یاسوج ۲۴: یادداشت//

 

سید سعید هاشمی/دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان مستقل

در این مجال کم سعی داریم به عوامل و ریشه های مسکوت ماندن ها علی الخصوص های استانِ خود بپردازیم. بدون مقدمه می رویم سرِ اصل مطلب.

  1. عدم سخت افزار های کافی: اینکه دانشگاه مبدأییست برای همه ی تحولات، برای غالب جامعه بدون شک روشن است و این خود نکته ای است که می تواند خیلی از انتظارات و شاهراه ها را به ما بفهماند. گام برداشتن به سمت پیشرفت های فنی و نظری در دانشگاه ها نیاز به ایجاد فضایی برای به دست آوردن چنین خواسته هایی دارد. یکی از اینها فضاییست به اسم پارک های علمی-فناوری. وقتی که دانشجو وارد دانشگاه می شود، ناخواسته و در واقعیت به دنبال یک سری امکاناتی است که بتواند با بهره گیری از آن، حدأقلِ هنر خود را در حوزه های مختلف یا یک حوزۀ خاص نشان دهد، اما متأسفانه به علت نبود چنین فضایی، دانشجو احساساتش سرخورده می شود و جز آزمایش گاه های علوم پایه و فنی، و در نهایت به جز یک اینترنت با سرعت پایین، کاری از دستش ساخته نیست که همان هم در نوبه ی خود با محدودیت های سخت افزاری روبروست. البته بدون شک نافی این نیستیم که دست دانشجو کاملاً بسته می شود؛ چرا که یک قسمتی از آن به خودِ دانشجو و ذهنِ خلاقش برمیگردد که بتواند محیطش را در شرایط مختلف کنترل کند. با این حال در یک نگاه بدبینانه باید بپذیریم که غالب دانشجوها این ویژگی را ندارند که این مهم در نوبه ی خود، نیاز به تأمل و تفکر بیشتری برای این عامل می طلبد.
  2. مسکوت: با نگاهی تاریخی به سابقه ی حرکت های صورت گرفته در بطن جامعه و نقش بی نظیر دانشگاهیان در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، به این خواهیم رسید که هم اکنون حرکت های دانشجویی به لاک پشتی تبدیل شده که قصد شرکت در مسابقه ی دو را با یک خرگوش دارند و همه میدانیم که بازنده ی آن، حقیقتا لاک پشت خواهد بود. در آستانه ی ورود به دهه ی چهارم انقلاب، شاهد زمین ماندن جنبش های دانشجویی و فعال شدن عرصه های مجازی با ورود طیف جدید دانشجویان جدیدالورودی هستیم که یکی از ریشه های مهم این برمی گردد به نداشتن فرهنگ صحیح استفاده از ابزارهای نوین در عرصه ی مجازی. هیچ کس بلا شک نمی تواند ادعا کند که نباید امکانات جدید و ابزارهای تازه وارد عرصه ی اجتماعی گردند اما مشکل اصلی در بهره گیری از آن به نحو مطلوب است و این باعث شده که حتی تحلیل هم از بین دانشجویان برداشته شود و آن را از رفتن به سمت مراجع اصلی کسب اطلاعات به خاطر جذابیت های خاص نهفته در آن منع می کند. به تبع آن، به دلیل ضعف اطلاعات، قدرت تحلیل دانشجو برداشته می شود و آن را از ایجاد حرکت های حق طلبی و حق خواهی به طور ناخواسته طرد می کند. نه انجن های علمی آن طور که باید فعال می شوند و نه تشکل های دانشجویی. نهایتِ آن می شود یک جشنواره ی حرکت که آن هم به قول یکی از دوستان، جشنواره ی حرکتی در کار نیست بلکه «تحریک»یست موقتی که همچون نسیمی وزیده می شود و به زودی هم به فنا می رود.