یاسوج ۲۴: یادداشت//   محمد طاهری/دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه یاسوج به نظر من عروسی باید دو ویژگی اساسی داشته باشد: یکی این که شاد باشد و دیگری این که برخاسته از فرهنگ و رسوم باشد. این ویژگی ها متأسفانه دارد در مراسم بچه های اهل رعایت، به اشتباه کم رنگ می شود. […]

یاسوج ۲۴: یادداشت//

 

/دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه یاسوج

به نظر من باید دو ویژگی اساسی داشته باشد: یکی این که شاد باشد و دیگری این که برخاسته از فرهنگ و رسوم باشد. این ویژگی ها متأسفانه دارد در مراسم بچه های اهل رعایت، به اشتباه کم رنگ می شود.
مولودی های که هیچ فرقی بعضاً با مداحی ندارند و صرفاً از مخاطب می خواهی به جای سینه، کف بزند، یا شعبده بازی یا استند آپ کمدی! که همه این ها بهترش در جشن های دانشجویی هم می بینیم و اساساً هیچ نسبت واقعی نمی توانند با مراسم عروسی داشته باشند.
مهم ترین دلیل برای اشتباه بودن این مراسم ها این است که الان بچه اهل رعایتی در تهران همین مراسم را می گیرد، در قائن بیرجند خراسان جنوبی همین طور، در جزیره لارک هرمزگان هم و در ماسوله گیلان نیز! بچه های لر و ترک خودمان هم به همین درد مبتلا شده اند. این خیلی اشتباه فاحشی ست که به بهانه دین و به جای مراسم سازی، همه یکسان شویم و نقداً قید فرهنگ و رسوم را بزنیم.
حال آن که وقتی به فرهنگ خودمان نگاه می کنم لذت می برم از این عمق فرهنگ که برای هر مناسبتی، یک مجموعه آداب دارد. ما هم زبان و لهجه داریم، هم لباس مخصوص، هم موسیقی خاص، هم رسوم ویژه.

سال هاست یکی از دغدغه های ذهنیم این است که چگونه می شود یک مراسم عروسی شاد داشت و هم اول زندگی را با یک رنگ خدایی شروع کرد و هم منطبق با فرهنگ و رسوم طایفه و ایلم باشد؟
مثلاً در فرهنگ ما موسیقی‌ای داریم که توانسته بود برای حالت های مختلف، موسیقی لازمش را بسازد. مثل ساز و نقاره یا به قول لرها مهتر!. در قشقایی که نگاه می کنم می بینم چه قدر این ساز توانسته بوده بخش های مختلف زندگی را پوشش دهد. از جنگ نامه و رویدادهای حماسی تا هَلی و چوب بازی در عروسی و حتی ختنه سوران! یعنی این ساز و موسیقی از دل و فرهنگ مردم درآمده و برای حالات مختلف زندگی مردمش، تولید داشته است.
ما یکی از بهترین لباس های ممکن را داریم. لباس های ما بسیار پوشیده است و با تنوع رنگی که دارد برای مراسم های خاص مثل عروسی به خوبی رسانای شادی است. تازه معتقدم که باید لباس را هم با همان سنت کامل، زلف و دستمال زد!
البته برخی جاها متأسفانه برخی رسوم غلط مثل اختلاط هنوز پابرجاست که الحمدلله در فامیل ما تقریباً این رسم از میان رفته است و خانم ها می توانند در یک محیط امن بدون دغدغه نگاه نامحرم کاملاً راحت باشند و شاد.
نمی توانم برای دستمال بازی محلی خودمان تعبیر رقص قائل شوم. برای تشخیص حکم هم باید به مرجع تقلید رجوع کرد. اگر به تشخیص حقیر(مکلف) باشد دستمال بازی ما نه لهوی است و نه مفسده ای بر آن مترتب است و چون زن برای زن است باعث تحریک شهوت هم نمی شود. برای موسیقی هم باز همین مسیر است که باید از طریق راهش رفت و به نتیجه رسید..
البته دغدغه مهم دیگر من بحث صبغه‌ی ِ عروسی است. نوع برخورد دین با پدیده های ریشه ای این است که غالباً نفی نمی کند بلکه با ساز و کارهایی به آن می بخشد. برای مثال عید نوروز، رسم ایران باستان است. اما ائمه ما(ع) این رسم خوب را با دادن ادعیه و سفارشاتی، رنگ و بوی توحیدی می دهند. به گمانم با کمی خلاقیت می توان هم (یفرحون بفرحنا) بود و هم یک مراسم شاد با گوشه هایی از فرهنگ خود داشت و شاید این به نگاه تمدنی نزدیک تر باشد.

للحق