانی مردم از تکلم های گویشی در پی داشته است که در اینجا به آنها اشاره می شود:
الف: وجود برنامه های شاد و تفریحی مانند برنامه های کودکان و اینکه رسانه ها و تلویزیون ساعات فراغت کودکان را پر نموده است و کارتون ها و

سایر سرگرمی ها به گونه چشم گیری باعث روی آوری و سخن گفتن کودکان به زبان فارسی شده و گویش ها را فراموش نمایند.

ب: استفاده از برنامه­های غیر کارشناسانه در رسانه­ های محلی به عنوان مثال مجریان تلویزیون مرکز استان که این لهجه یا گویشی که بکار می برند عملا گویش و لهجه ای نیست که امروزه در استان رایج است و برنامه های طنز غیر کارشناسانه ای که با این گویش ساخته و اجرا می شود باعث گردیده که در اذهان عمومی و بخصوص دیگر گویش ها به عنوان گویشی ظنز آمیز و حتی مسخره محسوب گردد. و این یکی از بزرگترین آفاتی است که امروز گریبان گیر این گویش زیبا و مقدس شده است.

در این کتاب تلاش شده است تا با توجه به ریشه واژگان لری و اصالت واژگانی سند دیگر در اثبات هویت فرهنگی ارائه داده باشیم تا خود باوری غرور اصالت زبانی را دوباره زنده نماید و با افتخار مانند سایر گویش ها و زبان ها به آن تکلم نماییم واز فراموشی آن جلوگیری به عمل آید چرا که همان طور که در بالا اشاره شد مهمترین شاخص فرهنگی زبان است. به امید آن روز.

 

***     ****      *****

افرازی زاده از نویسندگان و شعرای استان می باشد که صاحب تالیفات دیگری نیز می باشد

 این نویسنده مولف سه جلد از مجموعه دانش نامه فرهنگ و تمن استان می باش که اصالت واژگان لری یکی از این مجموعه ها می باشد.

« دست بافته های استان» و « ترانه رنگ»  از جمله آثار این نویسنه در مجموعه انش نامه فرهنگ و تمدن استان می باشند که توسط حوزه هنری استان گردآوری شد.