معنای این حرکت ها چیزی جز این نیست که« ما مبنای اندیشه ای نداریم و حرف شما را نمی خواهیم بشنویم پس آشوب می کنیم تا صدای شما را کسی نشنود»با این حساب مشخص می شود چه کسانی چماقداران و غوغاسالاران هستند

سایت مردم استان (ک و ب)- ؛ دکتر و دکتر در برگزار شد.پیرامون این مناظره چند نکته قابل ذکر است:

۱-موضوع مناظره «اصول گرایی و ، تمایز گفتمانی و عملکردی»بود.دکتر وکیلی طبق عادت معمول که همیشه از بحث درمبانی نظری گریزانند مناظره را به سمت عملکردها و مصداق ها و اشخاص سوق داد.

اما دکتر هدایتخواه ابتدا اصول و را تبیین نمود.شخصیت آقای دکتر وکیلی بیشتر ژورنالی و رسانه ای است،اما دکتر هدایتخواه بیشتر وجهه علمی و تحلیلی دارد.بی شک تا ای روشن نشود صحبت از مصادیق و اشخاص و عملکردها بی مورد است.

اصلاح طلبان همواره با ابهام گویی و عدم شفافیت گفتمانی بینش نظری خود را برای مردم روشن نکرده اند.سکولاریسم،پلورالیسم و لیبرالیسم از مبانی اندیشه ای اصلاحات است.یعنی همان چیزهایی که در طول حاکمیت خود بر اساس آنها عمل کرده اند.

بنابراین از این زاویه برنده اصلی مناظره دکتر هدایتخواه است.

۲-غوغاسالاری از مشخصه های بارز گفتمان اصلاحات است.به ویژه در فضای دانشگاه که باید محل تفکر و اندیشه باشد این عوغاسالاری بیشتر مشهود است.اصلاح طلبان همواره از دانشگاه و احساسات دانشجویی به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود سود جسته اند.قضایای سال ۷۸ و ۸۸ و نیز انبوه جلساتی که توسط دانشجویان طرفدار اصلاحات-که حجم قابل توجهی از آنها اصلا معنا و مفهوم اصلاحات را نمی دانند-شاهد این مدعاست.

در این مناظره در حالی که طرفداران هدایتخواه آرام و باحوصله بودند و هر از چندگاهی با ذکر صلوات یا تشویق نماینده گفتمان خود را یاری می کردند،طرفداران وکیلی در نهایت بی اخلاقی صفت های ناروا به هدایتخواه نسبت داده و دائما با هو کشیدن و دعوا سعی در بر هم زدن نظم جلسه داشتند.

معنای این حرکت ها چیزی جز این نیست که« ما مبنای اندیشه ای نداریم و حرف شما را نمی خواهیم بشنویم پس آشوب می کنیم تا صدای شما را کسی نشنود»با این حساب مشخص می شود چه کسانی چماقداران و غوغاسالاران هستند

از این زاویه نیز گفتمان اصولگرایی پیروز میدان بوده است.

۳-اما در بحث عملکردها ،عرصه تقابل، ۲۴سال مدیریت اجرایی اصلاح طلبان در مقابل ۸سال مدیریت اصولگرایان بود.محمد علی وکیلی علیرغم رسالت رسانه ای خود نه تنها هیچ نقدی را بر این ۲۴ سال روا نداست،بلکه ریشه همه مشکلات کشور را ۸سال حاکمیت اصولگرایی دانسنت.

این در حالی است که دکتر هدایتخواه بیان کرد که از اقدامات اصولی و صحیح دولت احمدی نژاد دفاع می کند و خود منتقد اصلی نقاط ضعف ها و خطاهای دولت احمدی نژاد به ویژه در دو سال آخر است.تا قبل از دولت اصولگرایی سه دولت میر حسین موسوی،هاشمی رفسنجانی و خاتمی که هر سه در جرگه اصلاح طلبی قرار دارند بر سر کار بوده اند.هر نگاه منطقی و منصفی می پذیرد که ریشه اساسی بسیاری از مشکلات اقتصادی و سیاسی و فرهنگی کشور ما را باید در عملکرد و سیاستگذاری های دولت های قبل جستجو کرد.

اصلاح طلبان همواره طوری وانمود می کند که گلستانی را تحویل احمدی نژاد داده اند و او آن را تبدیل به ویرانه کرده است.این در حالی است که همه شواهد و قرائن نشان می دهد که دولت احمدی نژاد در بسیاری از زمینه ها چند برار دولت های قبل کار کرده است.البته اصولگرایان خود اولین و سرسخت ترین منتقدان وی نیز بوده اند.

بنابراین در مقایسه عملکردی نیز باید پذیرفت گفتمان اصولگرایی برتر بوده است

۴-اما نکته آخر انتصاب دولت روحانی به اصلاح طلبان است.آقای روحانی خود را یک اعتدال گرا معرفی کرده است .او عضو جامعه روحانیت مبارز است که در گروه راست سنتی قرار می گیرد.اما اصلاح طلبان قصد دارند پیروزی او را پیروزی اصلاح طلبان و دولت او را دولت اصلاحات معرفی نمایند.گرچه برخی شواهد نشان می دهد اصلاحات قصد دارد تا طرح دوباره فتح سنگر به سنگر را که ظاهرا از مسئولیت های استانی و میانی شروع و به مجلس خبرگان ختم می شود اجرا نمایند،اما بهتر است بدانند که شرایط امروز با سال ۷۶ بسیار متفاوت است و آن سال های سیاه دیگر تکرار نخواهد شد.

در مجموع باید گفت پاشنه آشیل اصلاح طلبان تناقض در گفتار و کردار آنهاست که همین امر موجبات طرد آنها به وسیله مردم متدین و معتقد به اسلام ناب را فراهم کرد.بنابراین اگر می خواهند برای همیشه محو نشوند بهتر است به دامان ملت برگردند.

در مطالب بعد به تبیین گفتمان های سیاسی و اجتماعی در دوران جمهوری اسلامی(سازندگی-اصلاح طلبی –اصولگرایی) خواهم پرداخت