۲۴:

مهندس سید صابر
کارشناس و مسائل شهری

شهرها از گذشته ی دور از قابلیت پیاده مداری بالایی برخوردار بودند وپیاده روی در گذشته به عنوان الگوی اصلی حرکتی مردم در طراحی شهری استفاده می شد به دنبال انقلاب صنعتی و ظهور اتومبیل ها در شهرها موضوع عابرین پیاده و پیاده راه های شهری در شهر ها بسیار کمرنگ شده است به گونه ای که تسلط خودرو ها بر شهرها و انسانها کاملا محسوس است همزمان با ورود خودرو به عرصه ی شهری انسان با تنش های روحی وآسیب های اجتماعی بسیاری روبه رو شد بنابراین تحول شهرسازی باید به گونه ای باشد که بار دیگر معیارهای انسانی را در شهر مورد توجه و تاکید قرا بدهند.
از ویژگی ها و شاخص های شهری مطلوب دسترسی آسان و سریع به نقاط مختلف شهر وبهره مندی از کاربری های مختلف موجود در شهر و استفاده از انها می باشد.
عابرین پیاده در سیستم حمل و نقل شهری نسبت به تاکسی ها ماشین های خطی و شخصی از جایگاه و سهم بیشتری برخوردار هستند اما آن چیزی که در شهر های امروز بالخص یاسوج به عنوان شهری نوپا با آن رو به رو هستیم عکس این موضوع میباشد چیرگی حرکت سواره بر پیاده در شهر به خوبی گویای این مطلب میباشد چنین موضوعی پیامد های ناگوار اقتصادی,فرهنگی,زیست محیطی,وناهنجاری های اجتماعی عدیده ای را برای شهر به ارمغان آورده است.
با توجه به اینکه اقدام مدیران شهری برای مقابله با ازدحام ترافیک و تجهیز و آماده سازی خیابان ها و پیاده راها برای عابران و همچنین اقدامات مناسب شهری برای کاهش ترافیک ناکام بوده است از این حیث با هدف توسعه ی حیات انسانی و تعاملات هر چه بیشتر انسانی در شهر ها انتظار می رود توسط دستگاه های ذیربط اقداماتی در راستای احیای خیابان ها و مهم تر از آن پیاده راه های شهری انجام دهند چرا که خلق فضای شهری مستلزم ارتباطات فردی,تعاملات کلامی و غیر کلامی, نیاز به امنیت ,آرامش, استراحت,دسترس ی های مناسب کالبدی و آزادی در انجام فعالیت ها می باشد.
یاسوج که فاقد هر گونه مسیر پیاده راهی مناسب شهری میباشد هایی که به سختی امکان گذر در آن وجود دارد از یکطرف عرض کم ها در مقایسه با حجم عبور ومرور افراد پیاده به گونه ای که در بسیاری از مواقع خیابان ها نیز جز ها به حساب می آیند و از طرف دیگر در محاصره ی مغازه داران و دستفروشان ها صرفا به معنای فضایی برای عبور پیاده نیستندبلکه مکانی است که درون خود رفتار هایی همچون قدم زدن ,دویدن,ایستادن,تماشا کردن,گپ زدن,نشستن و استراحت کردن و….. را شامل میشود اما در یاسوج حتی دریغ از وجود یک نیمکت در شهر برای استراحت شهروندان مردم نیاز های اجتماعی و جسمی خود را کجا باید بر طرف کنند برای استراحت به کجا باید پناه ببرند. آیا نه اینکه باید با تجهیز و آماده سازی پیاده راه های شهری و طراحی فضاهای جمعی شهری به نیاز های شهروندان پاسخ دهیم چه امکاناتی از جمله حمل ونقل مناسب شهری,فضای سبز شهری مناسب,گشایش فضایی, مناسب و…..در اختیار شهروندان قرار دارد.به نظر می رسد که مدیران و طراحان شهری ما فقط از عهده کارهایی از قبیل کف سازی پیاده روها,ترمیم اسفالت خیابا نها,رنگ کاری بلوار ها و…. بر می آیند که این موارد هم جز خدمات شهری به حساب می آیند و به هیچ وجه ارتقا دهنده ی کیفیت فضای شهری نیستند پس تاثیر گذاری مدیران شهری در کیفیت فضای شهری کجای شهر قابل روئیت است
آیا نه اینکه مدیران شهری در قبال رفتار های اجتماعی شهروندان مسئولند؟؟
آیا نه اینکه مدیران شهری باید در قبال همه معضلات شهری پاسخگو باشند؟؟ اما این مردم هستند که باید جور همه ی این بی تدبیری ها را بکشند
مرکز شهر به عنوان هسته ی اصلی شهر که عمده فعالیت شهروندان در آن شکل میگیرد فارغ از هرگونه امکانات برای رفع نیاز های اولیه شهروندان میباشد شهرسازی با محوریت پیاده و قرار دادن انسان وجایگاه انسان در طراحی به عنوان عنصر اصلی طراحی امروزه در دنیا در اولویت اصلی کار شهرسازان و معماران قرار دارد اما در شهر یاسوج شهری که نیم قرن بیشتر از عمر آن نمیگذرد نه به انسان وفعالیت های انسان در بحث طراحی توجه شده است ونه به حجم وسایل نقلیه و تردد آن توجه شده است این طور به نظر می رسد که هیچ کس هیچ نقشی در ساماندهی فضاهای شهری نداشته است اما در عین حال صاحبان فراوانی دارد…….
می توان گفت تنها و تنها یک فضای شهری مناسب برای انجام فعالیت هایی هم چون تعاملات مردمی, ایستادن, خلوت شهری و…. وجود دارد و آن هم خیابان امام خمینی(بلوار شصت متری) که چنین خیابان وچنین بلواری هم از همان ابتدای شکل گیری شهر وجود داشت و مدیران شهری هیچ نقشی در آن نداشته و ندارند.اما این مسیرحرکتی مناسب از چه امکاناتی برای استفاده شهروندان برخوردار است.خیابانی که روزانه در دید و رصد مدیران وطراحان شهری قرار دارد حتی از یک کف سازی ساده و یک نور پرداز ی مناسب برخوردار نیست نیمکت هایی که در این بلوار طراحی شده داست شاید مربوط به زمان جنگ باشد وفقط به کمک جرثقیل امکان حمل و جابه جایی آن وجود دارد.چه انتظاری میرود شهر مان زیبا باشد روز به روز زوال محیط کالبدی شهرمان را مشاهده میکنیم اما هیچ اقدامی جهت زیبا سازی آن انجام نمی دهیم چه انتظاری می رود که شهرمان زیبا باشد شهر که بستر رشد فیزیکی,روحی,فرهنگی واجتماعی شهروندان است وتاثیر بسزایی در شکل گیری رفتار های اجتماعی شهروندان دارد با این وجود چگونه می توان روز به روز شاهد پر خاشگری ها و نا هنجاری های اجتماعی در سطح شهر نباشیم وقتی که شهرمان از هیچ کیفیت شهری برخوردار نیست و روز به روز به زوال نزدیک تر می شود شاید بقاء و احیای شهری نیازمند تزریق مدیریت شهری باشد………….. شاید
از این رو امکان سنجی و طراحی بعضی از خیابان ها و پیاده راه های شهری یاسوج نه تنها موجب حل بسیاری از مشکلات اجتماعی و فرهنگی میشود بلکه موجب دسترسی بهتر در شهر و تجدید رونق اقتصادی وحیات مدنی در شهر می باشد و با ایجاد توسعه ی پایدار شهری با در نظر گرفتن سه بعد اقتصاد,اجتماع ومحیط زیست ضمن بهبود وضعیت اقتصادی و ایجاد رفاه همگانی توام با عدالت اجتماعی از اثار مخرب زیست محیطی و ناهنجاریهای اجتماعی در سطح شهر جلوگیر ی میشود………
دلم می سوزد اما چه کنم کاری زدستم بر نمی آید…………